کتاب مکتب امام راحل و شهید به قلم حسین بغدادی و گروهی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، جهانبینی، ایدئولوژی و استراتژی امامین انقلاب را واکاوی میکند. این اثر به تقریظ آیت الله سید یدالله یزدانپناه مزین شده است و مقدمه استاد خسروپناه را نیز به همراه دارد.
در علوم انسانی حکمی از منظومهوارگی معرفت سخن میگوییم؛ بدین معنا که هر نظام فکری معتبر، دارای سطوح مختلفی از مبانی، ارزشها، اهداف، راهبردها و برنامههاست. مکتب امام راحل و شهید نیز واجد چنین ساختاری است. توحید، انسانشناسی، جامعهشناسی، نظریه تاریخ، فلسفه سیاست، فلسفه فرهنگ، نظریه مقاومت و نظریه تمدن در این مکتب اجزای منفصل و پراکنده ای نیستند، بلکه حلقههای یک زنجیره به هم پیوسته هستند که غایت آن دستیابی به حیات طیبه و تحقق جامعه توحیدی است.
کتاب مکتب امام راحل و شهید کوشیده این هندسه را در قالبی نسبتا منسجم و آموزشی بازسازی کند. مباحث از بنیادیترین لایههای معرفت آغاز میکند؛ جایی که نبرد تاریخی حق و باطل به عنوان سنت جاری در تاریخ بشر تبیین میشود و تمدن نوین اسلامی نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ادامه طبیعی حرکت جبهه حق در تاریخ معرفی میگردد. در این نگاه، تاریخ فقط عرصه تحولات مادی نیست، بلکه میدان رویارویی دو جبهه توحید و طاغوت است و فهم این حقیقت شرط فهم انقلاب اسلامی به شمار میرود.
در ادامه کتاب به مهمترین رکن مکتب امامین انقلاب یعنی توحید میپردازد. توحید در این مکتب فقط یک گزاره اعتقادی نیست بلکه روح حاکم بر همه ساحتهای حیات فردی و اجتماعی است. توحید در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، تربیت، عدالت، مقاومت و تمدن حضور دارد. به تعبیر دقیقتر توحید در مکتب امام یک اصل تمدنساز است. از همین رو نویسنده با تبیین جایگاه جهانبینی توحیدی انسان توحیدی و جامعه توحیدی بنیادهای نظری این مکتب را آشکار میسازد.
کتاب سپس به ساحت ایدئولوژی وارد می شود؛ ساحتی که در آن مرزهای اسلام ناب محمدی با قرائتهای تحریف شده و استحاله شده از دین روشن میگردد. بحث اسلام ناب و اسلام آمریکایی، نسبت دین و دنیا، نقد سکولاریسم، اومانیسم و پلورالیسم و نیز تحلیل مبانی هویتی تمدن غرب از جمله مباحثی است که نشان میدهد انقلاب اسلامی فقط یک نظام سیاسی مستقل نیست، بلکه حامل یک بدیل معرفتی و تمدنی در برابر مدرنیته است.
از نقاط قوت اثر حاضر توجه به ابعاد تمدنی منازعه میان اسلام و غرب است. نویسنده به درستی نشان میدهد که نزاع اصلی جمهوری اسلامی با نظام سلطه نزاعی صرفاً سیاسی یا امنیتی نیست بلکه نزاعی تمدنی و معرفتی است. در این چارچوب موضوعاتی چون عدالت، مردم سالاری دینی، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، نسبت تمدن اسلامی با تمدن لیبرال و نقش مقاومت در تحولات جهانی در افقی فراتر از منازعات روزمره مورد تحلیل قرار گرفتهاند.
تا برسیم به مبانی فکری امامین انقلاب و راه آنها را ادامه دهیم.
طلاب و روحانیون، اندیشمندان حوزه انقلاب اسلامی، افرادی که میخواهند اندیشه و خط فکری امامین انقلاب را ادامه دهند.
جمهوری اسلامی با یک هدفی با یک آرمانی با یک منطقی با یک علمی به وجود آمده. آن علم عبارت است از توحید، از حکم الهی از شریعت الهی، با این علم به وجود آمده. همه آن چیزهایی که ما میخواهیم؛ آزادی و عدالت و استقلال و غیره همه در همین علم اسلام مندرج و مندمج است. حرکتی که از اول انقلاب تا امروز در جهت ایجاد یک بنای رفیع اجتماعی مبتنی بر هدایت دین و انگشت اشاره قرآن در کشور ما انجام میگیرد تداوم همان حرکت ائمه است.
نظرات