کتاب آقای فهمیده نوشته محدثهسادات طباطبایی به رشادت یک نوجوانی میپردازد که بنیانگذار انقلاب، امام روح الله(ره) نیز او را رهبر خویش میداند.
در دورانی که نهال نوپا انقلاب مردم ایران در خاک با اصالت ایران زمین کاشته شد، آماج طوفانها و آفتهای دشمنان حسود و عنود قرار گرفت. این نهال تازه اما ریشهای عمیق در خاک و قلب مردم ایران دارد و جوانان و نوجوانان و زن و مرد، با جهاد خود نهال را حفظ و با خون خود آبیاری کردند.
شهیدحسین فهمیده در روزهای خوف وخطر خرمشهر کاری میکند کارستان. این روایت از مردانگی و غیرت همیشه در دل تاریخ این سرزمین خواهد ماند.
کتاب آقای فهمیده با تصویرگری سعید شمس بسیار داستان را عمق داده و نشر کتابک منتشر کرده است.
به علاقهمندان داستان شهدا به ویژه نوجوانان.
حسین آخم هایش توی هم میرود با بی میلی اسلحه را تحویل میدهد و به طرف مسجد جامع میرود. آنجا پایگاه همه ی فعالیت هاست هر چند این روزها هنوز نظم درست و حسابی ندارد و هر کس فقط سعی میکند هر کاری از دستش بر می آید انجام بدهد حسین تیری توی تاریکی می اندازد و میرود سراغ پیرمردی که سلاح تحویل میدهد.
ـ سلام میشه به من یک اسلحه بدید؟ میخوام برم بجنگم - سلام جونم برای گرفتن اسلحه باید معرف داشته باشی داری؟
ـ نه کسی اینجا منو نمیشناسه
ـ پس برو باباجون
ـ باشه.
نظرات