کتاب اختلاف ویرانگر به قلم آماندا ریپلی و ترجمه علیرضا شفیعی نسب مخاطب را در برابر یک سوال قرار میدهد:
«چرا به دام تعارضات افراطی میافتیم و چطور از آنها خلاص شویم؟»
این کتاب دربارۀ نیروی اسرارآمیزی است که باعث میشود مردم هنگام اختلافات ایدئولوژیک، درگیریهای ،سیاسی یا انتقام جوییهای خیابانی عقل خود را از دست بدهند، نیرویی که باعث می شود شب خواب به چشممان نیاید و فکر و ذکرمان بشود تعارض با یکی از همکاران یا خواهر و برادر یا سیاستمداری که هرگز ندیدهایم. تعارض افراطی با اختلاف نظرهای موجود در تعارض سالم تفاوت دارد. آن یکی تعارض سازنده است، نیرویی که موجب میشود انسان بهتری باشیم. تعارض سازنده به معنی بخشودن نیست؛ ربطی به تسلیم هم ندارد. شاید پراسترس و تنشزا باشد. اما کرامت و انسانیتمان سر جایش است. تعارض سازنده تا حد کاریکاتور تنزل نمییابد. در این نوع از تعارض پذیرای این واقعیت میمانیم که هیچ یک از ما همیشه پاسخ همه چیز را نمیدانیم و البته همه ما به هم پیوستهایم. برای دفاع از خود، درک یکدیگر و بهکرد خود به تعارض سالم نیاز داریم. این روزها اتفاقاً تعارض سالم باید بیشتر باشد، نه کمتر. اما برعکس تعارض افراطی زمانی اتفاق میافتد که تعارض به نبرد خیر علیه شر یا ما علیه آنها تبدیل میشود.
در تعارض افراطی، قوانین عادی و ارتباط مسالمت آمیز زیر پا گذاشته میشوند. اما چطور چنین اتفاقی می افتد؟ روی کاغذ اکثر افراد خطرات شیطانپنداری خویشاوندان و همسایگان را میدانند. کمتر کسی دوست دارد در زندگیاش تنشی دائمی با دیگران داشته باشد. پس چرا پیوسته چنین میکنیم؟ چرا حتی وقتی می خواهیم هم نمیتوانیم به سمت تعارض سازنده برگردیم؟
همین نکته اولین راز این کتاب است کتابی که در مکانی باصفا در کرانه کالیفرنیای شمالی آغاز می.شود در این منطقه با گری فرید من آشنا میشویم متخصص نام آشنای تعارض که تصمیم میگیرد وارد عرصه سیاست محلی شود تا شاید تغییری مثبت بیافریند.
گام اول را کوچک بر میداریم و بر تعارضی تمرکز میکنیم که آرام آرام در مکانی غیر منتظره بالا گرفت. هدف این است که لایه های این پدیده را درک کنیم. باطن تعارض ما علیه آنها به ندرت به ظواهر آن شباهتی دارد. چنین تعارضی زیرداستانی دارد که جالبترین بخش آن است.
سپس به واکاوی چندوچون انفجار تعارض میپردازیم. چرا بعضی تعارضها گر میگیرند، به خشونت میگرایند و نسلها به طول میانجامند، اما برخی دیگر نیمجوش میشوند و به کل محو میگردند؟
با کرتیس تولر آشنا میشویم، رهبر سابق دارودستهای خیابانی که سالها غرقِ انتقام جویی در شیکاگو بود و سرانجام به چهار عامل شتاب دهنده پی برد که در سرتاسر جهان آتش به خرمن تعارض میزنند.
هدفمان فهم بهتر تعارض افراطی است تا بتوانیم پیش بینیاش کنیم و به خودمان و دیگران کمک کنیم، در صورت صلاحدید از آن خارج شویم.
تا آب گلالود تعارضات افراطی را به آرامش تعارضات سازنده برسانیم.
روانشناسان، مشاوران و عموم افرادی که میخواهند در حوزه توسعه فردی قدمی ره به جلو بردارند.
روز ۲۹ آوریل ۲۰۱۸ همه در دفتر اتحادیه در لنسینگ همدیگر را دیدند. ارو میگوید: «مثل قرار اول با معشوق بود». هم صحبت شدند و اسمشان را گفتند و اختلاط کردند. کیلب به مارتا گفت: «من تو رو توی یوتیوب دیده م!». ربی رولی کلاه برۀ سیاه راه راهی به سر و گرم کن نورث فیسی به تن داشت. در اینجا تیپ و قیافهاش نسبت به نیویورک کمتر شبیه ربیها بود. در پشت دفتر اتحادیه که افراد با هم آشنا شدند مانکنهایی با یونیفرم زندانبان بود. صندوقی هم بود پر از سلاحهایی که طی سالها از زندانیان گرفته بودند. تیغ و خنجر و چاقوی دست ساز چشمهای روث مدام به سمت آن صندوق میچرخید. میگفت: «اضطراب رو از هر دو طرف حس می کردم».
سایمن گریر فردی که آنها را کنار هم جمع کرده بود، سه قانون کلی را برایشان توضیح داد:
نظرات