همواره انتخاب آثار دینی معتبر، از مهمترین چالشهایی است که با آن مواجهیم. کتابهای زیادی در موضوعات دینی چاپ و منتشر میشود که بعضی از آنها فاقد استاندارهای علمی و محتوایی هستند. شناخت کتب معتبر از نامعتبر مسئله بسیار مهمی است که اگر از آن غفلت کنیم، دچار سوء برداشت و سوء تفاهم از مفاهیم دینی میشویم. در این مقاله قصد داریم بهترین و معتبرترین کتاب های دینی و مذهبی را به شما معرفی کنیم. این کتابها، اغلب در لیست پرفروشهای ماهانه کتابرسان نیز قرار دارند.
این مقاله برای چه کسانی مفید است؟
مخاطبان این نوشتار را دو گروه اصلی تشکیل میدهند:
- متدیّنانِ جویای فهم درست از دین، بهقصد عمل صحیح در مسیر دینداری.
- افرادی که قصد دارند با نگاهی تحلیلی و از منظری بیرونی، دین اسلام و مکتب تشیع را مورد ارزیابی قرار دهند.
آیا این دو گروه، نقطه اشتراکی دارند؟ به عبارت دقیقتر، مسیر شناخت این دو گروه در کجا به یکدیگر میرسد؟
خواه هدف، شناخت دین برای تنظیم سبک زندگی مطابق با آن باشد و خواه ارزیابی آن از منظری پژوهشی، راهی جز مطالعهی آثار این حوزه وجود ندارد. اما با انبوه آثاری که روزانه به بازار نشر عرضه میشوند، مخاطب باید به کدام سمت گرایش پیدا کند؟
خواندن کتاب های معتبر دینی، بهترین راهکار عصر حاضر
صریحانه باید گفت: گسترش روزافزون مبلغان دینی و ارائهی گزارشهای گاه متعارض و ضد و نقیض از سوی آنان، حتی دینداران را نیز دچار سردرگمی کرده است؛ پرسش اصلی اینجاست که «کدام سخن، سخن درست است؟» و «باید پیرو کدام شخصیت یا جریان بود؟». فضای مجازی نیز بهوضوح بر شدت این مسئله افزوده است؛ تا جایی که گاه شاهد صفآراییهای مجازی و اتخاذ مواضع تند گروههای طرفدار این مبلغان در مقابل یکدیگر هستیم.
در این شرایط، چه باید کرد؟
اصل را بر «خواندن» بگذارید تا «شنیدن» سخنرانیهای متعدد.
مطالعه، امتیازاتی دارد که شنیدن فاقد آن است: قابلیت تحلیل و بازبینی دقیقتر، فقدان فضای هیجانی انکار و تأیید آنی، و دقت عقلی بیشتر در طرح و بررسی مباحث.
معیار اعتبار کتاب های دینی
حال، پرسش اساسی این است: چه آثاری را باید مطالعه کرد؟
معیارهای انتخاب اثر معتبر:
مؤلف: نخستین ویژگی به نویسنده اثر بازمیگردد. لازم است مؤلف، از شخصیتهای ریشهدار و شناختهشده در میان علما باشد و اشتهار به «علم» و «عمل» داشته باشد.
متن: یک متن قابل اعتماد، دو ویژگی اساسی را حتماً داراست:
استناد: هر گزاره تاریخی یا نقلی که در متن آورده شده، باید مستند باشد و مؤلف، سند خود را ذکر کند. متأسفانه یکی از آفات رایج در برخی کتابها و سخنرانیهای دینی، نقل داستانها و روایتهای فاقد سند است.
استدلال: باید عادت کنیم هیچ سخنی را از هیچکس، بدون استدلال و برهان منطقی نپذیریم. بنابراین، آثار ارزشمند، آثاری هستند که بهشکلی مستدل و مستند از آموزههای دینی دفاع میکنند.
23 کتاب دینی و مذهبی
این مقاله در صدد است، با رعایت معیارهای فوق، تعدادی از بهترین آثار حوزهی دینی و مذهبی را بهطور خلاصه معرفی کند. روش کار به این شکل خواهد بود که هر کتاب، بدون مقدمهی طولانی، با ارائهی گزارشی مختصر از سرفصلها و محتوای اصلی آن، ارائه میشود.
1. «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»
مطالعه کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» دو هدف مهم را برآورده میکند: اولاً آشنایی عمیقی با مفاهیم بنیادین اسلام برای خواننده ایجاد میکند و ثانیاً مدل نگاه رهبری به دین و آرای دینشناسانه ایشان بهخوبی در متن کتاب هویداست که سبب میشود تا با نگرش دینی ایشان به خوبی آشنا شویم.
آیتالله خامنهای از ابتدای زیست علمی خود دو دغدغه مبنایی داشت. در واقع میتوان گفت ایشان تحت آموزش حکمای قدرتمندی مانند امام خمینی و علامه طباطبایی، به دنبال گزارشی دقیقتر از اسلام بود که دین را از حالت منفعل و گوشهگیر خارج کرده و روایتی صددرصد اجتماعی و سیاسی (در عین حال تأمینکننده سعادت فردی بشر هم باشد) از آن ارائه دهد، با این تفاوت که مفاهیم آن مستقیماً از قرآن گرفته شده باشد.
چراکه تا قبل از علامه طباطبایی در میان حوزههای علمی و جوامع اسلامی توجه جدی به علوم قرآنی نبود و شاگردان ایشان و فضای عمومی حوزهها متأثر از ایشان، همت جدی خود را صرف تبیین معارف مطابق آیات قرآن کردند.
کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» اثر آیتالله خامنهای، یکی از دقیقترین آثار در ادامه مسیر علامه طباطبایی و حضرت امام است. این کتاب حاصل سخنرانیهای رهبری در طول یک ماه رمضان در سال ۱۳۵۳ میباشد. پس ابتدا باید دانست که کتاب را باید در فضای قبل از انقلاب مطالعه کرد.
موضوع کتاب، گزارشی از مفاهیمی است که در دیدگاه نویسنده، ارکان تشکیل یک نظام اسلامی محسوب میشوند. این ارکان در چهار بخش ایمان، توحید، نبوت و ولایت بررسی میشوند.
در نگاه اول شاید تصور شود نویسنده به دنبال طرح مباحث کلامی است، در حالی که متن کتاب کیلومترها با این موضوع فاصله دارد. در واقع میتوان گفت مهمترین ویژگی کتاب همین نکته است که نویسنده این مفاهیم اعتقادی را فقط در ساحت جهانبینی و انتزاعی طرح نکرده، بلکه طرح اعتقاد به مثابه راهنمای عمل بوده و به نوعی میتوان گفت مباحث کتاب ایدئولوژیک است.
بهعنوان مثال، وقتی موضوع ایمان مطرح میشود، تنها به یک حالت قلبی اکتفا نمیشود؛ بلکه نویسنده معتقد است ایمان زمانی محقق میشود و شخص را در جرگه مؤمنین وارد میکند، که نسبت به جامعه و خیر و شر آن واکنش نشان بدهد. به نوعی، مؤمن بیتفاوت نسبت به جامعه و اطراف خود ممکن نیست. به عبارت دقیقتر، ایمان به مثابه مسئولیت تعریف میشود.
دیگر مفاهیم نیز ناظر بر مسئولیت اجتماعی مؤمن و مبارزه او با هر نوع مانعی علیه رشد فکری و معنوی افراد، طرح و بررسی میشوند.
از دیگر ویژگیهای کتاب، گزارش متفاوتی است که از مفهوم ولایت ارائه میدهد. نویسنده در ابتدای بحث خود متذکر میشود: «گزارش ما از ولایت کاملاً متفاوت است با هر آنچه تاکنون از ولایت شنیدهایم و ما نشان میدهیم که این مفهوم چه اصل مترقی و مدرنی است.»
اگر به دنبال خوانشی متفاوت از اسلام هستیم، این اثر قطعاً از جذابترین گزینههاست.
2. نهجالبلاغه جوانان
نهجالبلاغه حضرت امیر(ع) قطعاً یکی از غنیترین آثاری است که برای نوع بشر باقی مانده است. متأسفانه جوامع اسلامی و شیعی هیچوقت نتوانستهاند چنین گنجینه گرانبهایی را به جهان معرفی کنند. و تأسف بیشتر زمانی معلوم میشود که نهتنها به جهان معرفی نشده، که حتی مخاطبان جوامع شیعی نیز با این متن گرانسنگ آشنا نیستند.
طبیعتاً این غفلت و جهالت جوامع شیعی از این اثر بزرگ، عوامل متعددی دارد که یکی از مهمترین آنها، نامانوس بودن متن و شکل نگارش کتاب با حال و هوای مخاطب زمانه ماست. باید پذیرفت که جناب سید رضی (رحمتالله علیه) به دنبال گزارش منظمی از بیانات و اندیشه حضرت امیر(ع) نبوده و همچنان که مشهور است، ایشان تلاش داشتهاند که زیباییهای ادبی و فصاحت کلامی حضرت امیر(ع) را نشان داده و از همین جهت، نظم خاصی از لحاظ محتوا و موضوع در نهجالبلاغه وجود ندارد.
از طرفی، بیان خاص و لحن قدیمی نامهها و خطبهها باعث شده که مخاطب امروزی بهویژه نسل جوان و نوجوان ارتباط کمتری با این متن داشته باشند. محمدحسین دانشوند با دغدغه رفع همین نکات، همت به نگارش کتاب «نهجالبلاغه جوانان» کرده است.
نویسنده در ابتکاری متفاوت تلاش کرده اولاً یک تقسیمبندی کلی جدید برای نهجالبلاغه ارائه دهد و جلد اول را به مطالب تاریخی نهجالبلاغه (با توجه به اینکه نهجالبلاغه یکی از مهمترین اسناد تاریخ شیعی و اسلامی محسوب میشود) اختصاص داده و جلد دوم را حکایات و پند و اندرزهای حضرت امیر قرار داده است. حرکت جذابتر نویسنده در بازنویسی نهجالبلاغه، قرار دادن مطالب مربوط به هم و ساختن موضوعات بههمپیوسته و قابل مطالعه آسان است.
لذا کتاب با مباحث تاریخی مربوط به حضرت آدم و بعثت پیامبران شروع شده، تا جنگهای زمان خلافت حضرت ادامه پیدا میکند و به روزهای پایانی عمر ایشان ختم میشود.
اگر تاکنون موفق نشدهایم که نهجالبلاغه را بهعنوان یکی از مهمترین میراث شیعه مطالعه کنیم و به دنبال خوانشی ساده و تاریخی و در عین حال جذاب از نهجالبلاغه هستیم، «نهجالبلاغه جوانان» بهترین گزینه است.
3. نماز باحال
سیدکاظم روحبخش، مبلغی که سراسر فعالیت حوزوی خود را در ارتباط با سنین مختلف جامعه، بهویژه جوانان و نوجوانان گذرانده، در کتاب «نماز باحال» روایتی بسیار خاص از نماز ارائه داده است.
معمولاً ما مذهبیها در ذهنمان این پرسش وجود دارد که چرا یک عمل را روزانه چندین بار تکرار کنیم و عباراتی را هم مانند طوطی تکرار کنیم، بدون آنکه لذت خاصی ببریم یا اثری بر ما بگذارد. بله، برخی افراد هستند که نمازشان متفاوت است.
اما برای کسانی که به دنبال پاسخ این پرسشها هستند: اولاً چرا نماز بخوانند؟ ثانیاً این حواسپرتی سر نماز را چه باید کرد؟ ثالثاً کاهلی در انجام آن را چگونه درمان کنند؟ و رابعاً چگونه این نماز هم حال خوبی ایجاد کند و هم تأثیر مستقیمی در زندگی بگذارد؟ کتاب «نماز باحال» گزینهای ویژه است.
سیدکاظم برای پاسخ به این پرسشها، سراغ آیات و روایات خاصی از حضرت امیر(ع) و حضرات معصومین(ع) رفته و دنیای پنهانی در باب نماز را به مخاطب نشان میدهد.
یکی از جذابیتهای کتاب این است که با رویکردی بحث نماز را مطرح میکند که حتی اگر بیتوجه به آخرت هم باشیم، نماز برای رشد فردی و شخصیتی در همین دنیا نیز مؤلفهای بسیار مهم است. این نکتهای است که جامعه دینی کمتر شنیده است.
ویژگی بعدی کتاب که آن را متفاوت میکند، نوع روایت نویسنده از موضوعات مختلف است. نویسنده محتوای روایات و دستاوردهای جدید علمی را ترکیب کرده و در قالب گزارشهای کوتاه داستانی و در فصولی نیز در قالب گفتوگویی دونفره مطرح کرده است؛ همین امر باعث شده حجم ۲۰۰ صفحهای کتاب، بدون خستگی برای مخاطب جذاب بماند.
مطلب بعدی که کتاب را جذابتر میکند – و دغدغه اکثر خانوادههای ایرانی است – موضوع دعوت فرزندان و دیگران به نماز است. نویسنده در این موضوع نیز مکانیزم متفاوتی اتخاذ کرده که حاصل سالها ارتباط مداوم و مستقیم با نسل جوان است.
4. نماز (آیتالله حائری)
میزان تیراژ آثار مرحوم حائری نشان میدهد که جامعهی کتابخوان، بهویژه کتابخوانان مذهبی، دستکم یک بار بخشی از آثار این فقیه روانکاو و محقق را خواندهاند.
چرا روانکاو؟ زیرا ایشان در تمامی آثار خود، موضوعات را با تحلیل دقیق حالات انسان، تقریر عمیقی از مفاهیم و نشان دادن ارتباط آنها با یکدیگر بررسی میکند. یکی از متفاوتترین آثار در تحلیل مفهوم نماز، کتاب نماز ایشان است. این کتاب حاصل تقریر چند سخنرانی آیتالله حائری در محیطهای مختلف است. البته اغلب آثار ایشان، حاصل تقریر سخنرانیها میباشد.
آیتالله حائری در سراسر کتاب تلاش دارد این موضوع کلیدی را تبیین کند: ستون بودن نماز. به نظر میرسد تا زمانی که این مفهوم به درستی توضیح داده نشود، جایگاه واقعی نماز روشن نخواهد شد. وقتی حضرت رسول(ص) دینی با این عظمت و گستردگی را به خیمهای تشبیه میکند که ستون آن نماز است، طبیعتاً تأثیرگذاری نماز باید در بالاترین سطح باشد. اما آیا واقعاً اینگونه است؟ آیا نماز در جوامع اسلامی نقش ستون خیمهی دین را ایفا میکند؟
ابتدا باید گزارش آیتالله حائری را از این مفهوم خواند. ایشان نماز را به مثابه اتصال به منبع انرژی روحی انسان معرفی میکند. گویی انسان همانگونه که برای فعالیت روزانه به تغذیهی جسمانی نیازمند است، برای مقاومت در برابر رنجها و آلام روحی که شبانهروز بر او عارض میشود، نیاز به ارتباط مداومی با منبع انرژی لایزال دارد که در اسلام، از طریق نمازهای پنجگانه تأمین شده است.
موضوع دیگری که آیتالله حائری در کتاب پی میگیرد، تفاوت مفاهیم در قالب واژهها است. بهعنوان مثال، این پرسش که چرا باید در نمازهای پنجگانه، عبارات مشخصی را تکرار کنیم؟ راز این تکرار در چیست؟ آیا هدف، تلقین است؟ طبیعتاً مطابق مباحث روانشناسی جدید، تکرار مهمترین ابزار تلقین برای باور به مفاهیم است. اینجاست که توان روانکاوی این حکیم آشکار میشود. به اعتقاد آیتالله حائری، راز تکرار در نماز، توجه است، نه تلقین. توجهی که متعلقش یک واقعیت عینی است، نه موضوعی خیالی و موهوم؛ و انرژی لازم برای فعالیت انسان، به واسطهی همین توجه دائمی و متصل، آنبهآن به او افاضه میشود.
کتاب را باید خواند تا عمق تحلیل این فقیه حکیم را درک کرد.
5. چگونه یک نماز خوب بخوانیم
اگر قرار بود برای هر نویسندهای عنوانی مستعار برگزید، قطعاً برای استاد پناهیان میتوان لقب «روحانی انرژیزا» را به کار برد. دلیل آن روشن است؛ اگر حتی یک بار پای منبر ایشان نشسته باشید، متوجه میشوید که هژمونی حاکم بر کلام او، امید است و باز هم امید. انصافاً که با سخنرانیهایش جان تازهای به روح میبخشد، بهویژه هنگامی که از موضوعات مهم دینی سخن میگوید.
پناهیان این بار در کتاب «چگونه یک نماز باحال بخوانیم»، سراغ کلیدیترین عمل عبادی دین رفته و تقریری متفاوت از نماز عرضه کرده است. استاد پناهیان در این کتاب — همچون دیگر آثارش — دریچه ورود به بحث را لذت و شادی انسان مؤمن و دوری از غم در مسیر زندگی قرار میدهد. به اعتقاد او، ایمان مساوی است با لذت و شادی، و اگر جایی مؤمنی ناراحت و غمگین بود، باید بداند که در حوزه ایمان و اعتقادش کمیتی میلنگد. در واقع، پناهیان پا را فراتر نهاده و به صراحت بیان میکند که هرگونه درد و رنج و نقصی در زندگی انسان مؤمن، به ضعف در نماز بازمیگردد. جالب نیست؟ نه تنها جالب، که حتی عجیب است: اینکه ما مشکلات دنیوی خود را نیز باید در نماز حل کنیم.
استاد پناهیان در کتاب «چگونه یک نماز خوب بخوانیم»، مولفهای مهم برای شادی در زندگی معرفی میکند که اگر جامعه ایمانی به آن تمسک میجست، قطعاً حال و روز جوامع اسلامی این نبود. «بندگی شاکرانه»، شاهکلید استاد پناهیان برای زندگی شاد است. جالبتر آنکه در نگاه او، این الگوی زندگی دقیقاً در مقابل زندگی همراه با گناه قرار دارد. به عبارت دیگر، کسانی که برای فراموشی درد و رنج خود به سمت انواع گناهان میروند، در حالی که جامعه ایمانی با تمسک به مفهوم شکر، نه تنها رنج را از میان میبرد، که شادی را در عمیقترین حالات آن درک میکند.
اما پرسش این است: چگونه بندگی شاکرانه داشته باشیم؟ پاسخ ابتدایی کتاب «چگونه یک نماز خوب بخوانیم» این است: زندگی خود را با عبادت گره بزنیم و انرژی روح خود را از اعمال عبادی کسب کنیم. اما نکته دیگر این است که خود این مسئله — اینکه انسان از عبادت لذت ببرد — پروژهای پیچیده است که نیاز به بررسی جدی دارد. با این حال، استاد پناهیان در این کتاب، به سادهترین شکل ممکن، تحقق یک نماز خوب را در «رعایت ادب» میداند. اینکه رعایت ادب در نماز به چه معناست، نیاز به مطالعه کتاب دارد که اتفاقاً حجم بسیار کمی هم دارد و با بیان شیوای استاد، در کمترین زمان ممکن خوانده میشود.
اگر به دنبال حال خوب هستیم، آثار استاد پناهیان گزینه اول ماست.
6. رهنمای طریق
"بخش عمدهای از کتاب مطالعه شد، مطالب سودمند بسیاری در آن هست که برای جوانان دانستن آن لازم یا راهگشا است. خداوند به همهی آنها توفیق دهد و مؤلف محترم را محفوظ بدارد بمنّه و کرمه. مرداد ۹۷"
این عبارات، تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب «رهنمای طریق» اثر آیتالله جاودان است؛ کتابی که ماحصل پرسش و پاسخ با استاد جاودان است. به نظر میرسد همین توصیف برای ترغیب مخاطبان به مطالعه این اثر کافی باشد، اما در اینجا دلایل بیشتری ارائه میکنیم.
نکته اول این است که کمتر عالمی را سراغ داریم که خود را اینگونه در معرض پرسشهای گوناگون عموم متدیّنین قرار دهد و پاسخهایی صریح ارائه کند. استاد جاودان سالهاست در گوشهای از پایتخت، در کسوت استادی اخلاق، پاسخگوی پرسشهای مخاطبان خود بوده است.
نکته بعدی، جامعیت ایشان در زمینههای پرسش و پاسخ است: پرسشهای اخلاقی، عبادی، مشاورههای تحصیلی و مطالعه، پرسشهای اعتقادی، قرآنی، تاریخی، مسائل مربوط به ازدواج و خانواده، روایی و همچنین موضوعات فرهنگی.
نکته دیگر، صراحت در پاسخهای ایشان است. بهعنوان مثال، تصور عمده مخاطبان این است که کتاب «کیمیای سعادت» درباره شیخ رجبعلی خیاط، کتابی فوقالعاده است و باید در سلوک اخلاقی از آن بهره برد. اما آیتالله جاودان در «رهنمای طریق» در پاسخ به پرسشی درباره این کتاب میفرمایند:
«مرحوم شیخ رجبعلی خیّاط شخص خوب و زحمتکشیدهای بوده و محبّت خدا را احساس کرده بوده است؛ ولی بهنظر بنده ایشان از نظر درجات کمال، در حدّ متوسّطی بودهاند. بهنظر میرسد کتابی که در نقد ایشان نوشته شده، مقداری تندروی کرده است؛ البتّه باید توجّه داشت که اگر مرحوم خیّاط از نظر تحصیلات به حدّ کفایت درس خوانده بود و استاد خبیری نیز ایشان را راهنمایی میکرد، یقیناً به مقامات بالاتری میرسید.»
نکته بعدی، احاطه ایشان بر علوم و مباحث مختلف است. بیتردید میدانید که ایشان در تاریخ، شاگرد سید جعفر مرتضی عاملی بودهاند که بهحق از علمای متخصص در تاریخ اسلام در دوران معاصر بهشمار میروند. حال همین شخصیت مورخ در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی مطالعه مثنوی میفرمایند:
«مطالعهی دقیق مثنوی مولوی، به مطالعات تخصّصی احتیاج دارد. بهنظر بنده شما ابتداً کتاب "منطق کاربردی"، سپس کتاب "منطق صوری" و سپس به کمک سیدیهای درسی، کتب "آموزش عقاید" و آموزش فلسفهی آیتالله مصباحیزدی را با دقّت بخوانید و بفهمید. آنگاه میتوانید به کمک کتاب "تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلالالدین محمد مولوی"، مثنوی مولوی را مطالعه و فهم نمایید.»
نکته دیگر، جهتدهی دقیق مخاطبان به سمت شخصیتهای عالم و محکم دینی و نهی از پیروی از شخصیتهای مبهم است. بهعنوان مثال، درباره شهید مطهری میفرمایند:
«آیتالله شهید مرتضی مطهری (ره) شخصی عالم، متدیّن، معتدل، خبیر و دلسوز بودند و به همین جهت کتب ایشان نوعاً مناسب و خوب است.»
و درباره مرحوم سید هاشم حداد بیان میکنند:
«آقای سید هاشم حدّاد مرد بزرگی بودهاند، امّا بنده بین کسانی که ایشان را دیده بودند اختلافاتی مشاهده نمودهام. در هر صورت اگر آدمی اهلعلم و عمل با هم باشد، طبیعتاً به کمالات بیشتری نائل میشود. بنده از کسانی که بدون علم به وادی عمل آمده و کمالاتی تحصیل کرده بودند متعدّد دیدهام و بدون استثناء آنها را از عالمان عامل، کمتر یافتهام؛ تا جایی که گاه اشتباهات بزرگی نیز از آنها مشاهده نمودهام. بیتردید میتوان گفت: هیچ یک از این اشخاص، استاد کاملی نبودهاند.»
نکته پایانی نیز دقت ویژه ایشان در پاسخگویی است که نمونه آن را در بیان ایشان درباره سید هاشم حداد مشاهده کردید.
7. علی از زبان علی
توصیف شخصیتهای بزرگ تاریخ عموماً کار دشواری است، اما در مورد توصیف علی (ع) میتوان ادعای عجز کرد. چرا؟ پاسخ را از زبان یکی از شخصیتهای اهل سنت میآوریم که گفته بود: «حرف زدن در مورد علی(ع) مشقت بسیار دارد؛ چون اگر واقعیت را بگویی، احتمال اغراق و غلو زیاد است و اگر حقیقت را نگویی، در حق علی(ع) جفا کردهای.»
اما برای شناخت این شخصیت بزرگ، ناچاریم به آثار مکتوب رجوع کنیم. سؤال این است: با این حجم از آثاری که در مورد ایشان نوشته شده، کدام بهتر است؟ پیشنهاد ما کتاب «علی از زبان علی» اثر استاد محمدیان است.
این کتاب چند ویژگی متمایز با آثار دیگر دارد:
اول، جامعیت کتاب: به این معنا که روایت کتاب از تولد حضرت علی(ع) شروع شده و تمام مراحل زندگی ایشان را تا شهادت بررسی کرده است.
دوم، زبان روایت: کتاب از زبان اول شخص روایت میشود. در واقع، در قالب داستانی تاریخی از زبان خود حضرت علی(ع) روایت شده است. امتیاز این نوع نگارش این است که در عین نقل تمام وقایع تاریخی، متن به هیچ وجه خشکیِ زبان تاریخ را ندارد و بزرگترین مشکل مخاطب — یعنی نامأنوسی با متن تاریخی — را حل کرده و متنی به غایت روان خلق شده است.
سوم، حفظ اصالت تاریخی: وقتی متن تاریخی به شکل داستان روایت میشود، اولین ضعفی که ممکن است ظاهر شود، فضای تخیلی متن و دوری از دادههای تاریخی است. اما نویسنده با خلاقیت خاصی مانع از ایجاد چنین ضعفی شده است. به عبارت دقیقتر، با اینکه متن داستانی است، از ساختار تاریخی بودن خارج نشده است. برای مثال، به این بخش از متن توجه کنید:
«من علی، فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد، در روز سیزدهم رجب سال ۳۰ عامالفیل، در شهر مکه و در درون خانهٔ کعبه متولد شدم. پدرم ابوطالب چندین فرزند داشت و از نظر معیشت در تنگنا بود. خویشان نزدیک به یاری وی شتافتند و هرکدام سرپرستی یکی از فرزندان او را برعهده گرفتند. از آن میان، رسول خدا(ص) مرا برگزیدند تا همچون عضوی از خانوادهٔ آن حضرت، در کنار ایشان و خانوادهشان زندگی کنم.»
چهارم، استنادات تاریخی و ارجاعات کتاب: به حق باید نویسنده را از این جهت تحسین ویژهای کرد؛ چرا که با وجود تمام تلاشی که شده تا روایت به شکل داستان و در قالب قصه باشد — و لازمه قصهنویسی گاهی گزارشهایی است که واقعی نیست — نویسنده هیچ واقعهای را بیان نکرده که برای آن سندی نباشد. جالبتر اینکه تمام اسناد در پاورقی کتاب ذکر شده است. پس ما با یک داستان صددرصد مستند روبهرو هستیم.
نکته آخر: نویسنده در گزینش منابع و نقل روایات نیز همچون یک مورخ چیرهدست عمل کرده و محکمترین روایات تاریخی را ذکر کرده و از بیان روایات ضعیف پرهیز ویژهای داشته است.
8. حضرت حجت
مهدویت از مهمترین ارکان اندیشه شیعه است که متأسفانه همین اهمیتِ بسیار، باعث تحریف گسترده در مفاهیم آن شده است. بارها در مورد ارتباط افراد با امام زمان (عج) شنیدهایم و اتفاقاً از زبان علما، بیشتر در مورد ادعاهای دروغین در این زمینه سخن گفته شده است.
سؤال این است: کدام یک واقعیت دارد؟ آیا حقیقتاً میتوان امام زمان(عج) را دید؟ اگر پاسخ مثبت است، چه کسانی ایشان را دیدهاند؟ و برای بررسی صحت و سقم ادعاهای مرتبط با ارتباط با امام زمان، چه معیاری وجود دارد؟ این پرسشها و دهها سؤال دیگر پیرامون موضوع مهدویت، اهمیت این مقوله را چندین برابر کرده است.
در چنین موقعیتی، شناختن اهل فن و گوش سپردن به سخنان آنان میتواند نعمتی باشد که خداوند نصیب هر جمعیتی نمیکند. جامعه ما سالهای متمادی از نعمت وجودی چون آیتالله بهجت بهرهمند بود و امروز نیز آثار متعددی در بیان بیانات و سیره عملی ایشان تألیف شده که مهمترین آنها کتاب «حضرت حجت» است.
این کتاب که سالها نگارش آن به طول انجامید، حاصل بررسیهای عمیق و دقیق از فضای نظری و سیره عملی آیتالله بهجت در موضوع مهدویت و امام زمان (عج) است. کتاب ابتدا با مسئلهای بسیار کلیدی آغاز میشود: چگونه میتوان ارتباطی علمی و عملی با حضرت برقرار کرد؟ در واقع، قواعد اساسی فکری و عملی ایشان را در رابطه با چگونگی ارتباط با ولیعصر(عج) بیان میکند.
پس از اثبات امکان نظریِ ارتباط با حضرت حجت (عج)، در ادامه گزارشهای تاریخی از تشرفات علما و شخصیتهای مهذب و اخلاقی از زبان آیتالله بهجت ارائه میشود.
بخشی از کتاب نیز به تبیین معارف و مفاهیم مربوط به مهدویت از زبان آیتالله بهجت یا تیم تحقیق پرداخته است. بهعنوان مثال، بارها شنیدهایم که «افضل عبادات، انتظار فرج است»؛ اما هیچگاه به درستی تأمل نکردهایم که منظور از «انتظار» دقیقاً چیست. این کتاب، مفهوم انتظار را در اندیشه آیتالله بهجت بررسی میکند.
در بخش دیگری از کتاب، پرسشهایی مطرح شده که میتوان گفت عموم جامعه شیعی با آنها درگیر هستند و پاسخ آنها را از زبان آیتالله بهجت میخوانیم.
اگر به دنبال بحثی مطمئن و خردپذیر در زمینه مهدویت هستید، کتاب «حضرت حجت» میتواند مناسبترین گزینه باشد.
9. رهایی از گناه
گناه کردن، پروژهای عجیب در نظام آفرینش است. دقت کنید: ما وقتی گناه میکنیم، مثلاً غیبتی میکنیم، کاملاً واضح است که در وهله اول به خودمان ضربه زدهایم؛ ولی جالب است که خداوند نام این عمل را «معصیت» گذاشته و میفرماید انسانی که چنین عملی انجام دهد، معصیتِ مرا کرده است. در واقع، خود این ضربهزدن ما به خویشتن را به خود گرفته و گویی ما با ضربه زدن به خودمان، به خدا ضربه میزنیم.
چه روایت عاشقانهای از گناه! این بخشی از مباحث استاد پناهیان در کتاب «رهایی از گناه» است. باید پذیرفت که روایت ما از مفاهیم، به شدت در میزان علاقهمان به بررسی آنها تأثیر دارد.
معمولاً گناه چنان توصیف میشود که گویی با انجام آن، هرگونه رابطه با خدا قطع شده و خدا نیز تنها در پی عذاب ماست. در حالی که استاد پناهیان در کتاب «رهایی از گناه»، رابطهای متفاوت و ژرف میان مفهوم گناه و توبه ارائه داده است. شاید مهمترین ویژگی این کتاب، تقریر عاشقانه از رابطه خدا و انسان در مقام گناه و توبه باشد. هنگامی که نگاهی عاشقانه به جریان گناه و توبه حاکم باشد، توبه برای عذاب بنده یا تسلیخاطر خدا نیست؛ بلکه از روی عشقی که خدا به انسان دارد، توبه را برای او قرار داده تا انسان از عوارض عمل زشتی که انجام داده، پاک شود.
استاد پناهیان این رابطه عاشقانه را چنین توضیح میدهد: «اینکه خداوند به ما دستور نماز و روزه میدهد، عجیب نیست؛ چون معلوم است که این کارها به نفع خودمان است. عجیب آنجاست که اگر این کارها را انجام ندهیم، نامش گناه و معصیت خدا میشود. یعنی وقتی من به خودم لطمه میزنم، خدا ناراحت میشود. موضع پروردگار نسبت به این دستورها اینگونه است که خودش وارد شده و برای کارهایی که به نفعمان است، بهشت قرار داده و با جهنم تهدید میکند؛ مثل مادری که از سر دلسوزی، کودک نادان خودش را تهدید میکند.»
تمام تلاش استاد پناهیان در کتاب «رهایی از گناه» این است که عمق علاقه خدا به انسان را نشان دهد و از این راه، انسان را از گناه دور کند. روایتی که کمتر در میان اهالی منبر شنیده شده است. این ویژگی خاص در روایت استاد، برآمده از نگاه روانشناسانهی ایشان به انسان و در عین حال شناخت عمیقش از مباحث دینی است.
10. مواعظ
هنوز هم زمزمه صدایش در مدرسه فیلسوفالدوله و سپهسالار قدیم شنیده میشود؛ هنوز هم بسیاری به پیروی از او برای خواندن زیارت عاشورا اربعین میگیرند؛ هنوز هم بسیاری مسجد امینالدوله بازار را به نام او میشناسند و هنوز هم شاگردانش همدیگر را «داداشجون» خطاب میکنند و اشک در چشمانشان حلقه میزند.
آیتالله حقشناس را میگویم. هنوز هم افرادی در پایتخت دلبسته ساعات بعد از نمازهای ظهر و مغرب هستند که استاد برای ساعتی همه دلها را متوجه عالم دیگری میکرد و مخاطبانش برای لحظاتی فارغ از دنیا و ما فیها میشدند و از نفس چنین صاحبنفسی بهره میبردند.
قریب به دو دهه از رحلت آن عارف دلسوخته پایتخت میگذرد، ولی آثار کلامش در جنوب تهران هویداست. آیتالله حقشناس که از شاگردان عرفانی و اخلاقی حضرت امام و همدورههای شهید مطهری بود، در باب مسائل اخلاقی و سیر و سلوک، در میان عرفای معاصر جایگاهی ویژه دارد.
نسل جدید، با آنکه ایشان را ندیده، شانس آشنایی با وی را از طریق آثاری دارد که از او به جای مانده است؛ از جمله مجموعه کتاب «مواعظ» که حاصل تقریر سخنرانیهای ایشان در دهه اول انقلاب است. شاید بتوان گفت مهمترین اثر این کتاب بر مخاطب، تولید حال خوش معنوی است؛ دقیقاً همان حالی که مخاطبان حضوری آیتالله حقشناس تجربه میکردند.
یکی از مهمترین کارهای آیتالله حقشناس در این کتاب، بازتعریف دقیق مفاهیم حوزه سیر و سلوک است. بهعنوان مثال، ترجمه ایشان از مفهوم «توکل»، فقط سپردن کار به خدا نیست؛ بلکه توکل به این معناست که در مسیر انجام خواستههای هیچ موجودی جز خدا، هیچچیز حتی به اندازه سر سوزن نمیتواند تأثیری داشته باشد. و مطابق این اعتقاد است که انسان نگاهش از غیر گرفته میشود و در خدا غرق میگردد.
انصافاً چند درصد از جوامع الهی در زندگی خود چنین جایگاهی برای خدا قائلند؟ ما معمولاً این مسائل را شنیدهایم، اما به باور تبدیل نشده است. یکی دیگر از نکات دروس اخلاقی آیتالله حقشناس، دقیقاً همین است که دانستههای ما را گاه به باور مبدل میکند. به عبارت دقیقتر، ایشان در مباحث خود به تعمیق باور و اندیشه مخاطب میپردازد.
نکته دیگر این کتاب، لحن صمیمانه آیتالله حقشناس است؛ گویی انسان توسط پدری دلسوز و در عین حال عالم، نصیحت و راهنمایی میشود. در بخشهایی از کتاب، برای تذکر، تصاویری از رویارویی انسان با مرگ و فضای پس از آن و بهشت و دوزخ طرح میشود که با بیان خاص مرحوم حقشناس، تأثیری عمیق بر روح مخاطب میگذارد.
و در نهایت، آخرین نکته در مباحث اخلاقی آیتالله حقشناس — که میتوان آن را شاهکلید سلوک اخلاقی ایشان توصیف کرد — تأکید شدید وی بر رعایت ادب در محضر خداوند است.
انسان به تذکر دائم نیاز دارد و تهیه چنین آثاری و مطالعه آنها، همین غرض را برآورده میکند.
11. حسین از زبان حسین
در باب حسین بن علی (ع) کتابهای بسیاری نوشته شده که از زوایای گوناگون به شخصیت ایشان پرداختهاند. ماجرای کربلا از دیدگاههای متعددی بیان شده و علل و عوامل واقعه عاشورا در ساحتهای مختلف بررسی شده است. اما متأسفانه جامعه مخاطب این آثار، هنوز آنگونه که باید، شناخت درستی از ماجرای حسین بن علی (ع) ندارند.
شاید اصلیترین دلیل این امر، مسئله زبان نگارش آثار است. در واقع، خشکیِ زبان تاریخی باعث شده مخاطب حوصله و توان خواندن متون را از دست بدهد؛ از سوی دیگر، برخی کوشیدهاند از این خشکی فاصله بگیرند و وقایع نهضت حسین (ع) را در قالب داستان و رمان مطرح کنند که متأسفانه در چاله تخیل بیشازحد افتادهاند و میزان اعتبار و استناد اثر کاهش یافته و به تبع، مقبولیت آن از بین رفته است.
اما در این میان، استاد محمدیان — رئیس سابق نهاد رهبری در دانشگاهها و معاون فعلی ارتباطات حوزوی بیت رهبری — در کتاب وزین «حسین از زبان حسین»، ضعفهای مذکور را پوشش داده و روایتی مستند و دقیق عرضه کرده است.
نویسنده در ابتدای امر کاری اساسی انجام داده است: ارائه گزارشی دقیق از ابتدای زندگی حسین(ع) و تمام دورانی را که ایشان در مقام مأموم بوده (زمان پیامبر(ص)، علی(ع) و حسن مجتبی(ع)) و تحلیل حضور و فعالیت حسین(ع) در این دورهها و مناسبات اخلاقی و سیاسی ایشان، به ویژه در زمان حسن مجتبی(ع). این موضوعی است که عموماً در آثار مربوط به سیدالشهدا کمتر بدان پرداخته شده است.
نکته بعدی اینکه کتاب بهصورت کلی دو بخش دارد:
بخش اول شامل زندگی حسین بن علی (ع) از تولد تا شهادت است که از زبان خود حسین (ع) روایت میشود؛ و بخش دوم — که گزارشی مفصل است — ماجرای سرگذشت اسرا را از زبان حضرت زینب (س) روایت کرده است.
مهمترین نکته کتاب این است که با وجود تلاش نویسنده برای حفظ چارچوب داستانی — که انصافاً در آن موفق بوده — ذرهای به استناد کتاب خدشهای وارد نشده و خط به خط مطالب، همراه با ذکر اسناد در پاورقی است و گزارشی بیسند در متن وجود ندارد. میتوان با دلی آرام نسبت به صحت مطالب کتاب، خوانش آن را آغاز کرد.
12. بشارتی از حضرت حجت
بعید است در میان شخصیتهای معاصر، فردی به محبوبیت آیتالله بهجت در بین عموم جامعه وجود داشته باشد. راستیآزمایی این سخن، حداقل در حوزه کتاب — که پارادایمی بسیار مهم برای سنجش جایگاه افراد است — بهراحتی اثبات میشود. رجوع به حجم آثار نوشتهشده درباره زندگی، شخصیت و بیانات ایشان و همچنین میزان فروش چشمگیر آنها، این ادعا را تأیید میکند.
یکی از کتابهای مرتبط با آیتالله بهجت و نگاه ایشان به مقوله مهدویت، کتاب «حضرت حجت» است که در مدت کوتاهی به چاپهای متعدد رسید و همین نکته نشان میدهد این کتاب تا چه اندازه توانسته مؤثر واقع شود. اما به دلیل حجم نسبتاً بالا و بیان متفاوت آن، مسئولان مربوط تصمیم گرفتند برای دسترسی آسانتر مخاطبان عمومی، به ویژه نسل جوان و نوجوان، تلخیصی از آن ارائه دهند. در نهایت، تغییراتی در سه زمینه محتوایی، ویرایش متن و شکل و طراحی کتاب اعمال شد؛ کتاب بشارت از حضرت حجت.
البته اساس کتاب همان «حضرت حجت» است و عمده تغییرات در چیدمان جدید فصلها و زیرفصلها، بازنگری در عناوین مطالب و ویراست مجدد آن خلاصه میشود. علاوه بر این تغییرات محتوایی، یکی از نکات برجسته و جذاب این نسخه، پیوند برخی مطالب کتاب به فایلهای صوتی و تصویری بیانات آیتالله بهجت از طریق بارکد (QR) است. این فایلها در سایت رسمی مرکز مربوط گردآوری شده و با عنوان ویژهنامه اینترنتی کتاب «بشارتی از حضرت حجت (عج)» در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.
بخش اول کتاب به اصول و قواعدی میپردازد که منجر به ارتباط حقیقی با حضرت حجت (عج) در مسیر زندگی میشود و از منظر آیتالله بهجت بررسی شده است. در واقع، این بخش را میتوان گزارشی از سیره عملی ایشان دانست.
بخش دوم کتاب شامل مطالب بسیار دقیق آیتالله بهجت درباره چگونگی کسب معرفت نسبت به حضرت و وظایف منتظران است.
و جذابترین بخش کتاب، روایاتی از تشرفات آیتالله بهجت به محضر امام زمان(عج) است که با وجود تمام تلاش ایشان برای کتمان آن، برای نزدیکان و اطرافیان آشکار شده است.
13و 14. انسان ۲۵۰ ساله (حلقه دوم و سوم)
مقام معظم رهبری در میان عموم جامعه به مدیریت و توانمندیهای سیاسی شهره هستند، اما ابعاد دیگر شخصیتی ایشان متأسفانه کمتر شناخته شده است و در بهترین حالت، جنبههای ادبی و شاعرانگی ایشان به دلیل دیدارهای سالانه با اهالی شعر، کموبیش آشکار است. اما حقیقت این است که رهبری در حیطه تاریخ از متخصصان برجسته معاصر بهشمار میروند که هم در وقایعنگاری و هم در شیوه تحلیل تاریخ صاحب نظریهای متمایز هستند.
تجلی توانایی ایشان در دانش تاریخ را میتوان به روشنی در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله (حلقه دوم)» مشاهده کرد. این کتاب برگرفته از بیانات رهبری درباره تاریخ و زندگی حضرات اهلبیت (ع) است. فارغ از دادههای تاریخی که در کتاب ارائه شده، ایده «انسان واحد بودن اهلبیت» از بکرترین اندیشهها در این زمینه است که بسیاری از مشکلات تحلیل رفتار ائمه(ع) را حل میکند. جالب است که عنوان کتاب نیز مستقیماً از سخنان ایشان گرفته شده است.
موضوعی که در این کتاب بر اساس نظریه «انسان واحد» پیگیری میشود، مبارزات سیاسی اهلبیت (ع) است. چارچوب زمانی کتاب از سال ۱۱ هجری (پس از شهادت پیامبر اکرم(ص)) آغاز و تا سال ۲۶۰ هجری (شهادت امام حسن عسکری(ع)) ادامه مییابد. رهبری در تحلیل خود با این نگاه که اهلبیت(ع) در واقع یک انسان واحد بودند و در هر برهه مطابق شرایط، رفتاری هماهنگ و متناسب اتخاذ میکردند، به بررسی تاکتیکها و روشهای رفتاری ائمه(ع)، بهویژه در عرصه سیاست میپردازد.
نتیجهای که میتوان از متن کتاب استنباط کرد، این است که مطابق نظر رهبری، حضرات اهلبیت(ع) همگی بر اساس وظیفه الهی، در پی تشکیل حکومت اسلامی بودهاند. از همین رو، عمده مطالب کتاب حول وقایع بزرگ سیاسی زندگی اهلبیت (ع) — مانند دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع)، صلح امام حسن(ع) با معاویه، قیام امام حسین(ع)، حفظ جریان تشیع توسط امام سجاد(ع)، گسترش تشیع به دست امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، مبارزه مخفیانه امام کاظم(ع)، ماجرای ولایتعهدی امام رضا(ع) و توسعه تشکیلات شیعه در عصر سه امام آخر(ع) — میگردد و کمتر به زندگی شخصی ایشان پرداخته شده است.
اما عنوان «حلقه دوم» به چه معناست؟
پس از استقبال گسترده از کتاب «انسان ۲۵۰ ساله»، دستاندرکاران به این نتیجه رسیدند که هم نیاز مخاطب نوجوان را پاسخ گویند و هم مطالب دقیقتر و تخصصیتر رهبری را ارائه دهند. از این رو، کتاب را با حفظ محوریت اصلی به سه حلقه تقسیم کردند:
- حلقه اول: برای مخاطب نوجوان، با محتوای تحلیل رفتارهای سیاسی اهلبیت(ع) بر پایه ایده «انسان واحد».
- حلقه دوم: همان کتاب معروف «انسان ۲۵۰ ساله» که مخاطب آن عموم مردم (از نظر سطح علمی) و نیز دانشجویان و طلاب در سطح مقدماتی است.
- حلقه سوم: برای محققان و دانشجویان سطوح پیشرفته مطالعات تاریخی.
برای تدوین حلقه سوم، نزدیک به ۷۰۰ سخنرانی مطالعه و بیش از ۲۶۰ مورد از آنها برای استفاده در کتاب گزینش شد. این کتاب از نظر محتوا اساساً با متن کتاب اصلی (حلقه دوم) یکسان است، با این تفاوت که موضوعات با دقت و عمق بیشتری بررسی و تحلیل شدهاند.
نکته مهم درباره حلقه سوم این است که وزن قابلتوجهی از کتاب به تحلیل دوره سیساله پس از رحلت پیامبر (ص) اختصاص دارد؛ دورانی که شامل خلافت خلفا و نیز دوره حکومت حضرت امیر(ع) و امام حسن(ع) میشود. دلیل این تأکید نیز روشن است: در این دوره، خطمشی و مواضع اهلبیت(ع) نسبت به اصل حاکمیت و کیفیت آن به وضوح بیشتری نمایان شده است.
15. سنن النبی
گسترش فضای مجازی در قالب اپلیکیشنهای مختلف، بهویژه اینستاگرام، باعث تولید الگوهای مبتذل برای نسل جدید در قامت «سلبریتیهایی» کمبضاعت شده است. این کمبضاعتی هم از نظر علمی و هم از جهت اخلاقی قابلتوجه است و متأسفانه مشکلات متعددی در سطح جهانی، به ویژه در جوامع اسلامی، ایجاد کرده که ضرورت معرفی و تبیین شخصیتهای حقیقی را دوچندان مینماید.
در اسلام و تشیع، گنجینهای غنی وجود دارد که تنها با پژوهشی ساده در متون تاریخ، قرآن و روایات و با بیانی امروزی، میتوان الگوهایی اصیل از حضرات معصومین (ع) را در سطح جهانی معرفی کرد. در راستای همین ضرورت، بیش از نیم قرن پیش، حضرت علامه طباطبایی( ره) یکی از دقیقترین آثار در این حوزه را با عنوان «سنن النبی» به نگارش درآوردند.
«سنن النبی» کتابی است که مرحوم علامه طباطبایی ابتدا برای عمل شخصی خویش گردآوری کرده بودند، اما در شمار آخرین آثاری است که در زمان حیات ایشان، با نظر و خواست خودشان به چاپ رسید. از میان کتابهای ارزشمند علامه، ایشان مکرراً این کتاب را به دوستان و آشنایان هدیه میفرمودند.
علامه طباطبایی با الهام از آیه ۲۱ سوره احزاب — «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (بیگمان برای شما در زندگی رسول خدا الگویی نیکوست) — کوشید تا کلیاتی از اخلاق، سیر و سلوک و رفتار پیامبر اکرم (ص) و آنچه «سنت پیامبر» نامیده میشود را در این کتاب جمعآوری کند. اصل این کتاب به زبان عربی تألیف شده و در واقع بهعنوان بخشی از تفسیر المیزان نگاشته شده بود که پسازآن، علاوه بر گنجانده شدن در آن تفسیر، بهصورت مستقل نیز منتشر شد.
کتاب مذکور به همت مرحوم خسروشاهی و توسط نشر بوستان کتاب به زیور طبع آراسته گردیده است.
16. جاذبه و دافعه
علی (ع) ویژهترین شخصیت در پهنه آفرینش است و نباید ایشان را با هیچ فرد دیگری در تاریخ مقایسه کرد.
چرا؟
این پرسش نیاز به توضیح دارد.
پیشتر نیز اشاره کردیم که نوشتن درباره علی بن ابیطالب (ع) از دشوارترین کارها در عرصه نگارش است. اما اینبار دلیل سختی، موضوع دیگری است. علی (ع) شخصیتی است که در نگاه سطحی، کاملاً متضاد به نظر میآید؛ به عبارت دیگر، جامع اضداد است. به عنوان مثال: چگونه ممکن است خلیفه مسلمانان چهار دستوپا شود و کودک یتیمی را بر پشت خود سوار کند و چنان مهربانانه با او رفتار نماید که کمبود محبت پدری برای آن کودک جبران شود، ولی همین فرد در یک روز، چهار هزار خوارج را گردن بزند؟
چگونه ممکن است شخصیتی تا این حد برای برخی جذاب باشد که دور او بچرخند و تنها فرمان علی(ع) را منتظر بمانند تا جان خود را در طبق اخلاص به او تقدیم کنند، و از سوی دیگر، کسانی برای ریختن خون او همپیمان شوند؟
اینجاست که نوشتن از علی (ع) — علاوه بر دارا بودن سطح علمی بالا — نیازمند ضریب هوشی قابلتوجهی برای تحلیل رفتارهای ایشان نیز هست.
شهید مطهری — رضوان خدا بر روح پربرکتش — یکی از دقیقترین آثار را در باب تحلیل شخصیت پیچیده علی (ع) نگاشته و مناسبترین عنوان را نیز بر آن نهاده است. کتاب «جاذبه و دافعه علی(ع)» روایتی است بهغایت مستند از نظر تاریخی، بهشدت علمی از نظر تحلیلهای سیاسی و روانشناختی، و بینهایت هوشمندانه در تفکیک و تجزیه علل رفتارهای ایشان و بازخورد آن در مخاطبان حضرت.
شهید مطهری در آغاز، روایتی کلی از مفهوم جذب و دفع ارائه میدهد و سپس وارد موضوع محبت به علی(ع) به صورت ویژه میشود. در ادامه، دلایل شکلگیری محبت شدیدی که محبان ایشان نسبت به حضرت داشتند، و همزمان علل دشمنی عمیق ناکثین، قاسطین و مارقین با ایشان را به تفصیل بررسی میکند.
از نکات جالب در طرح شهید مطهری درباره نوع انسان نسبت به جذب و دفع، این است که ایشان معتقدند: اگر کسی جاذبه و دافعه را با هم نداشته باشد، قطعاً از نظر شخصیتی مشکل دارد و در بخشهایی از زندگی خود از حق عدول کرده است.
17. حماسه حسینی
اگر شهید مطهری تنها همین یک کتاب را درباره حسین بن علی (ع) نوشته بود، برای ما کافی بود که تا قیامت مدیون ایشان باشیم. کتاب «حماسه حسینی» بیتردید یکی از مهمترین کتابهایی است که منتشر شده و جریانسازیهای گستردهای به همراه داشته است.
سؤال این است: اهمیت این کتاب در چیست؟
تا پیش از دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی (پیش از انقلاب)، روایتی که از جریان سیدالشهدا (ع) ارائه میشد، کاملاً احساسی و در قالب مصیبتخوانی عرضه میشد. و مصیبت، اساساً جز عزاداری چیزی نمیخواست. در فضای غمانگیز و مصیبتزده نیز هر چیزی که باعث گریه بیشتر شود، فضیلت تلقی میگردید. به همین جهت، منبریها و روضهخوانها تا حد امکان به داستانسرایی پرداختند و همین مسئله — که شاید حتی با نیتی الهی انجام میشد — باعث ورود تحریفاتی کلان به تاریخ اسلام، به ویژه جریان سیدالشهدا (ع) شد؛ تا جایی که میتوان گفت اصل واقعه و اهداف قیام امام حسین(ع) در لابهلای این تحریفات گم شد.
اما در دهههای ۴۰ و ۵۰، به برکت وجود عالمانی چون علامه طباطبایی، امام خمینی و شاگردانشان، نگاه اصلاحی و زدودن تحریفات از تاریخ سیدالشهدا (ع) کمکم آغاز شد و اوج آن با سخنرانیهای مستدل و علمی شهید مطهری نمود یافت.
حاصل آن سخنرانیها، پس از انقلاب در سال ۱۳۶۰، ابتدا تحت عنوان «فریادهای شهید مطهری بر تحریفات عاشورا» توسط فردی به نام محمدحسین حقجو منتشر شد. سپس با افزودن چندین سخنرانی دیگر به همراه یادداشتهای شهید مطهری درباره قیام امام حسین(ع)، با عنوان «حماسه حسینی» به چاپ رسید.
شهید مطهری در این اثر، گزارههای کلیدی را نقد میکند که در باورهای جامعه شیعی بسیار تأثیرگذار بودهاند. به عنوان مثال، این ایده که «امام حسین(ع) شهید شد تا ما را شفاعت کند»، اندیشهای بود که در زمانه شهید مطهری و پیش از آن (و حتی هنوز نزد برخی) بسیار رایج بود. شهید مطهری با گزارشی تاریخی، اثبات میکند که این تفکر از مسیحیت وارد جامعه شیعی شده و قطعاً نادرست است.
ایشان تلاش میکند تحریفات عاشورا را هم در ساحت تاریخ (به معنای نقد گزارههای تاریخی دروغین) و هم در ساحت مفاهیم (مانند هدف امام(ع) از این قیام) به دقت بررسی کند.
اگر قرار باشد تنها یک کتاب درباره امام حسین (ع) بخوانیم، بیتردید این کتاب بهترین گزینه است.
18. رحمت واسعه
رحمت واسعه؛
چقدر این عبارت زیبا و امیدبخش است. به نظر شما این تعبیر را چه کسی به کار برده است؟
آیتالله بهجت. در مورد چه شخصیتی؟ حسین بن علی (ع).
بسیار جالب است که محبوبترین عارف معاصر ما، دریچه رحمت الهی را — آن هم با قید «واسعه» — امام حسین (ع) بداند. ما سالها در مجالس روضه رفتوآمد داشتهایم، اما کمتر برایمان گفته شده که حسین بنعلی (ع) حقیقتاً دریچه رحمت الهی است و اگر خداوند بخواهد به بندهای عنایتی کند، از طریق امام حسین (ع) خواهد بود. قطعاً اگر این گزاره به درستی در ذهن و دل ما جا بیفتد، تلاش خواهیم کرد که اولاً حسین بنعلی(ع) را بهتر و بیشتر بشناسیم و ثانیاً راههای ارتباط با ایشان را — حتی برای درخواستهای مادی — بیابیم.
اکنون کتابی در اختیار داریم با عنوان «رحمت واسعه» که تقریر آیتالله بهجت از ماجرای عاشورا و جایگاه سیدالشهدا(ع) است. این کتاب هم روایتی از مفاهیم و شعائر دینی در چارچوب نهضت عاشورا ارائه میدهد که از این جهت جنبه معرفتی دارد، و هم مباحثی را در باب سلوک اخلاقی و ارتباط قلبی با سیدالشهدا(ع) مطرح میکند که از این لحاظ در فضای تهذیب نفس کاربرد دارد.
اساس کتاب سه بخش اصلی دارد:
بخش اول: گزارشی از سیره عملی نویسنده و نوع ارتباط ایشان با ماجرای امام حسین(ع) ارائه میدهد. مهمترین مؤلفه این بخش، عشق و ارادت عمیقی است که آیتالله بهجت به اهلبیت(ع) داشتند و به خوبی نشان میدهند که در داستان خلقت انسان، هر خواستهای — اعم از مادی یا معنوی — از مجرای اهلبیت(ع) میگذرد.
بخش دوم: مجموعه بیانات ایشان درباره سیدالشهدا(ع) است که به دنبال تبیین جایگاه ویژه امام حسین(ع) در نظام آفرینش و چگونگی وساطت ایشان بین خدا و انسانهاست. شاید بتوان گفت مهمترین بخش کتاب همین قسمت است که نگاه مخاطب را به دین و جایگاه سیدالشهدا(ع) بهصورت بنیادین دگرگون میکند.
بخش سوم: ناظر بر پرسشوپاسخهای آیتالله بهجت است که مباحثی از حوزه معرفتی تا موضوعات تاریخی و اخلاقی را دربرمیگیرد.
19. صلح امام حسن (ع)
برخی وقایع تاریخ اسلام چنان هستند که تحلیل و نتیجهای که از آنها گرفته میشود، عمیقترین تأثیرات را بر عقاید جامعه اسلامی بر جای میگذارد. بیتردید، ماجرای پیمانی که میان حسن بن علی(ع) و معاویه نوشته شد، از مصادیق بارز چنین رویدادی است. این موضوع بهاندازهای مهم است که یاران و فرماندهان امام علی(ع) پس از انعقاد این پیمان، حملات تندی علیه امام حسن(ع) انجام دادند؛ تا جایی که ایشان را «مُذِلِّ المُؤْمِنین» (کسی که جامعه شیعه را خوار کرد) خطاب میکردند.
وضعیت زمانی جالبتر میشود که بدانیم گزارشهایی در تاریخ از وجود اختلاف میان حسن بن علی(ع) و حسین بن علی(ع) نیز وجود دارد. عدهای میگویند حسن(ع) باید مانند حسین(ع) قیام میکرد؛ عدهای دیگر به حسین(ع) خرده میگیرند که چرا همچون حسن(ع) به صلح رضایت نداد؟ حال پرسش این است: ماجرای صلح دقیقاً چه بود؟ آیا واقعاً امام حسن(ع) راهی جز صلح نداشت؟ امام حسین(ع) — با آنکه خلیفه نبود و لشکری هم در اختیار نداشت — حاضر به سازش نشد؛ چرا امام حسن(ع) با آن لشکر و قدرت چنین کرد؟
واقعیت ماجرا این است که برای پاسخ به این پرسشها، بیش از آنکه به دنبال این باشیم که «چه اتفاقی رخ داد»، باید این نکته را پیگیری کنیم که آن وقایع در چه شرایطی رخ داده است.
کتاب «صلح امام حسن(ع)؛ پرشکوهترین نرمش قهرمانانه» اثر شیخ راضی آلیاسین (از عالمان معاصر عراق و متخصص تاریخ اسلام) به دقیقترین شیوه ممکن به این ماجرا پرداخته است. این کتاب در سال ۱۳۴۸ توسط آیتالله خامنهای ترجمه شده و نکته جالب این است که متن کتاب چنان دقیق و کامل است که مترجم — که خود از اهل فن تاریخ است — به جای نوشتن مقدمه مینویسد: «قصد داشتم مقدمهای بنویسم، اما متن کتاب خود گویای همه چیز است، حتی مقدمه.»
نویسنده در بخش اول، گزارشی از زندگی امام حسن(ع) ارائه میدهد و سپس به بیان شرایط و وضعیت سیاسی آن روز مدینه و دیگر شهرهای اسلامی میپردازد. در این بخش، نویسنده با دقتی مثالزدنی، روایتی از خطبه پرشور امام(ع) و چگونگی بیعت مردم با ایشان را نقل میکند. سپس به شرح اتفاقات روزهای نخست خلافت امام حسن(ع) پرداخته و در این فصل، عوامل تصمیم امام برای آغاز جنگ با معاویه و چگونگی تشکیل سپاه توسط ایشان را شرح میدهد و شور و هیجان مردم — به واسطه حضور اصحاب پیامبر(ص) و علی(ع) در سپاه خلیفه — برای پیوستن به امام(ع) را بازگو میکند.
سپس به تحلیل فضای جنگ و در نهایت، علل اصلی انعقاد صلح وارد میشود. در فصل پایانی، نویسنده توان علمی خود را به نمایش میگذارد و مقایسهای میان شرایط امام حسن(ع) و امام حسین(ع) انجام میدهد و با دقتی ویژه نشان میدهد که شرایط هر یک از آن دو امام به گونهای خاص بوده است؛ تا جایی که عملی مانند خیانت در زمان هر یک، آثار متفاوتی داشته است: خیانت مردم کوفه به حسین(ع)، عاملی برای ماندگاری و موفقیت نهضت در تاریخ شد، اما خیانت به حسن(ع)، ضربهای مهلک بود که بساط خلافت ایشان را برچید.
20. فتح خون
«هر که میخواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند؛ اگر چه خواندن داستان را سودی نیست، اگر دل کربلایی نباشد.»
این عبارت آوینی است در کتاب «فتح خون». تفاوت کتاب از همین جمله آغاز میشود.
مطابق یادداشت ناشر، او این کتاب را در محرم سال ۱۳۶۶ و در ماههای پایانی جنگ ایران با رژیم بعث عراق نوشت. کتاب ده فصل دارد و ظاهراً شهید آوینی در زمان حیاتش تنها دو فصل آن — با عناوین «ناشئۀ اللیل» و «سیارۀ رنج» — را ویرایش کرد و در ماهنامه سوره منتشر نمود و بقیه فصول پس از او توسط ناشر (واحه) تنظیم شد.
کمی توضیح میدهم: این متن دو جهت برجسته دارد. اول آنکه متنی به شدت ادبی و آمیخته با حالات عارفانه است؛ به این معنا که عرفان و ادبیات را در هم تنیده است. از سوی دیگر، با روایتی صرفاً تاریخی روبهرو نیستیم؛ بلکه داستان کربلا هم روایت شده و هم تحلیلهایی متفاوت از آن عرضه شده است. بنابراین میتوان آن را متنی ادبی-عرفانی در قالب تاریخ تحلیلی دانست.
نگارش کتاب به این گونه است که از تحلیل وقایع پیش از عاشورا آغاز کرده، دوران امام حسن(ع) در مدینه را گزارش میدهد، سپس حرکت امام حسین(ع) از مدینه تا کوفه و ادامه رویدادهای سال ۶۱ هجری را روایت میکند.
آوینی در «فتح خون» خود را در مقام راوی قرار داده و بیش از وقایع ظاهری، در پی طرح حقیقت و باطن این وقایع است. شاید بتوان ادعا کرد که نظیر این نگاه، هیچگاه در متون مربوط به سیدالشهدا(ع) وجود نداشته و ندارد.
اما مهمترین وجه کتاب، نگاه خاص سید مرتضی آوینی است که سراسر اثر را پشتیبانی میکند. به عنوان مثال، او مینویسد: «از باب استعاره نیست اگر عاشورا را قلب تاریخ گفتهاند. زمان هر سال در محرم تجدید میشود و حیات انسان هر بار در سیدالشهدا.»
در واقع، آوینی قصد دارد انسان قرن حاضر را به دل تاریخ ببرد و گونهای خاص از عاشقانهها و عارفانههای خلقت را به او نشان دهد و از این طریق، او را از منجلاب مادیت برهاند.
از عجایب این کتاب، فصل آخر آن است که ناظر بر روز عاشوراست. برخلاف روش نویسنده در فصول پیشین که وقایع را روایت میکرد، در این فصل هیچ روایت تاریخی وجود ندارد و تنها سه صفحه تحت عنوان «تماشاگه راز» با عباراتی صددرصد عرفانی نوشته شده است:
«فرشتگان عقل به تماشاگه راز آمدهاند و مبهوت از تجلیات علم لدنّی انسان، به سجده در افتادهاند تا آسمانها و زمین، کران تا کران، به تسخیر انسان کامل درآید و رشته اختیار دهر به او سپرده شود؛ اما انسان تا کامل نشود، در نخواهد یافت که دهر، بر همین شیوه که میچرخد، احسن است.» و تمام.
تصور نکنید کتاب سنگین است؛ به هیچ وجه. متنی روان، قلمی خوشنویس و در عین حال عمیق. این کتاب را باید خواند، فهمید و عاشق شد.
21. شرح حدیث جنود عقل و جهل
انقلاب اسلامی، به گواه ناظران سیاسی جهان، از مهمترین وقایع سیاسی-اجتماعی یکدو قرن اخیر است و از نگاه خواص، مهمترین پروژه شیعه پس از دوران اهلبیت(ع) به شمار میرود. هنگامی که درباره مکانیزم تحقق انقلاب بحث میشود، یکی از نقاطی که تحلیلگران در تبیین آن به شدت ناتوان مینمایند این است: حاجآقا روحالله، با آنکه پس از مرحوم بروجردی تنها سه سال در ایران بود و پس از آن تا روز انقلاب در تبعید به سر میبرد، چگونه توانست کوچک و بزرگ ملت ایران را در راه خدا بسیج کند؟ واقعاً راز این امر در چه بود؟
به نظر میرسد پاسخ را بتوان در آثار مکتوب امام یافت. شخصیتی استوار که تمام نیروی خود را از منبع لایزال الهی میگرفت و با تکیه بر مفهوم «خدا» در برابر تمام قدرتهای جهان ایستاد. اما پرسش اینجاست: چگونه ممکن است انسان به چنین قدرتی دست یابد؟
کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» که در ۴۲سالگی امام و در رمضان سال ۱۳۲۳ شمسی نگاشته شده، بهترین منبع برای یافتن پاسخ این پرسش است. آیا عجیب است که در این کتاب به دنبال راز قدرت سیاسی امام باشیم؟ نه، عجیب نیست؛ چرا که هنگامی که با متن کتاب روبرو میشوی، کاملاً آشکار است که این عبارات و وصایای اخلاقی از کوه توحید صادر شده است. صاحب این قلم کسی است که ذرهذره مسیر را پیموده و با دو بال علم و عمل بر بلندای قله معرفت ایستاده و در مقام دستگیری دیگران است. شاهد این ادعا نیز جوانانی بودند که ره صدساله را به پیشوایی امام، یکشبه طی کردند.
اما امام در این کتاب معتقد است درس اخلاق باید در قالب نصیحت و موعظه، بیماریهای روحی را مستقیماً درمان کند — نه اینکه صرفاً راه علاج را نشان دهد — و این نقطه جدایی رویکرد تربیتی امام با دیگر علماست.
کتاب به شرح گرانقدر حدیث «جنود عقل و جهل» از کلام نورانی امام صادق(ع) میپردازد. امام در بخش اول، تحلیلی از اوصاف عقل و جهل و چگونگی آفرینش آنها بر اساس ادبیات عرفان نظری ارائه میدهد. در همین بخش، امام گذری نیز بر مبانی فلسفی شناخت جهان دارد. از اساسیترین نکات این قسمت، تقریری از مفهوم فطرت است.
اما در بخش دوم، وارد تحلیل محتوای حدیث میشود و در مورد بخشهای مختلف آن، ابتدا به بررسی معنای هر فضیلت و رذیلت اخلاقی پرداخته، سپس با توجه به احادیث دیگر، آثار و عواقب آن را بیان کرده و در پایان، راه کسب آن فضیلت و درمان آن رذیلت را شرح میدهد. همین بخش اخیر، خوانش این کتاب را برای همه کسانی که در اندیشه سلوک اخلاقی، تهذیب نفس و تذکر به خویشتن هستند، ضروری میسازد؛ چرا که امام در این کتاب کاملاً عملیاتی و گامبهگام، راه ترک رذایل و کسب فضایل را تبیین میکند.
ناگفته نماند که این کتاب، آخرین کتاب اخلاقی امام خمینی(ره) است و به زبان فارسی نوشته شده است.
22. مکیال المکارم
امام زمان(عج) در میان شیعیان نیز وضعیتی ویژه و تا حدی عجیب دارد. مکرر از ایشان سخن گفته میشود و در ایامی مانند نیمهشعبان، موکبهای عریض و طویل برپا میشود و جشن و سرور فراوانی انجام میگیرد، اما دریغ از ذرهای معرفت حقیقی. عجیبتر آنکه جامعه شیعه حتی اطلاعات عمومی درباره حضرت حجت(عج) را نیز بهدرستی ندارد.
دلیل این امر روشن است: شناخت از راه کار علمی به دست میآید و متأسفانه کمترین فعالیت علمی در مورد امام زمان(عج) صورت گرفته است. البته ضعف و کمکاری علمی از سوی شخصیتهای علمی در این زمینه را نیز نباید نادیده گرفت.
اما یکی از کتابهای قابل اعتنا درباره ایشان، کتاب شریف «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم» اثر مرحوم آیتالله سید محمدتقی موسوی اصفهانی است که در اوایل قرن ۱۴ قمری نگاشته شده. این کتاب مطابق اظهارات نویسنده — و بر اساس رویای صادقهای که داشته — به دستور مستقیم حضرت حجت(عج) نوشته شده و نام کتاب را نیز خود حضرت انتخاب کردهاند.
این کتاب با توجه به عنوانش، به نظر میرسد تنها در باب دعا برای حضرت باشد، ولی در واقع مملو از نکات مهم در راستای شناخت و معرفت ایشان است. بخشهای نخستین کتاب، از وجوب شناخت امام زمان(عج) و ادله عقلی و نقلی این وجوب بحث میکند و گزارشی نیز از اثبات امامت ایشان ارائه میدهد. به عقیده نویسنده، این موضوع جز از طریق نص (خبر صریح قرآن یا روایت) و معجزه قابل اثبات نیست؛ چرا که مهمترین ویژگی امام، عصمت است و عصمت یا باید از سوی خداوند (از طریق پیامبر یا امام پیشین) اعلام شود، یا با معجزه توسط خود امام ثابت گردد. نویسنده میفرماید امامت حضرت حجت(عج) از هر دو راه اثبات شده و مدارک آن را نیز ارائه میکند.
در ادامه، ویژگیهایی را برمیشمارد که باعث میشود برای حضرت دعا کنیم و میفرماید: هر یک از این ویژگیها اگر در فردی وجود داشته باشد، به حکم عقل باید برای او دعا کرد، چه رسد به حضرت حجت(عج) که همه این ویژگیها را یکجا داراست؛ مانند: برکات آن حضرت، حمایت ایشان از اسلام، محبتشان نسبت به ما، دعای ایشان برای مؤمنان، سخاوت، شجاعت و علم بیپایانشان، شباهت ایشان به پیامبران، شباهت به ائمه معصومین(ع) و به ویژه به امام حسین(ع)، و ولایت بیبدیلشان.
سپس به فواید دعا برای حضرت و نیز بهترین زمانها برای دعا میپردازد.
به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی غربت حضرت حجت(عج) — که گاه از زبان علما یا در احادیث بیان شده — تا حد زیادی ناشی از عدم شناخت شیعیان از امام خود است. وقتی شناخت نباشد، توجهی هم در کار نیست؛ و وقتی توجه نباشد، تبعیت و اطاعتی وجود نخواهد داشت؛ و وقتی اطاعت نباشد، هر آنچه از ایشان گفته شود، تنها لقلقه زبان خواهد بود — همانند مردمان عصر اهلبیت(ع).
باشد که با مطالعه اینگونه آثار، از زمره کسانی نباشیم که با جهل نسبت به امام زمان خویش، به مرگ جاهلیت از دنیا میروند.
23. مجموعه بیان قرآن
به این خاطره دقت کنید:
سال ۱۳۵۴، جلسهای در تهران با حضور عدهای از شخصیتها — از جمله شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید مفتح، مرحوم علی شریعتی و پدر ایشان، و همچنین رهبر انقلاب — برگزار شد. در روزی که جلسه در منزل صاحب کارخانه «بیک» تشکیل شده بود، بین دو نماز، حضرت آقا سوره صف را خواندند و به نحوی زیبا ترجمه کردند. پس از نماز، هنگامی که جلسه آغاز شد، شهید مطهری در ابتدا فرمودند: «آقای خامنهای یک متخصص در قرآن هستند.»
یکی از مهمترین ویژگیهای آیتالله خامنهای — که شاید بهراحتی قابل توصیف نباشد — نوع خاص نگاه ایشان به منابع دینی است. اینکه گفتهشد «قابل توصیف نیست»، منظور این است که باید با متن مواجهه مستقیم داشت و تفاوت فضای حاکم بر اندیشه ایشان را از نزدیک دید. به هر روی، اگر قصد دارید ابعاد دیگر رهبری را در حوزه نظری بشناسید، باید به مجموعه بیان قرآن — که در نوع خود تفسیری متفاوت است — رجوع کنید.
آیتالله خامنهای از سالها پیش از انقلاب تا دوران ریاستجمهوری و رهبری، به تفسیر قرآن مشغول بودهاند که بخشی از این درسها تحت عنوان «مجموعه بیان قرآن» توسط نشر انقلاب اسلامی جمعآوری شده است. این تفسیر شامل سورههای زیر میشود:
تغابن، مجادله، ممتحنه، جمعه، حشر، حمد، بقره، برائت، منافقون و صف
اما اگر بخواهیم از ویژگیهای این مجموعه بگوییم، نخستین نکته دلیل انتخاب این سورههاست. بهعنوان مثال، در مورد انتخاب سوره مجادله — که حاصل کار پس از انقلاب است — ایشان با دقتی مثالزدنی میفرمایند که این دست سورهها را به این دلیل انتخاب کردهاند چون مربوط به دوران مدینه است. در واقع، رهبری به دنبال سورههایی است که گزارشی از نظامسازی پیامبر پس از تشکیل حکومت ارائه میدهند. ایشان معتقدند ساختار و راهبرد اسلام برای دوران مبارزه و دوران حکومت متفاوت است و این تفاوت نه تنها در حوزه عمل، که در مفاهیم نیز به شکل بنیادین تغییر میکند.
سوره برائت از بنیادیترین مباحث این مجموعه است. در واقع میتوان ادعا کرد دقیقترین مباحث رهبری در قرآن در این سوره ارائه شده است. تفسیر سوره برائت از اوایل سال ۱۳۵۱ آغاز و تا حدود بهمن همان سال — مقارن محرم ۱۳۹۳ قمری — ادامه یافت. زمان تدریس این مباحث خود نکتهای است که باید بدان توجه کرد: ما در این متن با محققی اهل تاریخ و اندیشه — و در عین حال مبارزی جانبرکف — در سالهای پیش از انقلاب روبرو هستیم.
این درس تفسیر — که یکی از دو درس تفسیر در حوزه علمیّه مشهد در آن روزگار بود — معمولاً در روزهای تعطیل دروس رسمی حوزه (پنجشنبهها و جمعهها) در «مدرسه میرزاجعفر» — از مدارس علمیّه نزدیک حرم مطهّر — و بعدها در مسجدی در «پایین خیابان» و سپس مسجد قبله برگزار میشد.
دعوت به تعقل و تفکر در مسیر تحلیل آیات، مهمترین ویژگی ساختار تفسیری ایشان است. ایشان تلاش میکنند با تمسک به عقل و در عین حال گزارش از فضای تاریخی نزول آیات، دست مخاطب را بگیرند و او را به ورای الفاظ برده، به بطن قرآن راهنمایی کنند و معانی دقیق آیات را نمایان سازند. به این بخش توجه کنید:
«خواندن نماز و انفاق نشانه ایمان واقعی نیست. اینجا گویا کسی سؤال میکند که: اگر [منافقان] کافرند، پس چرا نماز میخوانند، و اگر ایمان ندارند، چرا انفاق میکنند؟ نمازی هم که اینها [منافقان] به جا میآورند، برای خدا و از روی احساس نیاز و برای پر کردن یک خلأ روحی نیست، بلکه برای این است که جامعه مسلمان، آنها را مسلمان بداند؛ پس عملی تحمیلی، اجباری و از روی بیمیلی است.»
حرکت دیگر ایشان در این تفسیر، منظومهسازی در حوزه تفکر است. رهبری بیان میکنند کسی که با مبانی اسلامی آشناست و اسلام را به شکل منظومهای میفهمد، میداند که نباید به ظواهر اسلامی افراد توجه کند، بلکه جبهه خودی از افرادی تشکیل میشود که در فضای مبارزه در کنار مسلمین باشند — نه اینکه تنها اسماً مسلمان خطاب شوند. در این زمینه میفرمایند:
«نباید گفت امپراتور روم مسیحی بود ولی عبدالملک (مروان) مسلمان، پس عبدالملک به ما نزدیکتر است؛ بلکه باید گفت از بین این دو، آن که زیانش برای جامعه و عالم اسلام بیشتر بود و جامعه از او لطمه بیشتری دید، برای اسلام بدتر است.»
نکته پایانی که میتوان به عنوان مشخصه اصلی این مجموعه برشمرد، سادهسازی مفاهیم کلان برای درک عموم است. به راستی که ایشان تبحر ویژهای در تبیین مفاهیم پیچیده برای جامعه دارند.
اینها نمونههایی بود که برای آشنایی مقدماتی بیان شد؛ اما برای درک دقیقتر، الّا و لابد باید مستقیماً به متن مراجعه کرد. اگر به دنبال فهمی نوین و هماهنگ با مناسبات زمانه از قرآن هستیم، مجموعه «بیان قرآن» آیتالله خامنهای میتواند بهترین گزینه باشد.
خاتمه
آثاری که در این مجموعه معرفی شدند، قطعاً تمامی بهترین آثار در فضای مطالعات دینی نیستند، اما بیتردید در زمرهی بهترینها قرار دارند. گاه مهمترین مشکل یک خواننده، این است که نمیداند از کجا آغاز کند و چه کتابی را انتخاب نماید.
در این نوشتار تلاش کردیم گزارشی از آثاری ارائه دهیم که به گواه خبرگان این حوزه، از مهمترین متون دینی محسوب میشوند و دارای ویژگیهای زیر هستند:
- زبانی روان و بیتکلف دارند و از بیان سنگین و غیرقابل فهم پرهیز کردهاند.
- مخاطب آنها عموم جامعه است و برای سطوح مختلف قابل استفاده میباشد.
- از حیث استدلال، از استحکام و انسجام منطقی بالایی برخوردارند.
- از جهت استناد، کاملاً مستند و مبتنی بر منابع معتبر هستند.
- تقریری دقیق و عمیق از مبانی دینی در حوزههای گوناگون ارائه میدهند.
- نویسندگان این آثار، از متعهدترین و وارستهترین افراد به اسلام و تشیع به شمار میروند.
- هر یک از این نویسندگان به عقلانیت و ژرفنگری شهره بودهاند و این ویژگی به آثارشان نیز انتقال یافته است.
- حجم کتابها معمولاً متوسط است و برای مخاطب عمومی، سنگین و طاقتفرسا نیست.
- قلم همهی این آثار ساده، صمیمی و عاری از تکلف است و مخاطب را درگیر پیچیدگیهای لفظی نمیکند.
- و در نهایت، مطالعهی این مجموعه، بدون تردید نگرش خواننده را نسبت به دین و تشیع به شکلی بنیادین متحول خواهد کرد.
امید که این راهنمای مختصر، گامی هرچند کوچک در جهت آشنایی با میراث غنی معارف اسلامی باشد و خوانندگان را در انتخاب آگاهانهی کتابهای سودمند یاری رساند.
به امید روزی که مطالعهی عمیق و فهم درست از دین، گفتمان رایج جامعهی ما شود.



