کتاب فرزندم اینچنین باید بود با اتکا به سخنان و اندیشههای استاد اصغر طاهرزاده به شرح نامه سیویکم نهجالبلاغه میپردازد. این نامه به نامه وصیت یا وصیتنامه امام علی (ع) به امام حسن (ع) نیز شهرت دارد و در واقع یک راهنمای جامع تربیتی، اخلاقی و سیاسی برای فرزند بزرگوارشان است.
امام (ع) در این نامه به فرزندشان توصیههای ارزشمندی در زمینههای مختلف ارائه میدهند، از جمله:
برای درک بهتر کتاب فرزندم اینچنین باید بود بهتر است ابتدا برشی از نامه ۳۱ نهج البلاغه را با هم مرور کنیم. یکی از بخشهای بسیار مهم و تأثیرگذار این نامه، توصیههای امام (ع) به فرزندشان درباره اهمیت یاد مرگ و دنیاگریزی است:
«و بدان پسرم! همانا تو برای آخرت آفریده شدهای، نه برای دنیا؛ و برای ماندگاری، نه برای فنا؛ و برای مرگ، نه برای جاودانگی. و تو در هر شب و روز به سوی منزلگاهی (در آخرت) هدایت میشوی و به مرگ نزدیکتر میگردی. پس از این (حقیقت) به آنچه شنیدی و به خاطر سپردی، بهره گیر و یاد مرگ را پیش روی چشمانت قرار ده، و آرزویت تو را نفریبد. و بدان که جز به رحمت خدا، وارث بهشت نخواهی شد، و جز با اطاعت از او به بهشت نمیرسی. و او را اطاعت نمیکنی مگر اینکه او را بشناسی، و او را نمیشناسی مگر اینکه دوستش بداری. پس از سلامت جسم و گستردگی عمرت غنیمت شمار، که نمیدانی چه پیشامدی از شب یا روز در انتظار توست.»
این بخش، رویکرد امام (ع) به زندگی دنیوی را به خوبی نشان میدهد که آن را گذرگاهی به سوی سرای ابدی میدانند و بر لزوم یاد مرگ و اطاعت از خداوند تأکید دارند.
همه فرازهای این نامه به همین میزان ارزشمند و راهگشا هستند. استاد طاهر زاده در 48 جلسه ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی و عبادی این گفتار را تبیین میکنند و گنج نهان این نامه را چراغ راه زندگی پیروان حضرت مینمایند.
جلد دوم این مجموعه با حجاب بزرگ خوبینی آغاز میشود. آداب و ادب سلوک الیالله را تبیین میکند. به نقش انفاق در حیات ابدی میپردازد. آفات غفلت را خاطر نشان میکند و انقلاب اسلامی را صراطی به سوی بهشت میداند. یاد مرگ، دنیا و عوامل دوری از آخرت، جدایی از حرص، آفات آرزوهای دنیایی، رزق در زندگی و دیگر آموزههای اعتقادی و اخلاقی محور مطالب این کتاب را تشکیل دادهاند.
تا در پرتوی مواعظ حضرت علی (ع) مسیر زندگی دنیوی و اخروی خویش را ترسیم کنیم و با جهانبینی اسلامی بر مدار خدا زندگی کنیم.
این کتاب را به طلاب و دانشجویان، علاقهمندان به اخلاق اسلامی و همه افرادی که میخواهند سبک زندگی علوی را در به بطن زندگی خویش بکشانند پیشنهاد میکنیم.
اگر میبینید حضرت ابا عبدالله (ع) قهرمان حیات دینی است نه تنها چون سالک بودن خودشان را فهمیده بودند، بلکه معنی سالک بودن در دنیا را به بقیه نیز گوشزد کردند، لذا به یارانشان که مسلماً مقامشان مقامی است که سخنان حضرت را به راحتی می فهمیدند، در شب عاشورا فرمودند: «مسیر ما از دنیا به سوی قیامت به اندازه عبور از این طرف پل به طرف دیگر است. همین بصیرت موجب شد که یاران حضرت بهترین انتخاب را انجام دهند، چون خوب فهمیده بودند ما آمده ایم تا برویم!» باید اول خود را در مقابل جاده بلندی ببینیم که باید آن را طی کنیم و طی کردن آن به معنی تغییر جهت جان است به نحوی که خود را سالک الی الله حس کنیم و به خودمان بفهمانیم که سالکیم همین که این موضوع را به خودمان فهماندیم و عقل و قلب این واقعیت را خوب تصدیق ،کرد سیر به سوی آن عالم شروع میشود در آن صورت میفهمیم یعنی چه که می گویند قبل از این که بدنهایتان از این دنیا برود به عالم معنوی قیامت، جانهایتان را روانه ی آن دنیا بکنید. وقتی متوجه شدیم باید برویم در نماز هم به عنوان یک سالک خود را از خیالات دنیایی به سوی حق و عالم معنا عبور میدهیم به خود میفهمانیم ای انسان! سالک که متوقف نمی شود پس در تشهد هم در عین این که تن ما نشسته است، سالک خواهیم بود.
نظرات