فصلنامه مطالعات آیینی عین در شماره سوم خود از کلید واژه «ربنا» میگوید. این اثر مخاطب را در تنگناها و بزنگاههایی حساس قرار میدهد و در چنین موقعیتی از صحبت و رفاقت و درددل با خدا میگوید. سر عین با خاطره رزمندهای لوطی و بینماز آغاز میشود که نمکگیر جبهه میشود و صحبتهای عاشقانهاش با خدا او را به نمازی خالصانه میکشد. نجوای صمیمانه یک روستایی ساده دل را زمزمه میکند که میگوید: «فقط خواستم بگم آخدا؛ ما طفل صغیر، تو رحمان رحیم. یک وقت از نفهمی ما حرصت نگیره».
«ربنا» در عین همنشینی ساده با خداست، در میانه روزگاری که خدا رنگ باخته است و دل گاه به پناهگاهی امن نیاز دارد.
تا سهم خود از معنویت، خدا و عزاداری برای اهل بیت (ع) را افزایش دهیم و پایههای اعتقادات مذهبی خویش را استوار سازیم. در گذر داستان تجربههای معنوی دیگران را مرور کنیم و حظ معنوی ببریم.
علاقهمندان به ادبیات مذهبی، دوستداران اندیشه دینی، افرادی که میخواهند تفکرات مذهبی خویش را بر مبنایی استوار بنا سازند و عموم عاشقان اهل بیت (ع).
ماه مبارک شده بود و حس خاصی نداشتم. حس هیچ عمل مستحبی، هیچ دعایی، هیچ ذکری ... صرفاً روزه میگرفتم و نمازهای واجب و تمام. ساعاتی تشنگی و گرسنگی ... . یک روز دیدم اینطور نمیشود. حاضر شدم و به مسجد محل رفتم. مدتی از نماز ظهر و عصر گذشته بود. تعدادی خانم هم گرد نشسته بودند و جزء خوانی میکردند. حوصله جزء خوانی هم نداشتم... یک احساسی که هر عملی انجام میدهم بیجان است و هیچ ارزشی ندارد مرا در بر گرفته بود. مشخص بود الهی نیست اما کاری در مقابله با آن از دستم بر نمیآمد. حس رفع تکلیف داشتم و ترجیح میدادم کاری که هیچ انرژی و نوری برایم ندارد اصلاً انجام ندهم. تا اینکه دعای ابوحمزه ثمالی را ورق زدم و ...
نظرات