برای شناختن آقای داوود امیریان باید خاطرههایی را ورق بزنیم که در کمال تعجب لبخند را از میانه تیر و ترکشهای جنگ به ارمغان آوردهاند. او که در روزگار جوانی مثل بسیاری از نوجوانان همردهاش در دهه شصت حال و هوای جبهه به سرش میزند برای رسیدن به کربلای جبههها هزار و یک کلک سوار میکند که متاسفانه افاقه نمیکند. تا اینکه یک روز صبح جمعه، وقتی خانواده داوود هوس حلیم به سرشان میزند، او با یک قابلمه بیرون میزند و بعد از شش ماه حضور در جبهه با یک قابلمه حلیم بازمیگردد. همین خاطرات اوست که کتابهایی چون رفاقت به سبک تانک، ترکش ولگرد، مترسک مزرعه آتشین، کودکستان آقا مرسل و گردان قاطرچیها را رقم زده است.
داوود امیریان، نویسنده معاصر، در سال ۱۳۴۹ در کرمان متولد شد و فعالیت نویسندگی خود را از سال ۱۳۶۹ با نگارش خاطراتش از دوران حضور در جبهه آغاز کرد. او از نسل نخست نویسندگان ادبیات دفاع مقدس به شمار میرود و در طول بیش از سه دهه فعالیت ادبی، در حوزههایی همچون خاطرهنویسی، رمان، ادبیات کودک و نوجوان، طنز، زندگینامه داستانی شهدا و فیلمنامهنویسی فعالیت کرده است. امیریان تاکنون دهها عنوان کتاب منتشر کرده و آثارش جوایز متعددی از جمله چهار دوره جایزه کتاب سال، جوایز ادبیات دفاع مقدس و جوایز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را به دست آوردهاند. او در سال ۱۳۹۹ نیز نشان درجه یک هنر در رشته داستاننویسی را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد.
از شناختهشدهترین آثار داوود امیریان میتوان به «خداحافظ کرخه»، «رفاقت به سبک تانک»، «دوستان خداحافظی نمیکنند»، «داستان بهنام»، «فرزندان ایرانیم»، «جام جهانی در جوادیه» و «گردان قاطرچیها» اشاره کرد. آثار او معمولاً با زبانی روان، صمیمی و گاه طنزآمیز، مخاطب را با موضوعات دفاع مقدس و زندگی قهرمانان آن آشنا میکنند. امیریان علاوه بر نویسندگی کتاب، در حوزه فیلمنامهنویسی نیز فعال بوده و آثاری همچون «آخرین نبرد»، «نفوذی»، «بهشت منتظر میماند» و «گلوگاه شیطان» را در کارنامه دارد. حضور همزمان او در ادبیات دفاع مقدس، ادبیات نوجوان و سینما، امیریان را به یکی از چهرههای شناختهشده و پرکار ادبیات معاصر ایران تبدیل کرده است.