کتاب تاریخ اسلام از ابتدا تا کنون
اگر این روزها سری به فضای مجازی بزنیم، نکتهای را به روشنی درمییابیم: فضای مجازی و رویدادهای آن در جهتدهی به افکار، اصالت یافتهاست.
پیش از این، در دنیای علم، صحت و سُقم هر سخنی با پرسش مستقیم از اهل فن بررسی میشد و کمتر به دادههای مجازی اعتماد میکردند. اما اکنون، متأسفانه هر آنچه در فضای مجازی منتشر شود، تنها معیار درستی آن، وایرال شدن آن است. به این معنا که اگر ادعایی گسترده پخش شود و بازدید میلیونی داشته باشد، همین برای راستنمایی آن کافی تلقی میشود. و این، از عجایب روزگار ماست.
چراکه در تمام دورانهای تاریخی، چه در شرق و چه در غرب، در حوزه دادههای علمی، اقبال یا انکار عوام هیچ تأثیری بر صحت و سقم آنها نداشته است؛ و بسا که استقبال گسترده عمومی، نشانهای از ضعفِ همان ادعای علمی بوده. زیرا معمولاً اکثریت از عقلانیت ویژهای برخوردار نبودهاند و نیستند. تنها در یک عرصه، اکثریت به رسمیت شناخته شده: مسائل سیاسی، آنجا که دموکراسی اصل کار است — و مدافعان آن نیز تصریح کردهاند که اکثریت، راه حق نیست، راه حل است.
کتاب معتبر تاریخ اسلام
اما امروز، گویی اکثریت، متر حق شدهاست. از مصائب روزگار این که پیشپاافتادهترین موضوعاتی که مورد توجه اکثریت قرار میگیرد، دادههای تاریخی هستند؛ به گونهای که هر روز ادعای بیپایهی تازهای در حوزه تاریخ مطرح میشود و از سوی عموم مردم — که خود عامل وایرال و تأیید آن ادعاها هستند — بیچونوچرا درست انگاشته میشود.
به عنوان مثال، با طراحی کلیپی یکدقیقهای و نشان دادن تصاویر ساختگی از شکوه تختجمشید پیش از اسلام و ویرانی آن پس از اسلام، میکوشند این گزاره را نظریهپردازی کنند که اعراب (بخوانید: اسلام) از اساس با ماهیت ایران و ایرانی دشمنی داشتهاند. سپس، برای آن که چهره اهلبیت(ع) در ذهن مخاطب با اعراب یکی تلقی نشود، داستانسرایی میکنند که حسن(ع) و حسین(ع) در جنگ قادسیه حضور داشته و فرماندهی بخشی از سپاه را بر عهده داشتهاند و حتی از طبری نقل میکنند که آن بزرگواران تأکید کردهاند زنان ایرانی، کنیزانی عرب داشتهاند و چیزهایی از این دست. در حالیکه واقعیتهای تاریخی چیز دیگری میگویند.
مسئله این است که اگر فقط کار به طرح این ادعاهای واهی محدود بود، سخنی نبود؛ متأسفانه، عینِ همین مطالب از سوی اکثریت جامعه نیز پذیرفته میشود.
پس بر ماست که دستکم یکبار، تکلیف خود را با باورهای شیعی و اسلامیمان روشن کنیم و روایتی مستند از تاریخ اسلام ارائه دهیم. از همین رو، بر آن شدیم که در این مقاله، بهترین آثار در حوزه تاریخ اسلام را به طور مشخص معرفی کنیم.
11 کتاب با موضوع تاریخ اسلام
1. حسین از زبان حسین
بهناچار وقتی سخن از تاریخ اسلام به میان میآید، پرشورترین صحنه، واقعه عاشوراست. رویدادی که شاید بیاغراق بتوان ادعا کرد درباره هیچ موضوعی در تاریخ اسلام، به اندازه این رخداد قلمفرسایی نشده است. از علمای فرق مختلف شیعه گرفته تا عالمان اهل سنت و شخصیتهای غربی و مستشرقان، هر کس خواسته تحلیلی از تاریخ اسلام عرضه کند، ناگزیر به سراغ ماجرای سیدالشهدا(ع) رفته است.
اما دریغ که هنوز حسین بن علی(ع) مظلوم است. هنوز مخاطب نمیداند چرا حسین بن علی(ع) قیام کرد؛ هنوز اگر پرسیده شود چه شد که حسین(ع) به همراه یاران اندک خود اینچنین در خون غلتید و خانوادهاش را به اسیری داد، در نهایت کلیشهای و تکراری، پاسخی میشنویم مبنی بر «امر به معروف و نهی از منکر» — بیآنکه کسی از روح و عمق این عبارت آگاهی داشته باشد و جز لقلقه زبانی از آن باقی مانده باشد.
حال مشکل کجاست؟ مسئله از جایی آغاز میشود که ما حسین بنعلی(ع) را در چند ماه پایانی سال ۶۱ هجری خلاصه کردهایم و اساساً از حسین بنعلی(ع) پیش از این تاریخ و شرایط سیاسی حاکم بر زندگی ایشان شناخت درستی نداریم؛ در نتیجه وقتی ماجرا را ناتمام و ناقص میشنویم، درکی عمیق از آن پیدا نمیکنیم.
یکی از کتابهایی که این خلأ را تا حدودی پر کرده، کتاب «حسین از زبان حسین» اثر استاد محمدیان است. در همان آغاز باید گفت: در این کتاب به هیچرو با متنی خشک و صرفاً تاریخی روبهرو نیستیم. از امتیازات ویژه این اثر، نحوه روایت تاریخ است که در قالب روایت اول شخص و به شیوه داستانی ارائه شده است.
ما از ابتدای کتاب، قصه را از زبان خود حسین بنعلی(ع) به شکل داستان میشنویم. طبیعتاً این پرسش به ذهن میرسد که لازمه داستانسرایی، بهرهگیری از قوه تخیل و طرح مباحث غیرواقعی است. این تصور درست است؛ اما خوشبختانه نویسنده با ظرفیت عقلانی ویژهای که در طرح خود به کار برده، این نگرانی را نیز مرتفع ساخته و خط به خط کتاب مستند است. در واقع، نویسنده متن را بازنویسی روایی کرده، بدون آنکه در ماهیت وقایع دست برده باشد.
داستان با روایت ولادت حسین(ع) به زبان حضرت زهرا(س) و اذان گفتن پیامبر(ص) در گوش ایشان آغاز میشود و سپس روایت به خود امام(ع) منتقل میشود و دوران کودکی ایشان در زمان پیامبر(ص) را شرح میدهد. مهمترین نکات این بخش، گزارشهای ویژه از محبت بیحد پیامبر(ص) به حسنین(ع) به ویژه حسین(ع)، و نیز اشاراتی است که به ماجرای شهادت ایشان دارند.
روایت با رحلت رسول خدا(ص) و شهادت حضرت زهرا(س) ادامه مییابد و در ادامه، نویسنده به وقایع دوران حضرت امیر(ع) میپردازد و رخدادهای سیاسی و جنگهای آن دوره را بررسی میکند و در این میان، از ماموریتهای حسین(ع) نیز گزارش میدهد.
نویسنده به دوران خلافت امام حسن(ع) اهمیت ویژهای داده و کوشیده است شرایط سیاسی خاص حاکم بر عصر ایشان را به دقت تبیین کند. تبیین این شرایط از این جهت مهم است که مخاطب درک کند چرا حسنین(ع) در برابر حاکمیت بنیامیه، با فاصلهای دهساله، یکی به مصالحه تن میدهد و دیگری قیام میکند.
از هشت فصل کتاب، چهار فصل آن به مباحث دوره پیش از امامت حسین(ع) اختصاص دارد که نکات بسیار دقیقی در آن نهفته است و برای تحلیل نهضت حسین(ع) آثار ویژهای ایجاد میکند.
فصل بعدی کتاب نیز ناظر بر ده سال زندگی حسین(ع) در دوره امامت ایشان در عصر معاویه است. دورهای که اهمیت آن اگر بیش از وقایع سال ۶۱ نباشد، کمتر نیست؛ چرا که نشان میدهد چگونه حسین(ع) تابع سیاست حسن(ع) در برابر حاکمیت معاویه بود و چگونه به قدرت رسیدن یزید در ماجرای قیام حسین(ع) نقشی محوری ایفا کرد.
فصول بعدی کتاب از نامهنگاریهای مردم کوفه آغاز شده و تا مرگ معاویه، خروج امام از مدینه، استقرار در مکه، سپس حرکت به سوی کوفه، وقایع ده روز عاشورا، شهادت حسین(ع) و یارانش، و در نهایت اسارت اهلبیت(ع) ادامه مییابد.
قطعاً خواندن کتاب جامعی مانند «حسین از زبان حسین»، تحلیل چرایی قیام سیدالشهدا(ع) را دگرگون خواهد کرد.
2. الغارات
در نگاهی کلان میتوان زندگی امیرالمؤمنین(ع) را به سه دوره تقسیم کرد:
۱. عصر نبوت (همراهی با پیامبر(ص))
۲. عصر قُعود (دوره انزوا و خانهنشینی پس از رحلت پیامبر(ص))
۳. عصر خلافت
دوره خلافت ایشان — به جهت آنکه ابتکار عمل در دست حضرت بود و ایشان مصدر امر و نهی شدند — از اهمیتی مضاعف برای تبیین مبانی شیعه بر اساس سیره عملی آن امام برخوردار است. این دوره را نیز میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
- دوره جنگهای منظم (دو سال نخست حکومت که شامل سه جنگ جمل، صفین و نهروان است)
- دوره غارات
دوره دوم، که مورخان اسلامی از آن با عنوان «غارات» یاد کردهاند، به زمانی اشاره دارد که حضرت امیر(ع) از جنگهای علنی و منظم گذر کردند و درگیر جنگهای نامنظم و عملیاتهای ایذایی لشکر معاویه شدند. در این دوره، حملات پیاپی و غارتگرانه سپاه شام به مناطق تحت حکومت امام(ع)، باعث رنج و مشقت فراوان برای ایشان و یارانشان شد.
از نشانههای مظلومیت امیرالمؤمنین(ع) این است که این دوره — که بیانگر دشواریهای طاقتسوز ایشان است — کمترین اطلاعاتش به جوامع شیعی و اسلامی انتقال یافته است. اما به لطف خدا، مورخ دقیقالنظری به نام ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی (از تاریخنگاران قرن سوم هجری) کتابی با همین عنوان «الغارات» نگاشته که از کهنترین و مهمترین منابع تاریخی شیعه به شمار میآید.
نویسنده — که از شیعیان امامی است — در تدوین این اثر گرانسنگ از منابع تاریخی فرقههای مختلف اسلامی بهره برده و از همین رو، هم نزد مورخان و عالمان اهل تسنن اعتبار دارد و هم نزد علمای شیعه. بنابراین، خواننده با مطالعه این اثر میتواند از اعتبار قابلقبول کتاب اطمینان نسبی داشته باشد.
اصل کتاب، مطابق تصریح نویسنده، با هدف گزارش حملات ناجوانمردانه لشکر معاویه در سالهای پس از جنگ صفین به قلمرو حکومت امام(ع) نگاشته شده؛ اما از آنجا که مؤلف از عالمان چندبُعدی عصر خود بوده، اطلاعات گستردهای نیز درباره ساختار حکومت، دیوانسالاری، شیوههای اقتصادی دوران امامت حضرت امیر(ع) و حتی خطبههای ایشان را در لابهلای کتاب آورده است.
از نکات سودمند دیگر این اثر، گزارشهای مفصلی است که نویسنده درباره برخی کارگزاران امام(ع) — بهویژه در منطقه مصر و دوران ولایت محمد بن ابیبکر، و نیز ماجرای شهادت مالک اشتر نخعی — ارائه میدهد.
امری که مطالعه این کتاب را مهمتر میسازد، این است که تاریخ صدر اسلام هنوز زوایای پنهان بسیاری دارد که دلیل آن، ضعف در گزارشهای تاریخیِ منتقلشده به نسلهای بعد است. با خوانش این اثر، این ضعف تا حدودی پوشش داده میشود و تحلیل وقایعی مانند عاشورا آسانتر میگردد. از این رو، برای درک عمیقتر قرن نخست هجری، مطالعه این متن مهم، ضروری به نظر میرسد.
3. حضرت حجت
مطالعه تاریخ اسلام تا دوران امام حسن عسکری(ع) با مشکل خاصی روبرو نیست و تنها مسئله، یافتن اثری معتبر و قابل اعتماد و شروع مطالعه است. اما در مورد امام زمان(عج) وضعیت متفاوت است. زیرا ادوار زندگی ایشان را میتوان به این صورت تقسیم کرد:
۱. دوره پیش از امامت (از تولد تا آغاز امامت)
۲. دوره غیبت صغری
۳. دوره غیبت کبری
آنچه منابع تاریخی — اعم از احادیث شیعه و کتب تاریخ — نقل کردهاند، عمدتاً مربوط به دوره نخست است: مشخصات کلی تولد، چهره و ویژگیهای ظاهری، تلاش دستگاه بنیعباس برای ترور ایشان، جریان نماز بر پیکر امام حسن عسکری(ع) و در نهایت غیبت حضرت. در مورد غیبت صغری و کبری نیز، مطابق مبانی کلامی شیعه، ایشان ظهور آشکار نداشتهاند تا گزارش تاریخی از فعالیتهای ظاهری ایشان ثبت شود.
پرسشی که مطرح میشود این است: پس چگونه این همه کتاب درباره حضرت نوشته شده و حتی درباره خانواده، محل زندگی و جزئیاتی از این دست مطالبی نقل کردهاند؟
محل نزاع و گاه گمراهی دقیقاً همینجاست.
ماجرای امام زمان(عج) و غیبت ایشان، از پیچیدهترین موضوعات علمی است که ورود به آن کار هر کسی نیست. بنابراین، برای مطالعه تاریخ مهدویت، مهمترین عامل، صلاحیت علمی و اخلاقی نویسنده است.
در این میان، آیتالله بهجت(ره) از بهترین گزینهها به شمار میرود. ایشان از حیث تقوا و معنویت نیاز به معرفی ندارند و از نظر علمی نیز تا بالاترین مدارج — حتی مرجعیت — پیش رفتهاند. از همین رو، آثار ایشان در باب مهدویت فوقالعاده قابل اعتناست.
اما مهمترین اثری که از ایشان تاکنون منتشر شده، کتاب «حضرت حجت» است. این کتاب، گردآوری بیانات آیتالله بهجت درباره مباحث گوناگون مهدویت است. از ویژگیهای برجسته کتاب، جامعیت آن است؛ به این معنا که هم دستورالعملهایی برای ارتباط با حضرت ارائه میدهد، هم نکات دقیق معرفتی را بیان میکند و هم به موضوعات علمی و تاریخی میپردازد.
یکی از بخشهای مهم کتاب، روایات متعددی از تشرف ایشان به محضر حضرت حجت(عج) است. البته آیتالله بهجت در طول عمرشان همواره در پی کتمان این موضوع بودند.
اما آنچه در این کتاب آمده و مورد توجه است، فصل پایانی کتاب است که در آن، پرسشوپاسخهای جدی و گاه شبههبرانگیز از جوانب مختلف حوزه مهدویت با ایشان مطرح شده و پاسخ داده شده است.
4. حیدر
روایتی جالب و دلنشین از گفتوگویی صمیمی و طنازانه میان علی بن ابیطالب(ع) و فاطمه(س) وجود دارد که در آن، انگار با زبانی امروزی به شوخی بر سر این موضوع گفتوگو میکنند که کدام یک نزد پیامبر(ص) محبوبتر است. راوی نقل میکند:
علی(ع) و فاطمه(س) به بیابان رفته بودند و مشغول خوردن خرما بودند که علی(ع) پرسید: «ای فاطمه، به گمانت پیامبر(ص) مرا بیشتر دوست دارد یا تو را؟»
فاطمه(س) گفت: «از تو تعجب میکنم! چگونه ممکن است تو را بیشتر دوست داشته باشد، حال آنکه من میوه دل اویم؟» علی(ع) گفت: «اگر سخنم را باور نداری، نزد پدرت برویم». پیامبر(ص) در پاسخ به آن دو فرمودند: «نزد من، فاطمه محبوبتر و علی عزیزتر است.»
سپس آن دو بزرگوار در حضور رسول خدا(ص) به شوخیای شیرین ادامه دادند: علی(ع) گفت: «من پسر ابوطالب و فرزند فاطمهام»؛ فاطمه(س) گفت: «مادرم خدیجه کبراست»؛ علی(ع) گفت: «جبرئیل خادم من است»؛ فاطمه(س) گفت: «واسطه ازدواجم فرشته راحیل بود» و ...
بعید است ما چنین شناختی از حضرات معصومین(ع) داشته باشیم که آنان را اینگونه اهل شوخی، طنز و گفتوگوهای عاشقانه بدانیم. حال آنکه بیاغراق میتوان گفت برخی از زیباترین صحنههای عاشقانه تاریخ را میتوان در زندگی مشترک علی(ع) و فاطمه(س) مشاهده کرد. اما متأسفانه به هر دلیل، کمتر به این وجه پرداخته شده است. در عین حال، تعداد معدودی نیز کوشیدهاند روایتی صحیح و قابل اعتماد از این موضوع ارائه دهند.
یکی از آثار قابل اعتنا در این زمینه، رمان «حیدر» به قلم آزاده اسکندری از نشر کتابستان معرفت است. این کتاب به صورت تخصصی به دوره شکلگیری و عمق رابطه علی(ع) و فاطمه(س) میپردازد.
در همین آغاز باید گفت: هنگامی که سخن از عشق و رابطه عاشقانه به میان میآید، ناگزیر سایهای از تخیل نیز در داستان راه مییابد. بنابراین نباید انتظار داشت که خط به خط کتاب مستند باشد. با این حال، اثر از اتقان نسبی خوبی برخوردار است و نویسنده از منابع متعدد شیعه و سنی در نگارش آن بهره برده است؛ به گونهای که میتوان ادعا کرد اسکلت اصلی داستان مستند است و حدود استنادات نیز در کتاب مشخص شده است.
همانطور که از عنوان کتاب پیداست، شخصیت محوری داستان علی(ع) است و روایت نیز از زبان ایشان نقل میشود. دلیل این انتخاب روشن است؛ زیرا بخش عمدهای از کتاب به نقل وقایع تاریخی آن دوران میپردازد و علی(ع) در متن این جریانات قرار داشت.
داستان مشخصاً از سال دوم هجرت — که سال ازدواج آن بزرگواران است — آغاز میشود و تا پایان این رابطه بینظیر تاریخی ادامه مییابد. نویسنده که قصد روایت عشق را دارد، روزهای سخت فراق و وقایع پس از شهادت فاطمه(س) و بیقراریهای علی(ع) را به زیباترین شکل ممکن نقل کرده است.
«حیدر»، روایتی عاشقانه از ساحت عصمت است که قطعاً با خوانش آن، نگاه ما به حضرات اهلبیت(ع) — که تجلیگاه رحمت الهی هستند — دگرگون خواهد شد.
5. رحمت واسعه
اگر بخواهیم فقط یک صفت خاص برای خداوند در نظر بگیریم، ذهنمان به کدام سو میرود؟ طبیعتاً هر کس با توجه به شناخت و نوع ارتباطی که در زندگی شخصی و جمعی خود با خداوند دارد، ویژگیای را بیان میکند. اما به نظر میرسد عمدتاً ویژگیِ رحمت بیانتهای خدا در اذهان ما انسانهای معتقد جایگاه ویژهای دارد. به این دلیل که بارها در جایجای تاریخ زندگی خودمان، دست رحمت الهی را دیدهایم. و اگر هم گاهی زبان به تسبیح و تشکر نمیگشاییم، از بیانصافی و بیمروتی ماست.
حال تصور کنید یک عارف حقیقی بخواهد همین صفت را بیان کند؛ چه میگوید؟ پاسخ میتواند معرفت تازهای برای انسان باشد.
آیتالله بهجت با عنوان «رحمت واسعه» از خداوند متعال یاد میکند. چه اندازه این عنوان مایهٔ تسلیِ دل مضطرب انسان امروز است!
کتابی تحت همین عنوان و با موضوع بررسی این رحمت واسعه در عالم و زندگی انسان، از مجموع بیانات آیتالله بهجت گردآوری شده است.
آیتالله بهجت با نگاه خاصی که به جریان خلقت دارد، به تشریح این موضوع میپردازد. بیتردید هر آنچه در متن کتاب دیده میشود، گزارشی از سبک زندگی خصوصی آیتالله بهجت است — اگرچه به صراحت بیان نشود.
اما نکتهٔ جذاب ماجرا زمانی است که درمییابیم این شخصیت برجسته، نماد و محور رحمت واسعه را حسین بن علی(ع) معرفی میکند. به شکل غریبی، آیتالله بهجت به مخاطب خود میفهماند: «تو که در دستگاه اهلبیت(ع) بزرگ شدهای و از آغاز با حضرات آشنا بودهای، بدان که در جریان خلقت برای تو پارتیبازی شده است؛ و باید خیلی انسان مسرفی باشی که از این فرصت استفاده نکنی و دست به دامان رحمت واسعهٔ الهی — که حسین(ع) است — نشوی.»
در متن کتاب هم با سیرهٔ عملی آیتالله بهجت آشنا میشویم و پاسخهای دقیق ایشان را در مورد سلوک این مسیر عاشقانه میخوانیم.
«رحمت واسعه»، گزارش متفاوتی است از نسبت انسان و خدا، و جایگاه حسین بنعلی(ع) در شکلگیری این ارتباطِ ویژه.
6. علی از زبان علی
متأسفانه نقطه ضعف ما شناخت اندک از حضرات اهلبیت(ع) است. در واقع میتوان گفت محبت ما به اهلبیت(ع) به شکل موروثی به ما منتقل شده و با این عشق رشد کردهایم. این عبارت شاید زیبا باشد، اما وقتی به فرامین خود اهلبیت(ع) رجوع میکنیم، میبینیم که آن بزرگواران تأکید کردهاند: «باید برای معرفت ما تلاش کنید.» تا آنجا که فرمودهاند: «هر کس امام زمانش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
پس تکلیف ما با این محبت بدون شناخت چیست؟
ما باید آغاز کنیم. سادهترین راه کسب معرفت، مطالعه است. مشکل جدی ما این است که تاریخ، زبانی خشک و گاه خستهکننده دارد.
خوشبختانه آثار جدیدی نگاشته شده که این ضعف را برطرف کرده است.
یکی از بهترین آثار در حوزه شناخت اهلبیت(ع)، کتاب «علی از زبان علی» اثر استاد محمدیان است که گزارشی کامل از زندگی حضرت امیر(ع) از آغاز تا پایان ارائه میدهد.
این کتاب دو ویژگی اساسی دارد:
اول، تحقیقی و مستند بودن اثر. در نگارش تاریخ، مهمتر از هر چیز، استناد مطالب و ادعاهای کتاب است. این مسئله در مورد حضرات اهلبیت(ع) — که جایگاه قدسی دارند و بحث تبعیت از ایشان مطرح است — اهمیت دوچندان مییابد. در کتاب «علی از زبان علی»، هیچ گزارهای نمیبینیم مگر آنکه سند آن نیز ذکر شده باشد. پس تحقیق محکم نقطه قوت کتاب است که مخاطبان ویژهاش اهل فن و متخصصان هستند.
اما ویژگی دوم — که باعث میشود عموم مردم نیز مخاطب این اثر شوند — ادبیات روان در قالب روایت اول شخص است. نویسنده در حرکتی بدیع کوشیده است، بیآنکه در محتوای تاریخی دست ببرد، بیان آن را به روایت و داستان نزدیک کند تا در عین حفظ استناد، خشکی متن تاریخی از میان برود.
کتاب «علی از زبان علی» بهترین گزینه برای شناخت حضرات اهلبیت(ع) — به ویژه حضرت امیرالمؤمنین(ع) — است.
7. فتح خون
سید مرتضی آوینی نیازی به معرفی ندارد. اما برای کسانی که او را نمیشناسند، ذکر این نکته ضروری است: آوینی در فروردین سال ۱۳۷۲ به شهادت رسید. تشییع پیکر او در تهران، میهمان ویژهای داشت: آیتالله خامنهای! این حضور بیآلایش در کنار لقبی که رهبری به مرتضی آوینی دادند، جایگاه ویژهی او را نشان میدهد. ایشان، آوینی را «سیدالشهدای اهل قلم» نامیدند.
سؤال این است: آوینی چه داشت؟ بهترین راه برای فهمیدن پاسخ، مطالعهی مستقیم آثار شهید است.
مرتضی آوینی کتابهای فراوانی دارد، اما بیتردید میتوان گفت شاهکار او «فتح خون» است. در این کتاب، چند ویژگی بارز آوینی را میتوان یافت:
اول، تسلط او بر تاریخ اسلام. کتاب روایتی است از حرکت عظیم سیدالشهدا(ع) که از وقایع مدینه آغاز میشود و با امتناع حسین(ع) از بیعت ادامه مییابد. آوینی گزارش دقیقی از خروج امام از مدینه به سوی مکه، از مکه به کوفه و در نهایت وقایع سرزمین نینوا ارائه میکند.
نکتهی بعدی، ادبیات فاخر اوست. ما در این اثر با تاریخ روبهرو هستیم — با تمام لوازم یک متن تاریخی: دقت و استناد در گزارشها، پرهیز از خیالپردازی و نقلقولهای زیبا اما بیسند. اما انتخاب واژگان چنان خواننده را مجذوب میکند که گویی مشغول خواندن تاریخ بیهقی است. همین نکته بود که آقامرتضی را شایستهی لقب «سیدالشهدای اهل قلم» کرد.
اما ویژگی آخر این متن — که شاید باعث توجه ویژهی آیتالله خامنهای به او شد — تفسیر عارفانهی نویسنده از وقایع عاشوراست. آوینی در «فتح خون» کار مهمی انجام داده است: او میکوشد پاسخ تحیّر انسان معاصر را با روایتی باطنی و ژرف از نهضت حسین (ع) بدهد. او دست خواننده را میگیرد و به ۱۴۰۰ سال پیش میبَرَد و گونهای خاص از انسان را به او نشان میدهد: انسانی که برای خلاصی از منجلاب مدرنیته، به عاشورا پناه میبرد.
8. قبله کعبه زاد
به این عنوان دقت کنید: «قبله کعبه زاد»
به نظر میرسد همین عبارت برای نشاندادن این که با متنی متفاوت روبرو هستیم، کافی باشد.
اوضاع زمانی جالبتر میشود که بدانیم صاحب این اثر کیست: حامد کاشانی — منبری و محققی که این روزها در خط مقدم دفاع از حقانیت تشیع و پرچمداری ولایت علی بنابیطالب(ع) گام برمیدارد. کاشانی دو ویژگی برجسته دارد که باعث شده جایگاهی ویژه در میان مخاطبان بیابد:
نخست، بیان شیوا، روان و جذاب اوست. کاشانی در عین حال که علمی و مستند سخن میگوید، هیچ تکلفی در گفتارش دیده نمیشود و مخاطب به آسانی با او همراه میشود.
نکته دوم، گستردگی مطالعات اوست. کاشانی یادآور منبریهای پیش از انقلاب است که درباره آنان گفته میشد: «برای هر منبر یکساعته، بیست ساعت مطالعه میکنند.» مخاطبان او میدانند که وقتی کاشانی سخنی را مطرح میکند، با انبوهی از اسناد معتبر تاریخی روبرو خواهند بود.
نکته دیگر، تعهد او به عقاید شیعه در عین پاسداری از وحدت اسلامی است. باید پذیرفت که بسی دشوار است هم از علی (ع) و حق مغصوب او سخن گفت و هم تاریخ را چنان روایت کرد که به وحدت مسلمانان آسیب نرساند. کاشانی در این زمینه استادانه عمل میکند و این، نشان از زمانهشناسی او و پیروی از سیره مولایش دارد.
حامد کاشانی سالهاست در این عرصه فعال است و جلوهای جذاب از فعالیتهایش را میتوان در کتاب «قبله کعبه زاد» مشاهده کرد. تمام ویژگیهای یادشده در این اثر هویداست.
این کتاب در سه جلد منتشر شده و هر سطر آن روایتی از فضائل علی (ع) است. البته فضائل آن حضرت فراتر از این صفحات است، اما تلاش کاشانی برای بازگویی بخشی از آن، ستودنی است. در مجموع این سه جلد، با هشتاد پرده از فضائل علی بنابیطالب(ع) روبرو میشویم.
تاکنون از علی(ع) چه شنیدهایم؟ عدالت، شجاعت، مهربانی با ناتوانان، سختگیری بر مستکبران، پدری برای یتیمان کوفه، دریدن پردههای ناکثین و قاسطین و مارقین، زاهدی شبزندهدار و اسدالله در روز، مبارزه با قبیلهگرایی و پایبندی به شایستهسالاری در حکومت، و... هر آنچه تاکنون از علی(ع) شنیدهایم، کاشانی با دقتی ویژه در این مجموعه — با ارجاع به معتبرترین متون شیعه و سنی — روایت کرده است.
هر فصل کتاب به بیان یکی از فضائل علی(ع) میپردازد. شاید مهمترین ویژگی این اثر، جامعیت آن باشد؛ به این معنا که سیره فردی و اجتماعی، شیوه حکمرانی، سیرت نظامی و سیاسی، فرامین اقتصادی، وجوه علمی و دیگر ابعاد زندگی امیرالمؤمنین(ع) یکجا به مخاطب ارائه شده است.
با خواندن این اثر جذاب، بیگمان بهتر درک خواهیم کرد که چرا جامعه ایرانی اینگونه عمیقاً به این شخصیت بیهمتای تاریخ بشریت عشق میورزد.
9. انسان ۲۵۰ ساله
مطالعه زندگی حضرات اهلبیت(ع) میتواند دو شیوه داشته باشد:
نخست: آنکه همانند هر شخصیت تاریخی دیگر، هر یک از معصومین را به صورت جداگانه بررسی کنیم؛ یعنی فعالیتهای سیاسی، علمی و تربیتی چهارده معصوم از آغاز تولد تا رحلت، مورد کنکاش قرار گیرد.
نوع دوم: نگاهی کلانتر به الگوی زندگی اهلبیت(ع) داشته باشیم و با توجه به ویژگی عصمت، همه را در یک بستر واحد مطالعه کنیم.
توضیح آنکه در جهانبینی تشیع، اولین باور نسبت به امام، عصمت است. این عصمت موجب میشود رفتارهای اهلبیت(ع) را ناشی از اختلاف نظر در تشخیص موضوع ندانیم، بلکه اختلاف را برگرفته از شرایط حاکم بر عمل بدانیم.
به عنوان مثال، موضوع قعود امام حسن(ع) در برابر قیام امام حسین(ع) نه بدین معناست که قیام حسین(ع) شجاعانه بود و قعود حسن(ع) سیاستمدارانه؛ بلکه حرکت هر دو بزرگوار، عین شجاعت و عین عمل صحیح سیاسی بوده است؛ زیرا هر دو از سر حکمت و از ناحیه معصوم صادر شدهاند.
برخی از اندیشمندان معاصر به این نگاه توجه ویژهای داشتهاند و در سخنان علمای متقدم نیز گاه ردپایی از چنین تحلیلی دیده میشود؛ اما نخستین بار به صورت رسمی، این دیدگاه تحت عنوان «انسان ۲۵۰ ساله» توسط آیتالله خامنهای در سالهای پیش از انقلاب مطرح شد.
عنوان این ایده دقیقاً بازتابدهنده نگاه ایشان است: افزودن قید ۲۵۰ سال (بازه زمانی زندگی حضرات معصومین) به «انسان» نشان میدهد که معصومین را — مطابق روایت «کُلُّهُمْ نُورٌ واحِد» — نه تنها در ساحت کلام و عرفان، که در عرصه تاریخ و سیاست نیز شخصیتی واحد میدانند. همانگونه که یک انسان در طول زندگی خود بسته به شرایط، تصمیمهای گوناگون میگیرد، اهلبیت(ع) نیز چنین بودهاند.
ایده آیتالله خامنهای و تبیین مبانی آن، از لابهلای سخنرانیهای ایشان در سالهای مختلف گردآوری و در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» منتشر شده است. ایشان به صراحت بیان میکنند که اهلبیت(ع) پس از رحلت پیامبر(ص)، شیوه، هدف و جهت مشخصی در عرصه سیاست داشتند که همگی در راستای تشکیل حکومت اسلامی بود. در واقع، عنصر وجودی مشترک در انگیزه، هدف و عمل اهلبیت(ع) در طول ۲۵۰ سال را تحقق حکومت الهی میدانند.
نکته روشنی که ایشان در مورد شیوه سیاسی اهلبیت(ع) بیان میکنند این است که همه آنان بدون استثنا در فضای مبارزه علیه نظامهای حاکم قرار داشتند و غایت این مبارزه نیز تشکیل حکومت بود. اما مبارزه اهلبیت(ع) لزوماً به معنای مبارزه مسلحانه نبوده و اساس کارشان، فعالیت در بستر فرهنگی بوده است. البته ایشان تصریح میکنند که با مبارزههای مسلحانه برخی از افراد خاندان اهلبیت(ع) یا اصحاب نیز مخالفتی نداشتهاند.
به این ترتیب، به نظر میرسد اگر زندگی اهلبیت(ع) را بر اساس ایده «انسان ۲۵۰ ساله» مطالعه کنیم و تفاوتهای رفتاری آنان را ناشی از تفاوت شرایط بدانیم، بسیاری از شبهات درباره تعارضات ظاهری در سیره سیاسی اهلبیت(ع) حل خواهد شد.
10. انسان ۲۵۰ ساله-حلقه سوم
میتوان ادعا کرد آیتالله خامنهای با طرح ایده «انسان ۲۵۰ ساله»، انقلابی در شیوه مطالعات تاریخ تشیع پدید آورد. ایشان از سالها پیش از انقلاب، به عنوان فعالی سیاسی-فعال در گستره کشور، به طرح مباحث بنیادین خود پرداخت و از همین رهگذر، از پایگاه اجتماعی قابل اعتنایی برخوردار شد.
از سوی دیگر، فعالیتهای ایشان در پستهای گوناگون پس از انقلاب — به ویژه در دهه شصت و در مقام ریاست جمهوری — هم بر شهرت و محبوبیت ایشان افزود و هم دامنه مخاطبانشان را گسترش داد. سرانجام با قرارگرفتن در مقام رهبری، جایگاه ایشان به عنوان مرجعی سیاسی و علمی در جهان اسلام تثبیت شد.
این عوامل باعث شد اندیشهها و دیدگاههای ایشان در فضای علمی نیز ژرفتر و دقیقتر شود و رجوع به آنها فزونی یابد. یکی از مهمترین این دیدگاهها، همان ایده «انسان ۲۵۰ ساله» است که پس از انتشار نخستین نسخه، بارها با تیراژهای بالا به چاپ رسید.
استقبال گسترده از این اثر، مسئولان مربوط را به این نتیجه رساند که اولاً این ایده ظرفیت طرح در سطوح مختلف سنی (نوجوان و بزرگسال) را دارد و ثانیاً میتوان با بررسی سخنرانیهای متعدد رهبری، مطالب جدیدتر و دقیقتری به آن افزود. بر همین اساس، تصمیم گرفته شد کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» در سه حلقه عرضه شود:
- حلقه اول: همان کتاب پیشین است که اساس و بنیان کار را تشکیل میدهد.
- حلقه دوم: تقریر همین مطالب برای گروه سنی نوجوان (که هنوز منتشر نشده است).
- حلقه سوم: گردآوری دقیقتر و جامعتر مطالب تاریخی رهبری، با افزودن مباحث تازه و ارائهای تخصصیتر برای مخاطبان خاص.
در واقع، شالوده حلقه سوم همان کتاب پیشین است، با این تفاوت که مطالب در آن شرح گستردهتر و تحلیل عمیقتری یافتهاند. طبیعتاً برای اهل فن و مخاطبان تخصصی تاریخ و معارف اسلامی، حلقه سوم بهترین گزینه به شمار میرود.
11. همرزمان حسین (ع)
آیتالله خامنهای، شخصیتی چندبُعدی است که از متخصصان برجسته تاریخ اسلام در دوران معاصر به شمار میرود. تصور عموم این است که آثار ایشان با استقبال گستردهای مواجه شده و همین مسئله گواه شناخت مخاطبان از اندیشههای ایشان است؛ اما به نظر میرسد اینگونه نباشد و وجه علمی ایشان نیز — همچون شخصیت علمی مرحوم امام خمینی(ره) — تحتالشعاع وجهه سیاسی قرار گرفته و چنان که باید دیده نشده است. صرف تیراژ بالای آثار ایشان، نمیتواند دلیلی بر خواندهشدن و فهم عمیق اندیشههای ایشان باشد.
همانطور که در کتابهای قبل اشاره کردیم، با کمی تأمل درمییابیم که یکی از مهمترین و جذابترین ایدههای تاریخی ایشان — که بسیار علمی و تأثیرگذار نیز هست — نظریه «انسان ۲۵۰ساله» درباره اهلبیت(ع) است. متأسفانه این نظریه تنها در حد عنوانی شناخته شده و در گفتارها تکرار میشود و کمتر گروههای پژوهشی به بسط و تحلیل آن پرداختهاند.
به هر روی، علاوه بر کتاب «انسان ۲۵۰ ساله»، این نظریه به شکلی دقیقتر و متمرکز در کتاب «همرزمان حسین(ع)» تقریر شده است. این اثر — که خود سندی مهم برای تحلیل اندیشه مبارزان سیاسی پیش از انقلاب به شمار میآید (چون حاصل سخنرانیهای رهبری در دهه پنجاه در هیئت انصارالحسین تهران است) — گزارش بسیار دقیقی از فعالیتهای سیاسی اهلبیت(ع) در چارچوب نظریه «انسان ۲۵۰ساله» ارائه میدهد.
آیتالله خامنهای بر پایه این نظریه معتقدند:
اولاً، هنگام بررسی حضرات اهلبیت(ع) و کنشهایشان باید بدانیم با یک انسان واحد روبرو هستیم که متناسب با شرایط مختلف، رفتارهای متفاوتی داشته است.
ثانیاً، برای این کنشهای سیاسی میتوان چهار مرحله تعریف کرد:
۱. دوران صبر (دوره ۲۵ساله سکوت سیاسی حضرت علی(ع))
۲. دوران خلافت (شامل دوره تقریباً پنجساله حکومت امام علی(ع) و چندماهه امام حسن(ع))
۳. دوران کادرسازی و تشکیلات مخفی (دوره بیستساله از سال ۴۱ هجری که به قیام سیدالشهدا(ع) منجر شد)
۴. دوران احیای مجدد اسلام (با فعالیتهای تشکیلاتی امام سجاد(ع) و بازگرداندن چهره اصیل اسلام که به دست بنیامیه تحریف شده بود)
از فصول مهم کتاب، بررسی حیات سیاسی امام صادق(ع) است. نکتهای که غالباً نادیده گرفته میشود، به این دلیل است که تصور رایج درباره امام باقر(ع) و امام صادق(ع) این است که تنها به فعالیت علمی مشغول بودند. در حالی که روایت آیتالله خامنهای — به عنوان یک مورخ — از اهلبیت(ع)، روایتی تکبعدی نیست؛ و این، همان نقطه عطف نگاه ایشان است که میتواند موضوع پژوهشهای گسترده قرار گیرد.
از دیگر فصول جذاب کتاب «همرزمان حسین(ع)»، بررسی شیوه برخورد اهلبیت(ع) با شعرای درباری است.
و آخرین نکته — که به جرات میتوان گفت طرح آن در این اثر کاملاً بدیع است (با توجه به اینکه این مباحث مربوط به دهه پنجاه شمسی است) — بررسی فعالیتهای سیاسی امامزادگان انقلابی است. در واقع، آیتالله خامنهای سیر مبارزات سیاسی اهلبیت(ع) را به عرصه امامزادگان نیز گسترش داده و عملکرد آنان را به دقت واکاوی کردهاند.
بیاغراق، کتاب «همرزمان حسین(ع)» از مهمترین آثار مکتوب دوران معاصر است که ضرورت خوانش آن، متأسفانه چنان که باید، آشکار نشده است.
موخره
آنچه تا اینجا ارائه شد، گزارشی از آثار مهم نویسندگان معاصر در حوزه تاریخ اسلام است. طبیعتاً آثار معتبر و ارزشمند دیگری نیز وجود دارند که برای مطالعه تاریخ اسلام گزینههای بسیار مناسبی به شمار میروند.
اما بهطور خلاصه باید گفت: بر پایه بررسی انجامشده، آثار معرفیشده برای آشنایی مقدماتی و شروع مطالعه در این زمینه، از بهترین و قابل اعتمادترین منابع موجود هستند.



