کتاب رگگیری اثر محمد محمدی در کنار پرستاران قدم میزند، دردها و رنجها را روایت میکند و مهمتر از همه شما را میخنداند. کتاب رگگیری به همت نشر میخ، خاطرات طنز پرستاران را بازگو میکند.
شما میدونستید هوای موجود در شلنگ سرم به بیمار ضربهای نمیزنه؟ چون اونجا اصلا هوای قابل توجهی وجود ندارد! پس چرا هی روی مخ پرستار راه میروید؟! شما هم برای دادن یک نمونه آزمایشگاهی هزار و یک مدل سوال از آقا یا خانوم پرستار میپرسید؟ شغل پرستاری علیرغم همه سختیها و اتفاقات ناخوشایندش به طنز آغشته است. فضای آکادمیک و توصیههای علمی دکتر و پرستار در تقابل با سادگی و ناآگاهی بیماران بعضا فضای طنزآلودی را رقم میزند. کتاب رگگیری طنز حاصل از این فضا را در قالب داستانهایی کوتاه مرور میکند.
تا بخندیم، سختیهای شغل پرستاری را درک کنیم و با کادر درمان همراه شویم.
پرستاران، کادر درمان و علاقهمندان به داستانهای کوتاه طنزآمیز مخاطبان این نوشتار هستند.
در حرفه پرستاری ما برای دیدن هرگونه ترشحات انسانی خون و جراحات هولناک آموزش دیدهایم؛ اما برای خیلی از چیزهایی که میبینیم نه آموزشی دیدیم نه چیزی در موردش بهمان گوشزد شد. لامصب پرستاری یک جور خاصی است. هر چقدر تلاش میکنی چیزهای بدتری نبینی هر بار چیزهای بدتری می بینی قفل مراحل سخت یکی یکی برایت باز می شود. درست وقتی فکر میکنی که دیگر از این عجیب تر نمیشود، یک نفر پیدا میشود و با صدای رسا داد میزند که چرا میشود و بعد جوری غافلگیرت میکند که همه غافلگیریهای قبلی یادت برود. واقعاً پرستاری دنیای سورپرایزهاست البته نه از آنهایی که دیگران میببیند و میشوند.
نظرات