کتاب شاگرد اولها به قلم فریده الیاسی فرد و آمنه برزنونی، در خلال داستانهایی کوتاه و بازیهایی مفهومی و گروهی، مخاطب نوجوان خود را با شهدای شاخص جبهه مقاومت و وطن آشنا میکند.
میگویند «کاشکی را کاشتند، سبز نشد!» یا بسیار شنیدهاید که میگویند: «با اگر چغندر سبز نمیشود». اما برخی از کاشکیها نه تنها سبز میشوند، بلکه جریانساز میشوند. «یا لیتنا کنا معک» یکی از همین کاشکیهاست. ای حسین (ع) کاش با شما بودیم و به جای حلقه زدن اشک در روضهات بر رواق چشمانمان، عرق مبارزه علیه ظالم زمانه بر پیشانیمان نقش میبست و سبب آبروی دو عالم میشد برای ما. شهدا همان اندک مردانی هستند که «کاشکی گفتنِ» آنها به فعلیت رسیده است و سیره حسینی را سرلوحه کار قرار دادهاند. اکنون کتاب شاگرد اولها با طراحی بازیهایی مفهومی گامی موثر و نوین در جهت شناخت این یاران سیدالشهدا (ع) برداشته است و الگوی بدیع به مربیان و والدین ارائه داده است.
چه کنیم که این آشنایی روان باشد و برای کودک و نوجوان قابل فهم؟ به نظر میآید زبان بازی بهترین زبان باشد برای رقیق کردن و شیرین کردن این آشنایی. بازی شربت درست میکند؛ رقیق و شیرین و خستگی درآور.
در این کتاب چهارده شخصیت قهرمان از یاران آخرالزمانی سیدالشهدا در جغرافیای گسترده جهان اسلام انتخاب شدهاند و محور معرفی هر یک از شخصیتها یک ویژگی بوده که یا از سیدالشهدا الان آموختهاند یا با آن ویژگی توانستهاند یار سید الشهدا (ع) باشند؛ آن ویژگی شخصیتی شده محور بازیسازی تیم طراحی بازی و برای هر شخصیت یک زندگی نامه مختصر، یک یادداشت کوتاه برای آشنایی و یک بازی نوشته شده است. بازیهای طراحی شده در این کتاب بازی مفهومی است. کتابهای بازی وقتی میخواهند مفهومی را منتقل کنند، معمولاً سعی میکنند خودشان را به قالب دیگری وصل کنند و بار انتقال مفهوم را بر دوش آن بیندازند. در این الگوها همکاری بازی با قالب دیگر باعث میشود بازی بیشتر جنبه سرگرمیساز پیدا کند یا در نهایت به قالبی جالب اما عمومی تبدیل میشود که میتواند هر مفهومی را در خودش جای بدهد؛ اما قالب بازیهای مفهومی کاملاً سفارشیسازی شده و برای محتوا و مفهومی خاص طراحی شدهاند؛ مثلاً اگر قرار است اهمیت کار حضرت زینب (س) در تکمیل عمل سیدالشهدا (ع) و ضرورت روایت صحیح در برابر روایتهای جعلی را بگوییم خود قالب بازی باید مسئلۀ مقابله با روایتهای جعلی را برساند. خلاصه کتاب شاگرد اولها ترکیبی است از بازی، زندگینامه و آشنایی با شهدا.
تا روند آشنایی نوجوان و کودکمان با شهدا را تغییر دهیم و با الگوبرداری از این کتاب راهبرد بازی را در خصوص آشنایی با سایر شهدا پیادهسازی کنیم.
مربیان و والدین، فعالان فرهنگی و همه نوجوانهایی که به بازیهای گروهی علاقهمند هستند مخاطبان این نوشتار میباشند.
علی اکرام از وقتی خودش را شناخت در حال مبارزه بود. چون در خانوادهای مسلمان و مذهبی و در کشوری با حاکمیت کمونیستها به دنیا آمده بود. حکومت آذربایجان اعتقادی به خدا و دین نداشت. با همۀ مظاهر دینداری به شدت مخالفت میکرد تا آن ها را از زندگی مردم پاک کند. کمونیستها دین را افیون تودهها میدانند. میگویند دین آمده است تا مردم را فریب بدهد. غیر از این دنیا عالم دیگری وجود ندارد که بخواهیم برای آن تلاش کنیم. خوب و بد را عقاید کمونیست تعیین میکند نه دین. پدر و مادر علی اکرام خیلی دقت داشتند که همۀ بچه هایشان را با دین و پیرو اهل بیت علیهم السلام بزرگ کنند؛ دین با همۀ مناسک و آدابش. آنها پنهانی به فرزندانشان آموزشهای دینی میدادند. کار برایشان سخت بود اگر بیرون از خانه حرفی میزدند یا کاری انجام میدادند که نشانهای از دین داشت، مجرم شناخته میشدند.
نظرات