کتاب اثیر به قلم احسان ناظم بکائی رمان تاریخی از مجروحیت تا شهادت امیرالمومنین (ع) است که ضمن بهرهمندی از عناصر داستانپردازی بسیار مستند نگاشته شده است.
مسجد کوفه در هجدهم رمضان سال 40 هجری به خون کسی آغشته شد که عدهای او را به خدایی میگرفتند و عدهای او را تکفیر میکردند. با هزار و یک دلیل باید به گروهی اثبات میکرد که من علی هستم و خدا نیستم، و با هزاران دلیل دیگر باید به جامعه ثابت میکرد که من امام شما و جانشین بلافصل رسول خدا (ص) هستم. این شخصیت بزرگ تاریخ اسلام در سال چهلم هجری ندای «فزت و رب الکعبه»اش به گوش فرشتگان رسید و در حالی در محراب به شهادت رسید که برخی از افراد با شنیدن خبر شهادتش گفتند: «مگر علی نماز میخواند». رمان اثیر روایتی است از همین حالوهوا.
در رمان اثیر، داستانی تاریخی پیرامون آن چهلوچند ساعتی است که بین ضربت خوردن تا شهادت حضرت امیر (ع) قرار گرفته است و به پشتوانۀ مستندات تاریخی، با قواعد درام آمیخته شده است. در نگارش این کتاب، از دهها منبع موثق و دسته اول استفاده گشته، منابع مختلفی مورد مداقه قرار گرفتهاند و منابع متقدم و متقن به عنوان پایگاههای استناد کتاب انتخاب شدهاند.
اثیر بن عمرو بن هانی سکونی کندی معروفترین طبیب شهر کوفه، عاقلمرد مسیحیای است که در آستانه شصت سالگی ماموریتی بزرگ را به دوش میکشد. او حالا پزشک معالج حضرت علی (ع) گشته و باید دل یتیمان کوفه را قرص نگه دارد. داستان اثیر با محوریت اثیر روایت میشود و به تناسب زمان و مکان نقبی به گذشته و حوادث صدر اسلام میزند.
احسان ناظم بکائی در تدوین این اثر از اندیشمندان متعددی بهره جسته است. از جمله:
دکتر محمود مهدوی دامغانی که استاد تاریخ اسلام هستند، استاد علی بهرامیان، معاون علمی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، که نگاه چند لایهای به ساختارهای جامعه و نسبت خلافت و امامت در جامعه داشتند. دکتر محمدحسین رجبی دوانی که در موضوع کوفه و نسبت آن به امیرالمؤمنین (ع) نکات دقیقی بیان کردند. همچنین حجتالاسلام محمدمهدی طباخیان که مسائل قابل توجهی دربارۀ دوران خلافت امام علی (ع) بیان کردند.
احسان ناظم بکائی در بخش داستانی کتاب از تجربیات ارزشمند نویسندگان هنرمندی مانند رضا امیرخانی و مهرداد صدقی بهره گرفته است. خانم شبنم وثوقی، نویسنده و فیلمنامهنویس موفق کشورمان نیز در درامیزه شدن این داستان مساعدت کردند تا بال درام داستان تقویت شود.
تا در بستر داستانی تاریخی و جذاب برشی از زندگی امام علی (ع) را تجربه کنیم.
این کتاب گزینه مناسبی برای علاقهمندان به داستانهای مذهبی، سیره و زندگینامه امام علی (ع) و عموم شیعیان است.
اثیر پاتند کرد تا زودتر به خانه امیرالمؤمنین (ع) برسد و شیر را تا داغ است برساند. چند پیچ را که در محلۀ کنده پشت سر گذاشت، حس کرد چند شبح تعقیبش میکنند چندباری رو برگرداند؛ ولی کسی را ندید. حس میکرد چشمهایی او را می.پایند در گذرگاهی باریک، ناگهان مردی با ردای سادۀ سفید و کهنه رو بسته و شمشیر در دست مقابلش ظاهر شد برگشت تا راهش را عوض کند؛ اما مرد دیگری با همان شکل و شمایل مسیر پشت را هم بسته بود نه راه پس داشت و نه می توانست پیش برود دو مرد از پشت و جلو نزدیک او شدند. اثیر بدون ترس ایستاد.
- هنوز شب از راه نرسیده شبیخون میزنید، دزدان شب روی عجول!
نوک شمشیر مردی که جلویش ایستاده بود زیر گلویش نشست. تنها چشمان مرد را که عصبانی و دریده بودند میدید صدایی از زیر دستاری که مرد بر صورت انداخته بود، برخاست.
-در آن بقچه چه داری؟
اثیر حس کرد فشار نوک شمشیر بیشتر شده و نوک شمشیری دیگر را بر کمرش حس کرد.
- دیگچه شیر داغ است.
نظرات