کتاب دشتهای سوزان به قلم نویسنده نامآشنا، صادق کرمیار، از دل خوزستان در دوران ناصرالدینشاه قاجار برخاسته است. صادق کرمیار مبارزات مردم خوزستان علیه انگلیس برای رسیدن به نفت ملی و حق کشتیرانی در جنوب را تصویر میکند.
کتاب دشتهای سوزان یک رمان تاریخی است از صدای مظلومیت مردم خوزستان و مبارزات آنها برای احقاق حق وطن. با کشف نفت در ایران ردپای استعمار به ایران باز شد. خوزستان که مهمترین شهر نفتی ایران بوده و هست به پایگاهی برای استعمار پیر تبدیل شد. انگلیس جدای از غارت نفت ایران، امتیاز کشتیرانی در جنوب را از آن خود کرده بود. به هر حال بشکههای نفت باید از راه دریا به انگلیس برسند. فکرش را بکنید. انگار دولت ایران و مردم ایران نوکران حلقه به گوش این جماعت خونخوار و نفتخوار بودهاند.
حالا در برابر این حجم از ناعدالتی صدایی، در اوج خفقان برمیخیزد و انگلیس را عقب میراند. رمان دشتهای سوزان روایت این خیزش است. چهار جریان مختلف در این رمان به هم آمیخته میشوند و مسیر داستان را پیش میبرند:
داستان با سیر تاریخی منظم به اوضاع پایتخت و جنگ جهانی اول میرسد. سری به نجف میزند و از ویلسون و ژنرال روبینسون میگوید که با تطمیع و حیله شیوخ خوزستان را با خود همراه کرده اند.
تا در قالب رمان با تاریخ ایران و استعمار انگلیس آشنا شویم و از یک سوراخ دو بار گزیده نشویم.
اگر شما هم به رمانهای تاریخی علاقه دارید و میخواهید تاریخ روابط ایران و انگلیس را مرور کنید کتاب دشتهای سوزان را از دست ندهید.
تو باید درس بزرگی برای همه طوایف خوزستان باشی، خیانت بزرگ تقاصش هم بزرگ است. حیرتم از این است که چرا بدران برای آزادی دوست و برادر همخونش کاری نمیکند. حکماً عاقلتر از آن است که جان خودش و طایفهاش را به خطر بیاندازد.
لختی مکث کرد بعد رو به حنظل: گفت همه جا جار بزنید، فردا پس از طلوع آفتاب جماعت برای اعدام ثامر جمع بشوند. بگویید که شیخ الشیوخ قصد دارد با دستهای خودش این خائن را مکافات کند.
خزعل برای خروج از زندان حرکت کرد. در همین هنگام معین التجار سراسیمه وارد زندان شد. خزعل متوجه آشفتگی او شد.
«ها معین التجار آشفتهای!؟»
نظرات