کتاب تحجرگرایی به قلم آیتالله حائری شیرازی از غل و زنجیرهای ساختگی بر دین اسلام میگوید که سبب میشود اسلام ناب محمدی به اسلام آمریکایی بدل گردد. کتاب تحجرگرایی ضمن شناسایی این زنجیرها، با اعطای آگاهی سعی در چیدن آنها دارد. «تحجرگرایی» به آن دسته از نگرشهای دینی گفته میشود که از شکفتن اندیشه دینی و برقراری تعامل نظری و عملی با جامعه و سیاست پرهیز میکند. انسان متحجر گمان میکند که با چنین رویهای دین مقدس را از آلودهشدن به امور نامقدس حفاظت میکند. کتاب تحجرگرایی با این بحران مقابله میکند.
کتاب حاضر، مجموعه سخنرانیهای حضرت آیتالله حائری شیرازی در دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد است که در سال های ۱۳۶۷ و ۱۳۶۹ برای طلاب این مرکز ایراد کردهاند. این سخنرانیها دو محور کلی دارد: پیوند علوم دینی با «اخلاق» و «تحجرگرایی». استاد در ضمن مباحث به تفاوت ماهیت علوم دینی و سایر علوم و اقتضائات تحصیل علوم دینی و نیز برخی آفات آن مثل تحجّر و تعصب اشاره میفرمایند در این سلسله مباحث، مطالب ارزشمندی دربارۀ جایگاه عرفان و فلسفه در اسلام بیان شده است و معظم له ادله مخالفان فلسفه و عرفان را نقد میکنند. این مباحث اخیر شرح پیام امام خمینی (ره) به حوزه و روحانیت است.
کتاب در پنج گفتار نخست خویش به ماهیت علوم دینی و پیوند آن با اخلاق میپردازد. از منظر استاد حائری دو نوع علم داریم. علم دینی که به مباحث اسلامی و پیرامونش میپردازد و علومی که ارتباط چندانی با دین ندارند. مانند ریاضیات و طب و هندسه و ... . میان علوم دینی و سایر علوم تفاوت بسیار است. یکی از این تفاوتها در کمال و اهمیت آن است. کسی که در مسیر علم غیر دینی گام برمیدارد، همین که استعداد خویش را با تلاش و پشتکار همراه سازد و مطالب را به ذهن خود منتقل کند، موفق است. ولی در مورد فراگیر علوم دینی کار متفاوت است. پشتکار و تلاش و بهرهگیری از استعداد لازم است، اما کافی نیست. چرا؟ زیرا علوم دینی با اعتقاد انسان سروکار دارد. اطلاعات انسان غیر از اعتقادات اوست. بخش نخست کتاب با ارائه این اندیشهها کامل میشود.
بخش دوم کتاب در چهار گفتار تحت عنوان تحجرگرایی از جمود و مغزهای کوچک زنگ زده مذهبی میگوید. بر مبنای اندیشههای استاد وقتی انسان خشک مغز شد، سودا بر او غالب گردید و افق دیدش تنگ آمد، از روی خوشگذرانی و عیش و نوش از راه بیرون نمیرود؛ ولی از راه خشم و از راه بهانههای دینی و مذهبی از جاده خارج میگردد و از راه عدل عدول مینماید. مباحثی از این جمله محور بخش دوم کتاب هستند.
کتاب با دو گفتار پاسخ به سوالات و رسالت روحانی در عصر حاضر خاتمه مییابد.
تا با علوم دینی حقیقی آشنا شویم و گام در بیراهه، آن هم از مسیر دین نگذاریم و از جمود عقل در برابر دستورات دینی جلوگیری کنیم.
طلاب، روحانیون، علاقهمندان به علوم دینی و عموم روشنفکران جامعه مخاطبان این نوشتار هستند.
انسان کشته شود بهتر است از اینکه زیر بار عار برود؛ ولی زیر بار عار برود بهتر است از اینکه به جهنم برود. این حال مومنان است؛ اما دیگران میگویند: «النار و لا العار». یعنی آتش بلی، ولی ننگ نه.
نظرات