کتاب دیوهای کنار رودخانه به قلم سید سعید هاشمی روایتی از زندگی و شهادت عبدالله بن خباب، یار جوان و شجاع حضرت علی (ع) است.
عبدالله بن خباب دل به مردانگی مولا علی (ع) بسته بود و شیفته مرام علوی گشته بود. مُهر مِهر علی (ع) را بر طاق آسمان دلش کوبیده بود و با جنگ و تهدید دشمنان دست از مولای خودش نمیکشید. در جنگ جمل و صفین حاضر شد و رشادتها از خود نشان داد. او در ماجرای حکمیت با خطبهای قرا از مولا علی (ع) حمایت کرد و مردم را به جنگ فراخواند اما ... .
زندگی خباب ترکیبی از فقر شدید بود با حب علی (ع)، اما او فقیر نبود. چرا که نام علی (ع)، نام او را در آسمانها پرآوازه ساخته بود و گنج بهشت را بر کف دستان او نهاده بود. خباب با همسر کر و لال و حاملهاش، برای دیدار امیرالمومنین (ع)، از مدینه راهی کوفه شد. اما ...
تا ضمن مطالعه تاریخ صدر اسلام با سیره و جوانمردیهای حضرت علی (ع) و یارانشان آشنا شویم. این زندگینامه داستانی ارزشهایی اخلاقی چون شجاعت، پایبندی به اسلام و راه حق، دفاع از ولایت و زندگی شرافتمندانه در حین فقر را در دل مخاطب زنده میسازد.
علاقهمندان به تاریخ اسلام و سیره یاران امام علی (ع) مخاطبان این نوشتار هستند. همچنین اگر به داستانهای مذهبی علاقه دارید میتوانید از این اثر بهرهمند شوید.
عبدالله که در میانه سپاه روی اسب نشسته بود، از دور به خَریبه نگاه کرد. خریبه شلوغ بود. پر از سرباز. سر عبد الله سوت کشید! چقدر سرباز باور نمی کرد که ام المؤمنین، عایشه توانسته باشد این همه طرفدار برای خودش جمع کند. آن قدر زیاد بودند که قابل شمارش نبودند. عبدالله سری چرخاند و به سپاه خودشان نگاه کرد. سپاه آنها هم کم نبود. اما تعجبی نداشت. على خلیفه بود و میتوانست سپاه جمع کند. شنیده بود که بسیاری از افراد سپاه را حسن بن علی در کوفه جمع کرده است. عبدالله حسن را میشناخت و میدانست که در سخنوری حریف ندارد و وقتی شروع کند به حرف زدن، کسی نمیتواند با او مخالفت کند. همین سخنوری او بود که باعث شده بود مردم کوفه دورش جمع شوند و به سپاه علی بپیوندند. کمکم سپاه علی به خریبه رسید. عبد الله حالا بهتر می توانست افراد سپاه جمل را ببیند. زیر لب زمزمه کرد: جمل..! چه اسم با مسمایی نگاهی به جمل انداخت شتری که ام المؤمنین رویش نشسته بود. امالمؤمنین عایشه وسط سپاهش در کجاوه ای بر شتر نشسته بود و کجاوه با پرده پوشیده شده بود. عایشه در کجاوه دیده نمی شد. تمام بدن شتر از زه آهنین پوشیده شده بود.
نظرات