مسجد برای بسیاری از ما فقط جایگاهی معنوی دارد. نهایتا با اضافه شدن یک پایگاه بسیج به مسجد میتوانیم جایگاهی اجتماعی یا سیاسی برای مسجد محلهمان قائل شویم؛ ولی اینکه یک مسجد بتواند یک نویسنده تمام عیار به جامعه معرفی کند و او را از فریاد الله اکبرهای شهیدان محله به مسجدی در هامبورگ بکشاند و بنشاند پای درس تشکیلات شهید بهشتی، کار هر مسجدی نیست.
آقا محسن ذوالفقاری یک نویسنده جوان و جویای نام است که در محله هنرور مشهد قد کشید. مسجد امام حسین (ع) برای او به یک پاتوق فرهنگی و مذهبی تبدیل شده بود. نوجوانیهایش را به یاد و خاطره شهدای محل گره زده بود، اما در این میان عکس شهید براتعلی داوودی حرفهای ناگفتهای برای او داشت. علاقهاش به نویسندگی در امتداد خون سرخ شهدا او را به جمعآوری خاطراتی درباره شهید داوودی سوق داد. پیشنهاد مرحوم هادی اطمینان، نام این نویسنده جوان را بیش از پیش به نام شهدا گره زد و به مدد گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی نخستین کتاب آقا محسن ذوالفقاری با نام ماشال به بازار کتاب رسید. کتاب ماشال مجموعه خاطراتی کوتاه از بلندای زندگی هجده شهید محله هنرور است.
حضور محسن در دانشگاه امام صادق (ع) و پیگیریهای او برای انجام یک کار فرهنگی در محله سعادت آباد تهران او را به سمت آثار شهید بهشتی کشاند. پس از این محسن نسبت به شخصیت و آثار دکتر بهشتی به وضعیت «از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن» رسید و این شیفتگی او را به تالیف کتابهای «تشکیلات بهشتی»، «مسجد آبی»، «بیستوهفت جمله» و «فرزند بینهایت» مجاب کرد. کتاب «جهادگرد» دیگر تالیف این نویسنده خوشذوق و انقلابی است که از اردوهای جهادی در روستاهای مشهد تا خدمت به بیماران کرونایی را روایت میکند. شخصیت و آثار شهیدان انقلاب سوژه اصلی آثار محسن ذوالفقاری هستند. شهید باهنر انتخاب دیگر این نویسنده برای کارهای آتی است.