کتاب «توبه؛ فضیلت توبه و پذیرش آن» برگرفته از مجموعه سخنرانیهای حضرت آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) است که در ابتدای ماه رمضان ایراد شده است. این کتاب از مجموعه اخلاق ربانی مسیر سلوک الی الله را هموار میسازد و از بازگشت به سوی خدا سخن میگوید. این جلد از مجموعه اخلاق ربانی مخاطب را در برابر این سوال قرار میدهد که «چه توبهای راستین و مقبول درگاه الهی است؟»
حضرت آیتالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان و فضیلت بیشمار آن، بحثی مفصل درباره «توبه» ارائه کردهاند. ایشان این ماه را زمان تقویت بُعد معنوی انسان دانسته و روزه را زمینهساز بهرهمندی از الطاف ویژه الهی میدانند. بر اساس خطبه پیامبر اکرم(ص)، ماه رمضان ماه «برکت، رحمت و مغفرت» است که میتوان آن را به سه دهه تقسیم کرد: دهه اول برکت، دهه دوم رحمت و دهه سوم مغفرت، بهویژه با وجود شب قدر. ایشان در این ماه پیرامون توبه به سخنرانی پرداختهاند و مجموع این سی جلسه در سه جلد با عنوان توبه فراهم آمده است.
معظم له در جلسات یازده الی بیست به تبعیض در توبه اشاره کردهاند، به این معنا که علی رغم اینکه انسان ممکن است مرتکب گناهان متعدد شود اما در توبه از این گناهان تبعیض قائل شود از بعضی توبه کرده و بعضی دیگر را نادیده بگیرد. ایشان به پنج قسم اختلاف بین معاصی اشاره کرده و امکان تبعیض در توبه این معاصی را بررسی مینمایند. یکی از موضوعات مهم بحث توبه، موانع توبه است. به طور خلاصه میتوان به پنج مانع اشاره کرد که حضرت استاد (ره) ضمن بر شمردن این موانع در راستای استناد به آیات و روایات، شرح مبسوطی در رد هر کدام ارائه فرمودهاند. این مباحث و مباحثی همچون عمل طبق توبه، ظواهر و بواطن توبه، اقسام توبه از نظر علمای اخلاق و موضوعات دیگر در جلد دوم با عنوان فضیلت توبه و پذیرش آن ارائه شده است.
تا به سوی خدا بازگردیم، اما با آگاهی و آنچنان که خود خواسته است. تا خود را به زیور اخلاق اسلامی آراسته کنیم، تا برسیم به معنای حقیقی توبه، تا ...
طلاب، جوانان، افرادی که میخواهند بر مدار بندگی زندگی کنند و از این مدار خارج نشوند و عموم سالکان الی الله.
فردی است که از نظر ظاهر در ردیف ما بود و چنین عملی را انجام داد. ماجرای او خیلی آموزنده است. در تاریخ مینویسند جوانی همراه مادرش که هر دو نصرانی بودند، خدمت امام حسین (ع) رسیدند و اسلام آوردند. طولی نکشید که صحنه کربلا به وجود آمد. این جوان در روز عاشورا، هفده روز از ازدواجش میگذشت. او همسرش و مادرش به کربلا آمده بودند. روز عاشورا وقتی عدهای از اصحاب امام حسین (ع) کشته شدند این جوان وقتی غربت امام حسین (ع) را دید، تصمیم گرفت به میدان برود. در تاریخ از وهب خیلی توصیف میکنند، جوانی خوشچهره و خوشاندام بود. مادر او را بسیار ترغیب کرد که به یاری پسر پیغمبر (ص) برود، ولی همسرش ممانعت میکرد، البته مسئله ممانعت چیز دیگری بود. مادر میگفت که ...
نظرات