کتاب عطر گل محمدی به قلم داوود امیریان مجموعه داستانهایی است از زندگی و زمانه پیامبر اعظم (ص) که صفحات ناگفته و ورق نخورده زندگی حضرت را روایت میکند.
تاریخ صدر اسلام درسها بسیار دارد، هم جنگ دارد و هم صلح، هم منش مبارزه و استقامت و جنگ مسلحانه دارد و هم راهبرد مقابله با تهاجمات فرهنگی و بازیهای رسانهای. تاریخ صدر اسلام درسنامهای از راهبردهای اقتصادی ضد تحریم است و هم درسنامه عبودیت و بندگی و سرسپردگی نسبت به ولی. داوود امیریان در کتاب عطر گل محمدی از زبان یاران و نزدیکان حضرت رسول خصائص محمدیه و روزگار و زمانه حضرت رسول (ص) را روایت میکند تا در مکتب رسولالله (ص) و تاریخ درس بیاموزیم.
داستانهای عطر گل محمدی از دوران کودکی رسول خدا آغاز میشود و تا روزگاری پس از شهادت حضرت ادامه مییابد. قلم داوود امیریان نیز ساده و روان است و مخاطب را به خوبی با خود همراه میسازد.
تا حقیقت اسلام، خون دل صاحبان مکتب و درسهای تاریخ را مرور کنیم.
نوجوانان، طلاب و دانشجویان، علاقهمندان به تاریخ اسلام و داستانهای مذهبی مخاطبان این داستانهای کوتاه هستند.
محمد با چشمانی نگران دور و بر مادر می چرخید. مادر اما چیزی نگفت. محمد و آمنه به راه افتادند. در بین راه به منطقهای رسیدند به نام ابواء. ابواء کم جمعیت اما باصفا بود. بیشتر به روستا میمانست تا شهر. دورتادور آن با نخلهای خرما و تلهایی از خاک محاصره شده بود آمنه و محمد در سایه نخلها کنار جوی کوچکی اتراق کردند. تا کمی از گرمای طاقت فرسای هوا کاسته شود. آمنه کمکم داشت احساس میکرد، هوا زیادی گرم شده است. آبی به سر و صورت زد. تب داشت و لحظه به لحظه تبش بالاتر میرفت. محمّد نمیدانست چه کار کند. تند و تند صورت مادر را میبوسید و نوازشش میکرد و آب به سر و رویش میپاشید. آمنه بیحال و بیحالتر شد. رنگ صورتش به زردی گرایید. نفسش به شماره افتاد. چشمانش نیمه باز بود. محمد به گریه افتاد مادر! مادر! چه شده است؟ چرا جواب محمد را نمیدهی؟ با من حرف بزن تو را به خدای یگانه سوگند میدهم جوابم را بده. اشکهای محمّد با عرق صورت آمنه در هم آمیخت. آمنه لحظاتی بعد چشمانش را باز کرد و به زحمت دستانش را دور گردن محمد انداخت. او را به سینه چسباند. صدای نفسهای مادر که در گوش محمد پیچید، گریهاش شدیدتر شد. لحظاتی بعد دستان آمنه از هم باز شد و بر زمین افتاد.
محمد بعد از پدر، مادرش را هم از دست داد.
نظرات