فصلنامه مطالعات آیینی عین در شماره چهارم خود پرونده نخ را رو میکند. در این شماره از نشریه «عین» از نخهایی میگوییم که خودشان را گره میزنند به همه علقهها و علاقهها و دستگیری میکنند از همه چشم به راهها و جان میبخشند همه لاجونها را ... . از آنها که مثل همین نخها در گوشهای از مراسم هیأت یا روضه یا مولودی جای میگیرند و با خود و خدا خلوت میکنند. از آنها که سر و صدای بلندی ندارند. آن چنان نمودی هم ندارند، بلکه به دنبال پلی و پناهگاهی میگردند تا شاید آرامش به خلوتشان بیاید... . از آنها که خیلی دویدهاند و جستجو کردهاند تا آنچه به فطرت و طبیعت و مذاق انسانیشان میخورد را بیابند و به سکون و آرامش برسند... این شماره از نخ میگوید همان که برایمان طوری مقدس و عزیز میشود که با او حالمان دگرگون و به میگردد... نخ ها همه ارتباطات و اتصالاتی هستند که در شلوغ پلوغی های روزگار خدا برایمان قلاب میکند تا گرفتار حضیضها نمانیم و به اوج، بالابرویم.
تا سهم خود از معنویت، خدا و عزاداری برای اهل بیت (ع) را افزایش دهیم و پایههای اعتقادات مذهبی خویش را استوار سازیم. در گذر داستان تجربههای معنوی دیگران را مرور کنیم و حظ معنوی ببریم.
علاقهمندان به ادبیات مذهبی، دوستداران اندیشه دینی، افرادی که میخواهند تفکرات مذهبی خویش را بر مبنایی استوار بنا سازند و عموم عاشقان اهل بیت (ع).
مردی است که در میانه محرم مادرش را از دست داد. حالش خراب بود. اما گفت کار هیأت نباید لنگ بماند. گفت که باید در هیات امام حسین وظیفهاش را به درستی انجام دهد. نشست پشت چرخ خیاطی اشک ریخت و دوخت دوخت که برای رساندن حمایلها به هیأت یک موقع بدقولی نکرده باشد. مدیون نوکران درگاه ارباب نباشد.
خادمها هر موقع به مشکل میخورند، یک نام بر زبانشان جاری میشود. طاهره خانوم از همان ایام دانشجوییاش افتاد پی کارهای هیأت. آنقدر دوندگی کرد، رفت و آمد؛ تا کاربلد شد، بزرگ شد. اگر بین زمینیها رسم بود او را پیر غلام مینامیدند، خادمها همه کارهاش میدانند؛ خودش بی ادعا سرش را میاندازد پائین و مدیریت میکند.
نظرات