کتاب سیاستنامه یا همان سیرالملوک به قلم خواجه نظامالمللک طوسی مجموعهای از اندرزها و رهنمودها در باب پادشاهی و کشورداری و دربار و دیوان پادشاهان است که پایههای سیاست داخلی و خارجی را بنا میکند.
در آغاز سیاستنامه آمده است که سلطان ملکشاه از نزدیکان خود خواست که در معنی ملک اندیشه کنند و بایستهها و نابایستههای درگاه و دیوان و بارگاه را بنویسند. ملکشاه همچنین خواست راه و روش و آیین و رسم پادشاهان گذشته در این مجموعه ذکر شود تا آل سلجوق نیز بر آن کار کنند. ظاهرا کسانی چون نظامالملک، شرفالملک، تاجالملک، و مجدالملک چنین کتابی را فراهم آوردند ولی تنها اثر نظامالملک پذیرفته شد.
مطالب کتاب تلفیقی است از پند و اندرز و دیدگاههای سیاسی و حکومتی خواجه نظام الملک که در فصول مختلف تنظیم شده و در هر فصل برای آراستن سخن از از آیات قرآن مجید، احادیثی از پیامبر (ص) و روایاتی از بزرگان و پیشوایان دین و حکایتها و پارههای طولانی که گاه جنبه تاریخی نیز دارد استفاده شده است. در حقیقت این مطالب در گونههای مختلف متون ادبی تاریخی حکمی و عرفانی دوران اسلامی ایران به مقتضای کلام وجود دارد پند و اندرزهای نظام الملک توصیهها و رهنمودهای او در امور سیاسی و کشورداری و تفسیری که وی از حکایات تاریخی میکند جوهره اصلی سیاستنامه است به همین دلیل، سیاستنامههای دوران اسلامی ایران را بایستی ادامه سنت اندرزنامه نویسی در دوران ساسانیان دانست.
تا سیاست را از نگاه گذشتگان بنگریم و در قالب حکایتهایی شیرین با راه و رسم کشورداری و حکومت آشنا شویم.
علاقهمندان به ادبیات کلاسیک ایران مخاطبان این نوشتار هستند.
چون رسولان به سمرقند رسیدند پیش شمسالملک شدند. در آن میان رسول خویش را بپرسید :که سلطان را به رای و تدبیر و دیدار چگونه یافتی؟ و لشکر چه قدر باشد و ساز و آلت ایشان چگونه بُود؟ رسول گفت: ای خداوند سلطان را از دیدار و منظر و مردانگی و سیاست و هیبت و فرمان هیچ در نمیباید و لشکری را عددی خدای داند، و دست و آلت و تجمل ایشان را قیاس نیست و ترتیب دیوان و بارگاه و مجلس و درگاه همه نکوست و در مملکت ایشان هیچ چیز در نمیباید الا که یک عیب دارند. اگر در ایشان آن عیب نبودی هیچ طاغی راه نیافتی.
نظرات