کتاب ماموریت در گیم نت به قلم محمدحسین صادقی، داستانی طنز با حضور چند نوجوان روستایی است که زمینهای از تلاش، تولید محتوا در فضای مجازی و کارآفرینی را به همراه دارد.
داستان از جایی شروع میشود که پدر سعید تصمیم گرفته پوپک، خر محبوب سعید را به انباری ته حیاط ببرد و مغازه شیک و پیک را به دکتری شهری کرایه بدهد. قرار است آقای دکتر با تاسیس شعبه چندم لبنیاتی خود سهمی از بازار روستا را به نفع خود مصادره کنند. سعید با این کار موافق نیست. او با طرح عملیاتهایی پیچیده کار را به جایی میراند که ...
سعید ناخواسته وارد یک بازی میشود. او از نجات طویله جناب خرش به گود کارآفرینی با او میرسد. در این میان کلاسهای درس آقای امیدی هم فرصت مناسبی را در برابر او قرار میدهد. مسابقه طراحی صفحه مجازی و تولید محتوایی جذاب و مناسب سعید و دوستانش را برای رشد اهالی روستا همقسم میسازد.
کتاب ماموریت در گیم نت در بستری روستایی با تمام صفا و صمیمیتش روایت میشود. بهرهمندی از زبان طنز و کنایههایی به جا حس تعلیق خوبی در خواننده نوجوان ایجاد میکند که او را تا انتهای داستان میکشاند.
این کتاب فارغ از جنبههای سرگرمی و طنزش در لایههای عمیقتر خود روحیه رشد شخصی، تلاش، کار گروهی و کارآفرینی را در مخاطب نوجوان زنده میسازد.
نوجوانان بالای 15 سال مخاطبان این نوشتار هستند.
با اکبر دوان دوان دنبالش رفتیم؛ ولی سرعت همان ماشین قراضه خیلی بیشتر از ما بود. خیابان به باغ دکترها و دیوارهای بلند دور آن میرسید. در باغ بسته بود، برای همین به پشت دیوارهایش رفتیم و در انتهای دیوار ماشین را دیدیم که به درختی برخورد کرده است. خودمان را به ماشین رساندیم، ولی کسی داخل آن نبود. اکبر قبل از این که من متوجه شوم موبایلش را درآورد و به پلیس زنگ زد. با صدای لرزان گفت: «گفتم یه وقت خطری تهدیدمون نکنه»
نگاه چپی به او انداختم و به او اطمینان دادم هیچ کس دنبال نگاه ما نیست. آنها سوژه خودشان را بردند. مصطفی زنگ زد تا ببیند کجا هستیم که جوابش را ندادم. ظرف چند دقیقه پلیس هم رسید و جناب سروان از ماشین پیاده شد. چیکار کردید شما باز؟
نظرات