فصلنامه فرهنگ و اندیشه ترجمان در شماره دهم خود با عنوان «هر جایی جز اینجا» به چند دلیل برای سفر رفتن و هزاران دلیل علیه آن اشاره میکند. سر مقاله این شماره به قلم محمد ملاعباسی از مخاطرات سفر میگوید، آن هم مخاطراتی که فقط با بستن کمربند ایمنی پایان نمییابد. این شماره در بهار سال 1398 منتشر شده است.
به مناسبت تعطیلات سال نو پرونده این شماره فصلنامه ترجمان به سفر و تعطیلات و دید و بازدید اختصاص یافته است. جستاری از زیدی اسمیت را خواهید خواند به نام «رودخانه تنآسا» که در شماره آخر سال نیویورکر در 2017 منتشر شده است. دو جستار همپیوسته از تونیجات، مورخ فقید آمریکایی، از نقش بیبدیلی میگویند که قطارها و تجربه سفر با آنها در ساختن دنیای جدید داشتهاند.
«هتل مالیخولیا» نوشتاری برانگیزاننده از سوزان جویناس است که داستان زندگی آدمی دائمالسفر را بازگو میکند، مسافری که روزی تصمیم میگیرد دیگر به سفر نرود.
جاشوا کوهن در «مقصد؟ هر جایی جز اینجا از میل قدرتمندی سخن گفته است که ما انسانها برای فرار و بیرون زدن داریم. و نهایتاً «از خانه بیرون نرو؛ دلایلی بر ضد دید و بازدید» نوشتاری کنایهآمیز از شیلا هتی، نویسنده تحسین شده آمریکایی است که برای فایدهها و ضررهای دیدن دیگران استدلال آورده است، البته در نهایت بیشتر بر ضررها تأکید دارد تا فایدهها.
دیگر سرفصلهای این شماره عبارتند از:
فصلنامه ترجمان، فصلنامهای با محوریت فرهنگ و اندیشه است. لذا این مجله نگاهی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی روانشناسانه به مخاطب عرضه میکند. این فصلنامه در هر شماره خود به نقد و بررسی کتب مختلف میپردازد و از من روانشناسان مطرح دنیا یک معضل اجتماعی را واکاوی میکند.
علاقهمندان به علوم سیاسی، اجتماعی و روانشناسی، دانشجویان، روشنفکران و همه افرادی که میخواهند نگاهی نقادانه به اجتماع، فرهنگ و اندیشهها داشته باشند.
کاگ باید دو بار به آلپ سفر میکرد تا بفهمد چرا نیچه به ما توصیه میکند از درد و رنج خود شادمان باشیم. چون فقط در صورت پرهیز از درگیر شدن با آن میتوان از آن فرار کرد، یعنی فقط هنگامی که خود را از سختیای جدا کنیم که جزء جداییناپذیر، حتی آرامترین وجود انسانی است. کاگ نتیجه میگیرد که تجلیل از زندگی ضرورتاً به معنای قربانی کردن خویش نیست. اما لزوماً دربرگیرنده سختی است. او میگوید خویشتن ما منفعلانه به انتظار ننشسته تا کشفش کنیم. فردیت در فرایندی فعال و مستمر ساخته میشود. هر چه کاگ پا به سن میگذارد، خطر خود خشنودی نمایانتر میشود. «برنامههای درسی با حس وظیفهشناسی نگاشته شدهاند. کنفرانسها با جدوجهد سازمان یافتهاند. حمامها با دقت تمام تمیز شده اند». اما او ایستادگی میکند، نه با روزهداری یا گشتوگذار با پاپوش نامناسب در کوهستان، بلکه با یادآوری هر روزه و هر ساعته این نکته که موجودات باید رنج بکشند، از کار بیفتند و بمیرند، پیش از آنکه زندگی دوباره بیابند.
نظرات