کتاب یک روز، یک جا، یک نفر به قلم سید محمدعلی فتاحزاده برشهایی تامل برانگیز از زندگی ائمه اطهار (ع) را با ادبیاتی شیرین بیان میکند.
تا به حال شده برای درمان یک مشکل شخصی یا اخلاقی به سیره و روایات ائمه اطهار مراجعه کنی؟ اما کدام روایت و کدام حکایت؟ کتاب یک روز، یک جا، یک نفر مجموعهای از صد حکایت موضوعی از سیره و سخنان اهل بیت عصمت و طهارت است که با اتکا به منابع متعدد و متقن به صورت داستانی درآمدهاند. این مجموعه میتواند همچون آبی بر روی آتش بیماریهای روحی و معنوی مخاطب را درمان کند و تلنگری به بازسازی اخلاقی او بزند.
نویسنده با قلمی روان، پراحساس و نثر شاعرانه، روایتهایی خلق کرده که هم از نظر ادبی جذاب است و هم لایههای عمیقی از معرفت و معنویت را به نمایش میگذارد. فتاحزاده با استناد به روایات معتبر و تفسیر آنها، جهانی را پیش روی خواننده میگشاید که در آن هر لحظه فرصتی برای خودشناسی و نزدیکی به خداست. توصیفهای دقیق و پیوند داستان با ارزشهای عاشورایی، این اثر را به تجربهای منحصربهفرد بدل کرده که نهتنها شنیدنی، بلکه الهامبخش و کاربردی برای زندگی امروز است.
این کتاب برای علاقهمندان به تاریخ اسلام، پژوهشگران و دوستداران داستانهای عمیق و معنادار، انتخابی ایدهآل است. یک روز یک نفر یک جا خواننده را به جستوجوی معنا در زندگی روزمره و درک عمیقتر ایمان و انسانیت ترغیب میکند. این اثر با دعوت به بازاندیشی در ارزشهای زندگی و کشف زیباییهای نهان در لحظات ساده، میتواند قلب و ذهن هر خواننده را تحت تأثیر قرار دهد و پنجرهای به سوی حکمت و معنویت اهل بیت بگشاید.
تا با تعمق در سیره ائمه هدی (ع) راه از بیراهه بازشناسیم، اخلاق اسلامی را سبک زندگی فردی و اجتماعی خویش سازیم و معارف اسلامی در راه شناخت خدا و مذهب تشیع را بازیابیم.
عموم علاقهمندان به روایات و احادیث معصومین (ع) مخاطبان این نوشتار هستد. کتاب یک روز یک نفر یک جا به علاقهمندان به تاریخ اسلام، پژوهشگران دینی، دوستداران داستانهای معنوی و افرادی که به دنبال الگوهای عملی برای زندگی مؤمنانه و تأمل در مفاهیم عاشورا، دعا و خودشناسی هستند، پیشنهاد میشود.
امام سجاد فرمود روزی اهل کوفه از شدت خشکسالی به امیرالمؤمنین شکایت کردند و از آن حضرت خواستند تا برای باریدن باران دعا کند. حضرت به فرزندش حسین اله فرمود: پسرم برخیز و برای اهل کوفه دعا کن تا خدای عزوجل بر این قوم باران رحمتش را نازل کند.
امام حسین ایستاد و بعد از حمد و ثنای خدای متعال و درود بر پیامبر خدا، لب به دعا گشود و عرضه داشت: «اللَّهُمَّ مُعْطِیَ الْخَیْرَاتِ وَ مُنْزِلَ الْبَرَکَاتِ أَرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْنَا مِدْرَاراً وَ اسْقِنَا غَیْئاً مِغْزَاراً وَاسِعاً غَدَقًا مُجَلَّلًا سَحَاً سَفُوحاً فِجَاجاً تُنْفُسُ بِهِ الضَّعْفَ مِنْ عِبَادِکَ وَ تُحْیِی بِهِ الْمَیْتَ مِنْ بِلَادِکَ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» (پروردگارا ای بخشنده خیر و نیکیها و ای فرستنده برکات ما را از باران آسمان سیراب کن بارانی فراوان فراگیر انبوه، پروسعت، ریزان روان و شکافنده زمینهای خشک و تشنه که به وسیله آن دست بندگان ناتوانت را بگیری و زمینهای مرده را زنده سازی آمین رب العالمین.
هنوز دعای امام حسین به پایان نرسیده بود که به برکت دعای آن حضرت ناگهان باران رحمت خداوند شهر کوفه را فرا گرفت. یکی از اعراب بادیه نشین که از اطراف کوفه میآمد گزارش داد در اثر ریزش باران در دره ها و تپه های اطراف و داخل نهرها و رودخانه ها آب جاری شده است.
نظرات