کتاب داستان قرآن به قلم علیرضا نظری خرم و زهرا اهوارکی با بیانی علمی، ساده و همه فهم به روایت زندگی قرآن میپردازد.
درباره گنجهای نهان قرآن هر چه بگوییم کم است. این کتاب شریف نخستین کتاب مسلمانان، بالاخص شیعیان در کسب معرفت نسبت به خدا و استخراج احکام دین است. قرآن میراث رسول خدا (ص) و محکمترین ریسمان هدایت است. چنان که حضرت میفرمایند:
«من دو چیز گرانبها را در میان شما مىگذارم، و تا زمانى که به آنان تمسّک جویید گمراه نشوید:کتاب خدا و عترت من،و آن دو از هم جدا نمىشوند، تا در حوض بر من وارد شوند.»
اما سوال اینجاست که قرآن با تمام ویژگیها و نعماتش تا چه حد قابل استناد است؟ آیا قرآن تحریف نشده است؟ آیا نزول قرآن یک سیر تدریجی داشته است یا به صورت دفعی نازل گشته است؟ آیا قرآن یک معجزه است؟ جنبههای اعجاز آن چیست؟
سوالات بسیاری پیرامون قرآن مطرح میشوند. سوالاتی مانند سوالات مذکور که گره ذهنی بسیاری از ما مسلمانان هستند. کتاب داستان قرآن با ادبیاتی ساده و با اتکا به منبع متعدد تاریخیِ شیعه و سنی این گرههای کور ذهنی را برطرف میسازد. علیرضا نظری خرم کوشیده است تا اثرش از اتقان علمی لازم برخوردار باشد. او برای رسیدن به این مهم در کنار پژوهشهای متعددش از کتاب ارزشمند «معرفه القرآن علی ضوء الکتاب و السنه» که توسط موسسه دارالحدیث تدوین شده است، بهره جسته است. لذا کتابِ داستان قرآن مستندی معتبر در حوزه شناخت قرآن است.
این کتاب موضوعات بسیاری را از نظر گذرانده است. مانند: اسامی قرآن، نزول تدریجی و چرایی آن، سخن گفتن خدا با پیامبر، نخستین آیه نازل شده، نسبتهای ناروا به قرآن، حروف مقطعه، حروف هفتگانه، امی بودن پیامبر، نگارش قرآن در زمان پیامبر، اعجاز قرآن، جامعیت و آداب اهل قرآن، تشویق به تلاوت آن و ... .
تا در برابر شبهات عصر حاضر به سلاح دانایی مجهز شویم. تا قرآن را عمیقتر بشناسیم و آنگاه دستوراتش را بهتر به کار بندیم.
علاقهمندان به کتب مذهبی و استدلالی، پژوهشگران علوم قرآنی، عموم مسلمانان و افرادی که میخواهند پیرو راسخ دستورات قرآن باشند، مخاطبان این نوشتار میباشند.
بعد اینکه پیامبر سراغ مردم رفت تا قرآن رو در اختیارشون قرار بده با این حرفِ آدمهای لامذهب مواجه شد که قرآن، چیزی جز سحر و جادو نیست. خودت هم ساحر و جادوگری. لحن گفتارشون خیلی زشت بود. حالتشون هم بدتر از لحنشون! خودخواهانه و از روی غرور، سر از پیامبر برمیگردوندند. گاهی هم پشت سر رسول الله با حالت مسخره بازی به هم میگفتند: «جادوگری مالِ خودش نیست، یادش میدن!» البته پیامبران قبلی هم مانند حضرت عیسی با چنین رفتاری از سوی کافران مواجه بودند و این برای رسول الله تازگی نداشت.
اما اهالی مکه جادوگر دیده بودند. مردم دیده بودند که جادوگرها در چیزی فوت میکنند، یا گرهای میزنند. اما حضرت محمّد از این کارها نمیکرد.
نظرات