کتاب تبار انحراف جلد هفتم، اثر سیدمحمدمهدی حسینپور و مجتبی رضایی آدریانی، تحت اشراف استاد مهدی طائب و از ناشر شهید کاظمی، هفتمین دفتر از مجموعه کتب تبارشناسی انحراف است که با رویکرد تاریخ بصیرتافزا و رصد تبار حق و باطل تدوین شده است. این اثر به شناسایی و شناساندن تبارهای انحرافی پرداخته و ریشه بسیاری از مشکلاتی که برای اسلام و مسلمانان از آغاز تاکنون به وجود آمده است را روشن میکند.
کتاب تبار انحراف جلد هفتم بهطور خاص به بررسی دوران تاسیس خلافت عباسی پرداخته است که مصادف با امامت امام صادق (علیهالسلام) و امام کاظم (علیهالسلام) بوده و تا شهادت امام رضا (علیهالسلام) ادامه دارد. در این جلد، نفوذ جریانهای انحرافی در این دوره حساس تاریخ اسلام بهویژه در دوران خلافت عباسیان و تأثیرات آنها بر جامعه اسلامی تحلیل شده است. نویسندگان با استفاده از مستندات تاریخی معتبر، به بررسی نقش شخصیتهای مختلف از تبارهای گوناگون، بهویژه یهودی، در این دوره پرداخته و تأثیرات این نفوذها بر تحولات سیاسی، اجتماعی و دینی آن زمان را بررسی کردهاند.
این کتاب با ارائه تحلیلهای دقیق و مستند، بهطور جامع تأثیرات جریانهای انحرافی در دوران امامت امام صادق (علیهالسلام) و امام کاظم (علیهالسلام) را بررسی کرده و نقش این شخصیتها در شکلدهی به تاریخ اسلام را روشن میسازد. تبار انحراف جلد هفتم برای پژوهشگران تاریخ اسلام، طلاب علوم دینی و علاقهمندان به مطالعات تاریخی و دینی، اثری ارزشمند و راهگشا برای درک عمیقتر از تحولات اجتماعی و مذهبی تاریخ اسلام است.
تبار انحراف جلد هفتم نه تنها برای پژوهشگران و دانشجویان تاریخ اسلام بلکه برای طلاب و علاقهمندان به مباحث دینی و تحولات سیاسی اسلام نیز کتابی بسیار ارزشمند است که کمک میکند تا به درک عمیقتری از تاریخ اسلام و روند شکلگیری انحرافات فکری در آن پی ببرید.
بر اساس گزارش منابع نخستین جرقه های جریان عباسی به وسیله علویان روشن شد. در شمار حوادث سال ۹۷ ق میخوانیم سلیمان بن عبدالملک پس از دیدار با ابوهاشم عبد الله بن محمد حنفیه او را همان شخصی دانست که بلای امویان خواهد بود و هر چند با احترام فراوان با او برخورد و او را بدرقه کرد، عده ای را فرستاد تا در بیابان های میان راه به عنوان عشایر خیمه زده و کار او را با شیر مسموم به پایان رسانند. ابوهاشم وقتی متوجه مسمومیت شد از همراهانش خواست او را به سرعت به محمد بن علی بن عبدالله عباس که در همان نزدیکی و در منطقه حمیمه ساکن بود، برسانند. ابوهاشم وصیت نامه پدرش را به او نشان داد که طبق آن، پدرش گفته بود حکومت به خاندان محمد بن علی خواهد رسید و تاریخ و نشانه های آن را هم بیان کرده بود و اینکه چه باید بکنند محمد حنفیه این را هم افزوده بود که این مطالب را از پدرش امیرالمؤمنین شنیده ابوهاشم در پایان سفارش شیعیان را به محمد کرد و اینکه همین ها که من خودم آنها را آزموده ام داعیان و یاران تو خواهند بود. ابوهاشم همچنین به او سفارش کرد اساس دعوتش را بر خراسان و به ویژه بر مناطق مرو، مرورود ابیورد و نسا متمرکز کند و از نیشابور و ابرشهر و طوس و نواحی آنها بپرهیزد. و افزوده بود از نسل تو آن که نامش عبدالله و فرزند زنی حارثی است و پس از او برادرش که از او بزرگتر است به حکومت خواهند رسید پیشنهاد ابوهاشم هم این بود که از هیچ نبوتی صد سال نخواهد گذشت مگر آنکه امور آن نبوت از هم خواهد گسست؛ چراکه خداوند در ماجرای عزیر به آن اشاره کرده سال صد که شد، دعوت خود را آشکار کن پیکهایت را با نامه هایت گسیل بدار و بدان که عراقی ها شیعیان تو هستند ولی متحد نیستند. به رسم بنی اسرائیل برای خود دوازده بزرگ و هفتاد یاور برگزین که رسول الله نیز به پیروی از بنی اسرائیل دوازده بزرگ برگزید.
نظرات