در این نوشتار قرار است با نیما اکبرخانی همراه شویم و به سوالاتی اساسی درباره این رمان هیجانانگیز پاسخ دهیم. تخیل یا واقعیت؟ این رمان تقریظ دارد؟ چرا انتشارات انقلاب اسلامی؟ و ...
نیما اکبرخانی در کتاب خاکسپاری دوم بانوی مرگ رمانی امنیتی خلق کردهاست تا در گذر تقابل دو نیروی اطلاعاتی ایرانی و اسرائیلی، سطح کمتر تجربه شدهای از آدرنالین را تجربه کنیم. مجتبی میثمی تمام عمر جنگیده است. او از دوران نوجوانی در دفاع مقدس حضور داشته و رموز کار امنیتی را از فرماندهان گمنام و شجاعش فراگرفته است. هر کجا جنگ بوده، مجتبی هم بوده. او حتی خود را به جنگ سوریه رسانده است و در عملیاتهای برون مرزی بسیاری شرکت جسته است. اما هیچکس در داخل و خارج او را نمیشناسد. او معتقد است شهرت در این مقام به گمنام بودن است و در اوج گمنامی همیشه در سایه برای حفظ منافع کشور از جان مایه گذاشته است. از سوی دیگر زنی به نام راشل هرتزوگ، یک افسر خبره موساد را داریم. او توانسته دشمنان کارکشته اسرائیل را حذف نماید، آن هم به قسم که آب از آب تکان نخورد. حالا او به دنبال مردی است که نامش را نمیداند اما بسیاری از نقشههای آنان را در منطقه خراب کرده است. اینجا است که یک درگیری جذاب و خواندنی میان این دو نیروی کارآزموده شکل میگیرد که مخاطب را تا انتها میخکوب نگه میدارد.
حال سوال اساسی اینجاست:
«آیا این رمان صرفا یک داستان تخیلی است که از ذهن خلاق نویسنده نشات گرفته، یا نمودی بیرونی داشته است؟»
نیما اکبرخانی که پیش از این با مجموعه دو جلدی عزارئیل قدرت خود را در خلق رمانهای امنیتی به رخ مخاطب کشیده بود در کتاب خاکسپاری دوم بانوی مرگ رمانی مبتنی بر واقعیت خلق میکند. او در گفتوگو با ایسکانیوز گفت: «روایتها، عملیاتها و اطلاعات داخل کتاب تمامش جز به جز حاصل مطالعه، تحقیق و پژوهش است و هر چیزی که در کتاب وجود دارد واقعا قابل استناد است.»
وی ادامه داد: «خیال مخاطب راحت باشد که بخش عمده کتاب بر اساس واقعیت است. برای نامگذاری شخصیتها از نام دوستان خودم وام گرفتهام. داستان ما هم از قدرت تخیل و عناصر داستانپردازی تهی نیست. سیر وقایع اندکی دستکاری شده تا دوز دراماتیک داستان بالاتر برود. بعضی از شخصیتها هم ادغام شدند؛ برای اینکه تعدد شخصیت نداشته باشیم و داستان برای مخاطب پیچیدگی بیش از حدی پیدا نکند.
اکبرخانی تصریح کرد: «در دنیای واقعی وجه دراماتیک همیشه کمتر است. به جنگ ۱۲ روزه بنگرید. وقتی شما قرار است فیلم بسازی یا قصه بنویسی باید قصه یک نفر را بنویسی. حتی باید خیلی محدودتر عمل کرد. مثلا نمیتوانی بروی سراغ داستان نیروی هوافضای سپاه پاسداران در جنگ 12 روزه. زیرا مجموعهای از افراد آنجا درگیر هستند. وقتی میروی در ساحت قصه، فیلم، درام و سینما و ... مجبوری یک مقداری دایره داستان و شخصیتهای داستان را جزئیتر کنی و این خاصیت درام است».
نیما اکبرخانی به سوال «آیا نامهای مستعار قهرمان داستان و شهدا، در عملیاتهای مختلف نیز ساختگی هستند؟ یا این اسامی از همرزمان شهید قهرمان داستان اقتباس شدهاند؟» چنین پاسخ داد: «اسامی شهدا هم اتفاقی است. اما من واقعا اسم شخصیتها را از میان بچههای هیئت انتخاب میکنم و موقع نوشتن کتاب تصویر هیئت را تصور میکنم و برای شخصیتها اسم میگذارم.»
با وجود روایت غیرخطی و بعضا پیچیده چرا روی جلد آن نوشته شده «رمان نوجوان»؟ نیما اکبرخانی چنین پاسخ میدهد: «اینکه روی جلد نوشته شد مخصوص نوجوان نظر ناشر بود. واقعیتش این است کتاب برای بزرگسال نوشته شده است و اصلاً من نویسنده بزرگ سال هستم. تفاوت نویسنده کودک و نوجوان با نویسنده بزرگسال مانند تفاوت پزشک کودک و بزرگسال است. البته که کتاب پاکیزه است و بدآموزی ندارد که بگوییم مناسب سن نوجوان نیست. اما اگر قرار باشد این کتاب را به نوجوانان توصیه کنیم من به نوجوان کتابخوان و علاقمند به کتاب توصیهاش میکنم و نه هر نوجوانی.»
اکبرخانی در پاسخ به این سوال که چرا انتشارات انقلاب اسلامی، که عمدتا صحبتهای مقام معظم رهبری را چاپ و منتشر میکند برای اولین بار و در کمال تعجب دست به چاپ رمان زده است، تصریح کرد: این را از انتشارات باید پرسید. انتشارات از من خواست یک رمان با این محتوا و این مختصات میخواهم. چند جلسه برگزار شد و نهایتاً تفاهمی بینمان شکل گرفت.
نیما اکبرخانی در پایان با سوال «آیا این کتاب تقریظ رهبر انقلاب را دارد؟» مواجه شد و چنین پاسخ داد: «یک روز قبل از آغاز نمایشگاه کتاب 1404، خبر تقریظ کتابم در سایت رهبر معظم انقلاب منتشر شد، اما متن تقریظ منتشر نشده و هنوز دقیق نمیدانم دفتر برای چه زمانی تصمیم دارد متن تقریظ را منتشر کند.»
این نوشتار اقتباسی از گفتگوی ایسکانیوز با آقای نیما اکبرخانی است. برای دسترسی به متن کامل خبر اینجا کلیک بفرمایید.



