کتاب دیوید کاپرفیلد اثر چارلز دیکنز، در قالب متنی کوتاه شده توسط نشر افق، با ترجمه گویای محسن سلیمانی منتشر شده است.
داستانهای چارلز دیکنز یکی از مهمترین شاخصههای جامعۀ قرن نوزدهم انگلستان است و شخصیتهای او در فرهنگ عامۀ مردم ریشه دواندهاند. در این بین کتاب «دیوید کاپرفیلد» یکی از بهترین داستانهای او به شمار میرود و شهرت جهانیاش هم بهخاطر شخصیت اصلی آن است؛ دیوید، پسرک فقیری که از قبل از تولد پدر خود را از دست میدهد و در طول کودکی تلخش هم با سختیهای زیادی مواجه میشود. اکثر این سختیها مشکلات و کمبودهای اجتماعی مانند فقر مادی و فرهنگی است که دستبهدست هم میدهند و زندگی را به کام او تلخ میکنند. به همین دلیل است که این کتاب در فرهنگ مردم جامعه انگلستان تا این اندازه محبوب است و الگوی بسیاری از داستانها و نویسندگان مشهور قرار گرفته است.
پدرخواندۀ بدرفتار و خشنش دیوید را مجبور به ترک خانه میکند و در زیر فشار اجبار و زور، او بالاخره به مدرسۀ شبانهروزی میرود. شخصیتهایی که دیوید کاپرفیلد در مدرسه با آنها آشنا میشود و الگوی خود قرارشان میدهد نیز یکی دیگر از نقاط عطف داستان و نقدهای پررنگ چارلز دیکنز به جامعۀ تازهصنعتیشدهای است که در آن فقر باعث ایجاد اختلاف طبقاتی شده و شکاف فرهنگی عمیقی را بین اقشار مختلف ایجاد کرده است. اما در کنار خلق تصویری از شرایط زمانه و تمام افکاری که در قالب جملات شخصیتها بیان شده، چیزی که خواننده را به شدت درگیر میکند فُرم قصهگویی و تکنیکهای داستانپردازی نویسنده است که به شکلی استادانه عواطف انسانی را پررنگ کرده و به چشم میآورد. در این داستان با قلم فوقالعادۀ این نویسندۀ بزرگ به جهان کوچک شخصیتهایش نزدیک میشویم و با شیوۀ توصیف و قصهگویی او، داستانی دراماتیک را تجربه میکنیم.
یک داستان رشد و خودشناسی عمیق
رمان «دیوید کاپرفیلد» اثر چارلز دیکنز از کودکی تا بزرگسالی شخصیت اصلی را دنبال میکند و نشان میدهد چگونه سختیها، شکستها و انتخابها، انسان را میسازند.
تجربهای نزدیک به زندگی واقعی
این کتاب تا حدی بازتابی از زندگی خود دیکنز است؛ به همین دلیل روایت آن بسیار واقعی، ملموس و پر از جزئیات انسانی است که خواننده بهراحتی با آن همدلی میکند.
شخصیتهای ماندگار و تأثیرگذار
شخصیتهایی مثل آقای میکاوبر یا اوریا هیپ از بهیادماندنیترین چهرههای ادبیات هستند و هرکدام نمادی از ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی خاصاند.
نقد اجتماعی در قالب داستان
دیکنز در این اثر، بهزیبایی مشکلات جامعهٔ عصر خود مثل فقر، بیعدالتی و شرایط سخت کودکان را به تصویر میکشد، بدون اینکه داستان جذابیتش را از دست بدهد.
نثر جذاب و روایت شیرین
با وجود کلاسیک بودن، نثر کتاب روان و داستانگوست و خواننده را درگیر ماجراهای پیدرپی و سرنوشت شخصیتها میکند.
رمان «دیوید کاپرفیلد» اثر چارلز دیکنز را به علاقهمندان داستانهای رشد فردی و زندگینامهگونه پیشنهاد میکنیم.
همچنین برای کسانی که به رمانهای کلاسیک، شخصیتپردازی عمیق و روایتهای اجتماعی تأملبرانگیز علاقه دارند، انتخابی بسیار مناسب است.
«من با دلی شکسته به پنجرۀ اتاق پذیرایی در بالای حیاط نگاه کردم. پردۀ مخمل اتاق از وسط کمی کنار رفته بود و من با دیدن میزی کوچک و یک صندلی بزرگ فکر کردم لابد عمهام در آن لحظه با بدخلقی آنجا نشسته است. کفشهایم وضع غمانگیزی داشت و کفشان ور آمده بود و چرم رویهشان ترکیده و چاکچاک شده بود؛ طوری که شکل و قیافهاش دیگر شبیه کفش نبود. کلاهم نیز مچاله شده بود، طوری که آدم شرمش میآمد آن را با قابلمههای بیدسته و له و لوردۀ توی زبالهها مقایسه کند. گرما و شبنم و علفها و خاکهایی که رویشان خوابیده بودم، پیراهن و شلوارم را کثیف کرده بود و همه جایشان پاره شده بود، طوری که احتمالاً پرندههای باغچۀ عمهام از من به عنوان مترسک وحشت و فرار میکردند. از وقتی از لندن آمده بودم، موهایم را شانه نکرده بودم و صورت و گردن و دستانم زیر نور آفتاب تابستان مثل زغال اخته سیاه شده بود. سر تا پایم هم خاکی و مثل گچ سفید بود. طوری که انگار از کورۀ آهکپزی درآمده بودم. با این وضع فلاکتبار ایستاده بودم و میخواستم خودم را به عمۀ پرهیبتم معرفی کنم و در اولین دیدار رویش تأثیر بگذارم.»
نظرات