سلام بر شما و سه قلمدار
سلام و ارادت از طرف کتابرسان به مخاطبان فرهیخته، به همه کتابدوستان، به همه نوجوانان، به همه عاشقان رمانهای عاشقانه، به همه آنهایی که یادگرفتند پس از زمین خوردن دوباره یاعلی بگویند. سلام به شماهایی که عاشق قلم هستید و آنکه قلم میزند. چرا بدینسان سلام دادیم؟! چون میخواهیم برویم سراغ یک همنشینی با صاحبان قلم؛ آن هم صاحبانی که در فضای نوجوانهها، عاشقانهها و پایمردیها مینویسند.
قرار است از حاشیه و متن نشست صمیمی با آقایان داوود امیریان، علیرضا محمودی ایرانمهر و خسرو باباخانی بگوییم. پس دست به گیرندهها نزنید، روایت این دیدار را با ما قدم بزنید و صبح کاری دوم اردیبهشت کتابرسان را از نزدیک لمس کنید.
از صدای ماندگار ویولونَت، تا بغض امروزت
یادمان هست وقتی در سال 1401 با محوریت کتاب ویولون زن روی پل، همایشی ماندگار برگزار کردیم، آقای باباخانی به قهرمان آن روزهای کتابرسان و مخاطبانش تبدیل شد. او با ویولونش پایمردی را به نتهای کلمهها رسانده بود. دلتنگ دیدار بودیم که با همان تواضع دیرینش به کتابرسان رسید. در جواب یک سلام ساده کلی ارادت نشان داد و گرم صحبت شد.
صاحب ویولون و خسروِ شیرین از غم مانده بر دل در فقدان حضرت آقا گفت و فرمود: «هنوز متوجه نیستیم چه کسی را از دست دادهایم». آقا خسرو از آثار در دست انتشارش گفت. رمانی با محوریت جنگ رمضان و تلاشهای یک گروه امدادی نوجوان موضوع کتاب جدید این نویسنده نام آشناست. ما که بیصبرانه انتظار داستانهای آقا خسرو را میکشیم، شما چطور؟ جناب باباخانی با اشارهای به حوادث اخیر از وطن و تنی که به خاک وطن افتاد گفتند و تاکید کردند امروزه بسیاری از گفتوگوها حول واژگانی چون «ایران» و «تمدن ایرانی» شکل گرفته است.
جنگ و لبخند؟!
جناب آقای داوود امیریان دیگر مهمان این نشست بودند. برای ما و البته شمایی که اهل کتاب هستید نام آقای امیریان به طنز، دفاع مقدس و ادبیات نوجوان گره خوردهاست. هنوز هم کتاب «رفاقت به سبک تانک» و حتی دیگر آثار ایشان بیشترین انتخاب مخاطبان نوجوانان کتابرسان هستند. امیریان که نویسندهای نام آشنا در حوزه کودک و نوجوان است، پس از سالها عضویت در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، به دلیل سکوت این انجمن در برابر فجایع جنگ رمضان، از آن کناره گرفت. لبخند جنگ امیریان در قصههای شبانه نوجوانیهایمان سکوت در برابر ظلم را نمیپذیرد. این مرام آقا داوود بوده و هست.
آقای امیریان ضمن بیان خرسندی نسبت به رشد پایدار کتابرسان درباره کتابهای آینده خود سخن گفتند. آقا داوود کلمهها را با کلی تامل میچینند و چون نمیخواهند جایگاه فعلیشان در دید مخاطب دچار خدشه شود، روی کتابهای جدیدشان بسیار حساس هستند. این شده که نسبت به کتابهای جدید این نویسنده فعلا باید عملیات مکش سماق را ادامه دهیم!
ناشر یا شبکه توزیع؟
نویسنده رمان بیچهرگان، جناب آقای علیرضا محمودی ایرانمهر جمع قلمداران کتابرسان را تکمیل کردند. همین چند روز پیش بود که، امضای کتاب بیچهرگان، ستاره بخت و اقبال این رمان قدرتمند را در دل مخاطبان کتابرسان درخشانتر از پیش نمود. شاید همین تجربه دلنشین بود که سخنان آقای ایرانمهر را به سمت تاکید بر شبکه توزیع کتاب سوق داد. آقای ایرانمهر با بازدید از خانه جدید کتابرسان اذعان نمودند: «بنده کتابفروشیهای بسیاری را در سراسر ایران دیدهام، اما حال و هوای کتابرسان، بسیار متفاوت است. باعث خرسندی است که کتابرسان توانسته محفل کتاب و کتابخوانی را به پاتوق خانوادگی عموم مردم مشهد تبدیل سازد.»
آقای ایرانمهر از پژوهشهای خود در راستای تألیف جلدهای دوم و سوم رمان بیچهرگان گفتند و شعله انتظار را در دل مخاطبان خود شعلهور ساختند.
ایشان شبکه توزیع را حلقه گمشده بین ناشر و مردم خواندند و تقویت این شبکه را عامل رونق نشر و حتی هنر نویسندگی دانستند. آقای نویسنده بیچهرگان فرمودند:
«در کلاسهای خود به هنرجویان میگویم شما همواره به دنبال ناشر خوب هستید. غافل از آنکه برای اوج گرفتن کتابتان باید به دنبال یک شبکه توزیع مناسب بگردید.»
در پایان آقای ایرانمهر به حوادث اخیر کشور و جنگ رمضان اشاره کردند و با برشمردن مشترکاتی چون تمدن ایرانی و کشور عزیزمان ایران بر لزوم تجربهنگاری حول این واژگان تاکید کردند.
نشست صمیمانه ما، ظهرِ دومِ اردیبهشت با حضور «سهتفنگدار، سه قلمدار» به پایان رسید. به امید دیدار مجددتان، چشم به راه هستیم.



