در این مقاله قرار است عشق را در زندگی شهدای مدافع حرم تجربه کنیم و عاشقانههایی دلبرانه را از زبان همسران و مادران شهید ورق بزنیم؛ عاشقانههایی که شاید دل را میلرزانند، اما ایمان را نه. اما پیش از هر چیز باید عشق را معنا کرد تا بتوانیم آن را به شهدا بچسبانیم و ترکیب عاشقانههای شهدایی آن هم از جنس مدافعان حرمش را خلق کنیم. پس چشم و هوش و گوش خود را برای دقایقی به ما بسپارید.
برخی از واژهها تعریف ندارند. مثلا اگر بخواهید «مجموعه» را تعریف کنید بالاجبار باید از کلماتی چون دسته، خانواده و یا گروه استفاده کنید. اما این واژگان هیچ تعریفی از مفهوم مجموعه ارائه نمیدهند. شما فقط مترادفهایی برای این واژه یافتهاید و خود را در دوری باطل اسیر ساختهاید. برای درک مجموعه بهتر است پا پیش بگذارید و در دنیای واقع به دنبال درک ملموسی از واژه مجموعه بگردید. مثلا عبارت «مجموعه کتابهای نادر ابراهیمی» درک انتزاعی واژه مجموعه را به ذهن نزدیک میسازد و شاید عبارت «مجموعهای از سه شاعر ایرانی» مثال مناسبی برای درک واژه مجموعه نباشد؛ چرا که مشخص نیست کدام سه شاعر در مجموعه ما قرار گرفتهاند.
این مقدمه کوتاه بهانهای شد تا بگوییم بسیاری از واژگان تعریف و معادلی ندارند. حتی اگر در فرهنگ معین و دهخدا هم معنایی برای آنها ارائه شده باشد، آن معنا تا زمانی که مخاطب خود را اسیر لفظ ساخته است و به دنیای حقیقی گام ننهاده و اسیر معنا نشده، چندان قابل فهم نیست. واژه «عشق» از همین واژگان است. عشق تعریفی ندارد، هر چند تعریفی و ستودنی است. برای درک آن باید اسیر چشم و ابرویی شده باشید و شب بیداریهایی را تجربه کرده باشید تا بتوانید بگویید: «امان از عشق و حالات غمآلودش». اما راه را بیراهه نروید. ما عشق را از دل شهدا بیرون میکشیم چرا که دل آنها به زلال آب روانیست که سنگ از پشت آن پیداست. دل شهدا به قیمتی خدایی غنیمت شده است و در محضرش شکسته است و صدایی خوش یافته است؛ که نه چون صدای دهل از دور که چون صدای نجوا از نزدیک به گوش میرسد و خوش آهنگتر است. آنها خواسته از خدا که بشکن ...
«بشکن دل بینوای ما را ای عشق این ساز شکستهاش خوش آهنگتر است»
پس از حاشیهها عبور کنیم و با کتابهای زیر برسیم به متن عاشقانههای مدافعان حرم.
1. قصه دلبری
قصه دلبری روایت زندگی و عاشقانههای شهید مدافع حرم محمدحسین محمدخانی است؛ روایتی که نشان میدهد شهادت، فقط حاصل یک لحظه نیست و شاید ریشههایش را باید در سبک زندگی و انتخابهای آدمها جستوجو کرد. محمدعلی جعفری این داستان را از زبان همسر شهید، مرجان درعلی، روایت میکند؛ روایتی صمیمی از شکلگیری یک زندگی مشترک که در آن عشق، ایمان و معنویت در کنار هم قرار گرفتهاند. ماجرا از روزهای دانشگاه آغاز میشود؛ جایی که ظاهر متفاوت محمدحسین، چفیه و حضورش در فعالیتهای بسیج و برنامههای مذهبی، او را از دیگران متمایز میکند. مرجان در ابتدا چندان دل خوشی از او ندارد و حتی در جمع مخالفانش قرار میگیرد. اما این فاصله چندان دوام نمیآورد؛ چراکه محمدحسین تصمیم گرفته برای خواستگاری قدم پیش بگذارد و همین اتفاق، آغاز داستانی پر فراز و نشیب میشود. خواستگاریهای دوباره، ازدواجی ساده، سفر حج، حضور در هیئت و تلاش برای ساختن زندگیای بر پایه انجام واجبات، ترک محرمات و توسل به اهلبیت(ع)، تصویری از رابطهای میسازد که عشق در آن تنها به احساسات محدود نیست و با معنویت گره خورده است. با تولد فرزند و رفتن محمدحسین به سوریه، فضای داستان تغییر میکند. دوری، نامهها و شعرهای عاشقانه، روزهای جنگ با داعش و سرانجام خبر شهادت در حلب، بخش دیگری از این روایت را شکل میدهد؛ روایتی که همزمان میتواند لبخند بر لب بنشاند و اشک به چشم بیاورد.
قصه دلبری را میتوان داستان عشقی دانست که در مسیر زندگی، با ایمان و دلدادگی به اهلبیت(ع) پیوند میخورد و در نهایت به شهادت میرسد. محبوبیت این کتاب نیز کم نبوده و اثر به چاپهای متعددی رسیده است.
2. یادت باشد
حمید قبل از آخرین خداحافظی پایین پلهها میایستد و میگوید: «یادت باشه دوستت دارم. دلتنگی نکنی. وقتی جلوی همرزمانم تماس گرفتم خجالت میکشم بگم دوستت دارم. رمزمون اینه"یادت باشد"» و این شد که عاشقانه یادت باشد متولد شد. کتاب یادت باشد به قلم رسول ملاحسنی زندگی عاشقانه شهید مدافع حرم، حمید سیاهکالی مرادی و همسرش را روایت میکند؛ آن هم از زبان همسر شهید. داستان از روزهای جوانی فرزانه خانم شروع میشود. همان روزهایی که تازه کنکورش را تمام کرده است و حمید برای رسیدن به او به خواستگاری سمج تبدیل شده است.
یادت باشد زندگی عاشقانهای را را تصویر میکند که به هیئت امام حسین (ع)، نماز اول وقت، خادمی شهدا و اعتماد به خدا گره میخورد. رسول ملاحسنی از لحظاتی میگوید که حمید و فرزانه به خاطر خدا و دوری از گناه در مجلس عروسی، سه روز روزه میگیرند. از لحظاتی میگوید که حمید برای اینکه صدای موتورش همسایهها را بیدار نکند از ابتدای کوچه موتور به دست، پیاده میآید، از لحظاتی میگوید که مزار شهدا به پاتوق دونفره تبدیل میشود.
3. دلتنگ نباش
یکی دیگر از کتابهای خواندنی در حوزه ادبیات مقاومت، کتاب دلتنگ نباش است؛ روایتی صمیمی و اثرگذار از زندگی شهید مدافع حرم روحالله قربانی که از زبان همسر شهید روایت میشود.
زینب مولایی با گفتوگو و مصاحبه با همسر و نزدیکان شهید، قطعات زندگی او را کنار هم قرار داده و تصویری نزدیک و انسانی از روحالله قربانی ساخته است؛ مردی که زندگی خانوادگی، باورهای دینی و مسیر حضورش در جبهه مقاومت، بخشهای مختلف این روایت را شکل میدهند. این کتاب را انتشارات روایت فتح منتشر کرده است و یکی از ویژگیهای جذاب آن، روایت زندگی شهید از زاویه نگاه همسرش است؛ نگاهی که مخاطب را به روزهای زندگی مشترک، دلتنگیها، نگرانیها و خاطرات خانواده شهید نزدیکتر میکند. این کتاب همچنین به تقریظ رهبر معظم انقلاب اسلامی مزین شده است. در بخشی از این تقریظ آمده:
سلام و رضوان خدا بر شهید عزیز روحالله قربانی. از همسر شهید باید تشکر شود به خاطر فرستادن این کتاب و از ایشان و خانم مولایی بهخاطر تدوین این اثر...
4. خاتون و قوماندان
کتاب «خاتون و قوماندان» روایت عاشقانه و صادقانه همسر علیرضا توسلی ،امالبنین حسینی، از پانزده سال زندگی و دلدادگی است. مریم قربانزاده با حفظ امانت راوی خاطرات تلخ و شیرین این زوج مهاجر شده و با قلمی دلنشین و صمیمی روایتی جذاب تقدیم مخاطب کرده است. این اثر اینک توسط نشر ستارهها به انتشار رسیده است. ام البنین حسینی دختری از سرزمین بامیان افغانستان است که جنگ و درگیری باعث میشود در کودکی با خانواده به ایران مهاجرت کند. زندگی آنها به عنوان یک خانواده مهاجر با مشکلات و سختیهای زیادی همراه است. پدرش از میان خواستگارهای فراوان ام البنین بر روی جوان مجاهدی دست میگذارد که از دار دنیا تنها خدا را دارد. زندگی این زوج مهاجر از همان ابتدا با دلتنگی و تنگدستی همراه است. علیرضا ماههای متمادی در افغانستان به جنگ مشغول است و ام البنین در ایران با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند. اما عشق و صبری که این دو نثار یکدیگر میکنند کمک میکند از تمام این سختیها تنها خاطرهای خوش باقی بگذارند. مجاهدت ام البنین در تمام این سالها چیزی کمتر از جهادهای علیرضا ندارد. او در این پانزده سال مجبور میشود سه بار به افغانستان مهاجرت کند، زخمها و دردهای یک مجاهد را تیمار کند و در بدترین اوضاع اقتصادی و در دوری همسر سه کودک خردسال را بزرگ نماید. «خاتون و قوماندان» تصویری ماندگار از انسانهایی است که در سختترین لحظات با قدرت ایمانی زیبایی میآفرینند. شیرمردان و شیرزنانی که برای امنیت و آرامش ما از عزیزترین داشتههای زندگی خود گذشتند.
این کتاب به تقریظ رهبر شهیدمان (ره) مزین شده است. متن تقریظ به قرار زیر است:
«سلام خدا بر شهید عزیز علیرضا توسلی، مجاهد مخلص و فداکار و بر همسر پرگذشت و صبور و فرزانهی او خانم امالبنین. حوادث مربوط به مهاجران افغان را که در این کتاب آمده است از هیچ منبع دیگری که به این اندازه بتوان به آن اطمینان داشت دریافت نکردهام. برخی از آنها جداً تاثیرگذار است، ولی از سوی دیگر حرکت جهادی فاطمیون افتخاری برای آنها و همهی افغانها است.»
5. به شرط عاشقی
کتاب «به شرط عاشقی» روایت هدیه غبیشی از سالهای زندگی مشترک با شهید مدافع حرم سعید سیاح طاهری است؛ مردی با اصالت آبادانی که از نخستین روزهای جنگ، پای دفاع از وطن ایستاد و این مسیر را تا رسیدن به شهادت ادامه داد.
در روزهای پرالتهاب جنگ، همسر آیندهاش را که همراه خانواده دیگر جنگزدگان آواره شده بود، یافت و با همان لباس ساده بسیجی با او ازدواج کرد. او در طول هشت سال دفاع مقدس حضوری فعال داشت و چندینبار نیز مجروح شد، اما هیچیک از زخمها و سختیها نتوانست او را از مسیر جهاد بازدارد.
پس از پایان جنگ، در دوره دافوس شرکت کرد و مأموریتهایی را نیز در لبنان پشت سر گذاشت. در سالهای پایانی خدمت به آبادان بازگشت و تلاش کرد سهمی در بازگرداندن آبادانی و رونق به شهرش داشته باشد. اما با آغاز جنگ سوریه، بار دیگر لباس رزم پوشید و بهعنوان فرمانده مستشار راهی میدان شد؛ مسیری که سرانجام او را به یاران قدیمیاش و آرزویی که سالها برایش زیسته بود، یعنی شهادت، رساند.
در به شرط عاشقی، روایت همسری را میخوانیم که بارها مرد زندگیاش را برای رفتن به دل خطر و رویارویی با گلوله و خمپاره بدرقه کرد و سالها با انتظار شنیدن خبر شهادتش زندگی کرد. این کتاب تنها روایت یک زندگی مشترک نیست؛ تصویری است از مردی که بیش از سی سال، روحیه جهاد و مبارزه را در وجود خود زنده نگه داشت؛ مردی که هم در میدان نبرد با دشمن و هم در میدان جهاد با نفس قدم برداشت و سرانجام به همان مقصدی رسید که سالها برایش تلاش کرده بود.
6. عاشقانهها
«عاشقانهها» نام مجموعهای دو جلدی و خواندنی از نشر راهیار است؛ مجموعهای که در آن نامهها و دلنوشتههای سرشار از عشق، ایمان، معرفت و استقامت شهدا گردآوری شده است.
این کتاب، مخاطب را به دنیای مردانی میبرد که در میان هیاهوی جنگ و در فرصتهایی کوتاه، برای عزیزترین آدمهای زندگیشان قلم زدهاند؛ کلماتی که شاید کوتاه باشند، اما پشت هر جملهشان دریایی از دلتنگی، عشق، امید و آرزو جریان دارد.
جلد دوم مجموعه، به بخشهایی از وصیتنامههای شهدای مدافع حرم برای همسران و فرزندانشان اختصاص دارد که با تلاش پژمان عرب گردآوری شده است. در این صفحات، با پدرانی روبهرو میشویم که در واپسین نوشتههایشان نگران آینده فرزندانشان هستند و با همسرانی که باید با دلتنگی و نبودن عزیزشان کنار بیایند.
«عاشقانهها» فقط مجموعهای از نامههای جنگ نیست؛ روایت عاشقانههایی است که در آن عشق به خانواده و عشق به آرمان، در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند. نامههایی که نشان میدهند حتی در سختترین لحظات، دل شهدا از خانه و خانوادهشان جدا نبوده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«مواظب بچههایم باشید. دوست دارم سینا در رشته خودش خادم مجاهدان و مبارزان حزبالله و نیرو باشد. ندا جان، دلت برایم تنگ شده است، ولی بدان امروز روز تصمیم و سرنوشتسازی است... شما هم راضی باشید. هدیهای که دادهاید دیگر برنخواهد گشت.»
حسن ختام
شهدای مدافع حرم مثل سایر شهیدان دلبستگیهایی به این دنیا داشتند. زن، فرزند شیرین سخن و حتی ثروت. اما آنها به راحتی گذشتند از دنیا و زرق و برق آن. آنها دریافتهاند که «ٱلمَالُ وَٱلبَنُونَ زِینَةُ ٱلحَیَوةِ ٱلدُّنیَا». عاشقانههای مدافع حرم نشان میدهد چگونه با همسر، فرزندان و خانواده خویش برخورد کنیم تا وقتی رفتیم جای خالیمان در دل بسیاری از افراد حس شود و این جای خالی را با عبارت «خدایش بیامرزد» پر کنند.



