کتاب دختر موشرابی به قلم محمد حسینزاده مجموعهای از چندین داستان کوتاه است برآمده از دل تاریخ در گذر زندگی زنان و دخترانی که گاه اسیر سادهاندیشیها شدهاند، گاه قربانی هوا و هوسها و گاه پرچمدار تحولاتِ ماندگار، برآمده از فطرت پاک و شجاعتشان.
تاریخ، داستانها و افسانههای ایران زمین را که ورق میزنیم ردپای زنان پاکِ سرافراز و زنان افسونگرِ فتنهافکن را کم نمیبینیم. از مکر سودابهها تا زنان متعهد به مکتب در دربار ناصرالدین شاه که به موجب فتوای میرزا، قلیان شکستند. از آرتمیس یکم، نخستین دریاسالار زن جهان تا بیبی مریم بختیاری در عهد مشروطه، از ... . کتاب دختر موشرابی داستانهایی از این دست را دستمایه هنر خویش ساخته است تا اثری خلق کند که شاید واقعیت نداشته باشد، ولی حقیقت دارد.
هشت فصل این کتاب همگی با حضور دختران تحریر میشود، دختر گرجی، دختر میرزا، دختر قجری، دختر مشروطه، دختر نوغان، دختر کُرد، دختر شهرنو و دختر موشرابی. این حماسهسازان فصلهای کتاب را در دست گرفتهاند تا تکه ای از حقیقت را به زیبایی لطیف کلمات به تصویر کشند. نویسنده در این کتاب، هشت دوره تاریخی را از نظر گذرانده که از امضای معاهدات گلستان و ترکمانچای آغاز شده و به اغتشاشات سال 88 در کشور ختم شده است.
تا در خلال داستانهایی درام تاریخ معاصر کشورمان را مرور کنیم و از نقش زنان در پیشبرد تاریخ نیز آگاه شویم.
علاقهمندان به داستانهای کوتاه عاشقانه و تاریخی مخاطبان این نوشتار هستند.
آقا بهرام مقابل اجنبی و اجنبیپرست اگه سرت بالا نباشه، اگه سینت جلو نباشه، اگه عزت نداشته باشی، زمینت میزنن! نه اینکه جسمت رو بزنن که باکی نیست! آبروت رو زمین میزنن، عزتت رو بر باد! من تو این سید عزت میبینم! این سید خونش برای این ملت به جوش اومده! غیرت فرهاد داره این سید برای شیرینهای این مملکت تا دست دراز اجنبی و اجنبیپرست رو قطع کنه! آقا بهرام طناب دار یا جوخهٔ اعدام برای من شیرینتره تا ذلت تهمت به پسر حضرت زهرا(س)!
نظرات