کتاب راه رشد برگرفته از سخنان آیتالله حائری شیرازی مهمترین اثر تربیتی استاد حائری شیرازی در خصوص الگوی دینی تربیت کودک و نوجوان است. این اثر که حاصل فیشبرداری از جلسات آیتالله حائری شیرازی است، با نگاهی دینی، به دنبال ارائه الگویی برای تربیت صحیح فرزندان و استحکام خانواده است. محتوای کتاب شامل مباحثی درباره نقش والدین، تربیت اخلاقی، و چالشهای پیش روی خانوادهها در دنیای امروز است. این مجموعه بر جنبههای عمیقتر تربیت، مانند تربیت روحی و معنوی، و همچنین راهکارهای عملی برای مواجهه با مسائل روزمره تربیتی تمرکز دارد. هدف اصلی این اثر، کمک به والدین برای پرورش نسلی مؤمن، آگاه و مسئولیتپذیر است که با زبانی ساده و در عین حال عمیق، راهنمایی کاربردی برای خانوادههای علاقهمند به تربیت دینی ارائه میدهد.
تربیت، چرایی و چگونگی آن مسالهای است که پاسخش گمشده دنیای امروز است یا جواب یکتا و قابل اتکایی که همه شئون تربیت را بپوشاند وجود ندارد. برخی بر اساس آموزههای صرفا غربی و بر پایه روانشناسی انسانِ منهای خدا سخن گفتهاند و عدهای کار را به دین واگذار کردهاند. در میانه همه این آرا سخن مرحوم حائری شیرازی چون آب روی آتش است. استاد حائری شیرازی بیش از هر چیزی به نکات تربیت ناب خویش مشهورند. ایشان درباره خود میفرمایند:
«رشته اصلی من، تربیت است ... خداوند تعالی به من عنایتی کرده که چیزهایی در مسائل تربیتی به نظرم میرسد.»
رهبر شهید انقلاب هم در پیامی به مناسبت درگذشت آیتالله حائری چنین میفرمایند:
«ایشان از جمله عالمان دینی برجسته و موفقی بودند که عمر با برکت را یکسره در خدمت تربیت نفوس و تعالی بخشیدن به روح و دل و فکر و عمل مخاطبان خود قرار دادند ... این روحانی با اخلاص و اهل معرفت و سلوک همواره نقشی اثرگذار در ترویج معارف اسلامی و قرآنی و انقلابی داشته و به پرورش نفوس پرداخته است.»
جلد سوم کتاب از دو اهرم تشویق و تنبیه میگوید. کتاب در ابتدا از فلسفه و روش تشویق میگوید. تشویق و تنبیه صحیح را عامل زندهدلی معرفی میکند و درخصوص بچههای پرتوقع از تشویق محتاطانه سخن میگوید.
پس از این کتاب به طور خاص بر روی فلسفه و روش تنبیه تمرکز میکند. آیتالله حائری خشم را لازمه تربیت میدانند و از نگهداشتن متربی بین خوف و رجا سخن میگویند. ایشان به تنبیه به چشم دارو مینگرند و نه غذا! از کفه سنگین تشویق نسبه به تنبیه میگویند. کتاب در سه فص لدیگر از روش انتخاب تشویق و تنبیه میگوید، از خطر وابسته کردن متربی به تشویق و تنبیه و پرونده تشویق و تنبیه در تربیت را میبندد.
پس از این روشها و ظرافتهای نصیحت و امر و نهی پیگیری میشود. کتاب از زبان نفس و عقل در نصیحت میگوید. زبان قلب، زبان روشنگری و آگاه کردن و صمیمیت نشان دادن است. زبان نفس، زبان زور گفتن و تحمیل کردن و تهدید و خفت دادن و سبک کردن.
کتاب در بیستوچهار فصل دیگر سرفصلهای ذیل را موشکافی میکند:
تا بکوبیم توهمات غلطمان را از حقیقت تربیت و بسازیم این حقیقت را بر مبنای حقیقت.
مربیان و معلمان، والدین، واعظان، طلاب و دانشجویان و عموم فعالان عرصه تعلیم و تربیت مخاطبان این نوشتار هستند.
بچهها و خانواده را با هم بیرون ببرید و اسلام را دین خشن و خشک و تلخی به بچههایتان نشان ندهید. علت فاصله گرفتن نسل جوان از نسل مسن این است که نسل جوان نشاط میخواهد و نسل مسن کمتر ابراز نشاط میکند. ما اگر به مسجد رفتیم دلمان میخواهد مردم بدانند؛ اما اگر به استخر شنا رفتیم، دلمان میخواهد کسی نفهمد؛ این شرک است یا توحید؟ شبی بچههایمان در سد درودزن قلاب میانداختند و ماهی میگرفتند و من هم به آنها کمک کردم بعداً در نماز جمعه به مردم گفتم من آخوندتان هستم؛ من روحانیتان هستم من در سد درودزن تا صبح برای کمک به بچهها قلاب انداختم با بچههایتان رفیق بشوید؛ فردا نگویید که به ما نگفتید. اگر شما رفیق اول بچههایتان نباشید باختهاید هر کسی باید رفیق اول فرزندانش باشد؛ هر مادری باید رفیق اول دخترش باشد؛ هر پدری رفیق اول دختر و پسرش باشد.
نظرات