کتاب «ساختارهای اجتماعی قاتل امام، ساختارهای اجتماعی برانداز نظام» به قلم محمدصادق حیدری تلاشی برای پاسخ گویی به یک سوال است: «چگونه امت نمازخوان رسول خدا، فرزند رسول خدا (ص) را به شهادت رساند؟»
این کتاب با اتکا به مباحث پژوهشی حجتالاسلام و المسلمین مسعود صدوق (ره) توانسته ساختارهایی که موجب پدید آمدن حادثه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) شدهاند را در دو عرصه سیاسی و اقتصادی تبیین کند.
تا به حال به ماهیها در درون تور ماهیگیری نگاه کردهاید. آنها تصور میکنند آزاد و رها حرکت میکنند، منتهی یک تور ظریف که آنها از وجود آن بیخبرند، آنها را کنترل میکند. انسانها در نظام اجتماعی هم این چنین هستند. آنها داخل یک تور نامرئی هستند و دارند کشانده میشوند به یک طرفی؛ به طرف بهشت یا جهنم.
حال سوال اینجاست که «چه نظام اجتماعیای توانست هزاران نفر از امت رسول خدا را به پیکار با سید الشهداء بکشاند؟» و «چگونه جمعیتی با فرهنگها، نظرات و باورهای متعدد، با وجود گوناگونی و تنوع، در جنایت فجیعی مانند شهادت فرزند رسول خدا (ص) به اتفاق نظر و وحدت عملی رسید؟» کتاب حاضر پاسخ درخوری به این سوالات میدهد.
در گفتارهای اول تا سوم، بر پایه قرآن و روایات، ساختارهای اجتماعی به عنوان عامل اصلی ایجاد وحدت در میان افراد و اقشار جامعه معرفی میشوند. سپس با تقسیم ساختارهای اجتماعی بر اساس «کفر»، «نفاق» و «ایمان» و اشاره به نقش مهم آنها در سرنوشت انسانها زمینههای شکلگیری فقه حکومتی ارائه میشود و سهمی اساسی برای این ساختارها در جنایت عظیمی مانند واقعه عاشورا در نظر گرفته میشود.
با توضیحات این کتاب روشن میشود که پیام عاشورا برای امروز نیز باید ناظر به وظایف اجتماعی و در مقابله با ساختارهای مادیگرا معنا شود. این کتاب با تطبیق قاعدهمند «ساختارهای اجتماعی قاتل امام» بر «ساختارهای اجتماعی برانداز نظام»، فهمی نوین از پیام عاشورا و تکالیف جدید برخاسته از آن برای این دوره از تاریخ ارائه میکند و پیشنهادهایی نیز برای طراحی ساختارهای الهی مطرح میکند تا بر اساس آنها بتوان چالشهای جمهوری اسلامی ایران را برطرف کرد. همچنین میتوان از فرصت بزرگ اجتماع مؤمنان در ایام عزاداری نیز برای بسیج روحی فکری و عملی آنان به منظور پیشبرد انقلاب اسلامی و عبور از امتحانات اجتماعی استفاده نمود.
تا درسهای عاشورا در عرصههای سیاسی و اقتصادی را به دنیای امروز تسری دهیم و کاری نکنیم که تاریخ و عاشورا تکرار شود.
سیاستمداران، علاقهمندان به علوم سیاسی و اجتماعی، عموم بزرگسالان ایرانی، اساتید دانشگاه و دانشجویان مخاطبان این پژوهش هستند.
باید توجه داشت که به رغم الگوی مصرف بسیار زاهدانه امیرالمؤمنین بالاترین سطح تولید را نیز ایشان داشتند و به نظر میرسد چنین میزانی از فعالیت تولیدی برای یک فرد بدون ابزارهای پیشرفته نباید در طول تاریخ برای کسی محقق شده باشد. ابن شهر آشوب از تاریخ بلاذری نقل می کند: «کَانَتْ غَلَّهُ عَلِی أَرْبَعِینَ أَلْفَ دِینَارٍ فَجَعَلَهَا صَدَقَةٌ: درآمد امیرالمؤمنین از کشاورزی سالانه ۴۰ هزار دینار طلا بود و همه آن را صدقه میداد». این ۴۰ هزار دینار برابر با ۳۰ هزار مثقال طلا و به قیمت امروز، حدوداً معادل ۵۰ میلیارد تومان است که همه آن را صدقه میدادند، زیرا فقر شدیدی به دلیل فاصله طبقاتی ساختارهای اجتماعی خلفا به وجود آمده بود.
نظرات