کتاب گزیده اشعار وحشی بافقی با مقدمه، انتخاب و شرح لغات بابک نیکطلب ضمن بیان مختصری از زندگی وحشی بافقی گزیدهای از اشعار این شاعر نامدار عهد صفوی را بیان میکند.
کمالالدّین یا شمسالدّین محمّد وحشی بافقی یکی از شاعران بزرگ سدهٔ دهم ایران است که در سال ۹۳۹ هجری قمری در شهر بافق از توابع یزد متولد شد. او برادری شاعر داشت که «مرادی» تخلص میکرد. این دو برادر نزد «شرف الدین علی بافقی» شاگردی میکردهاند.
وحشی بافقی بی شک یکی از شاعران بارز و نام آور عهد صفوی است که اهمیت او در سبک خاص بیان اوست. مضمونها و ظرایف شاعرانه و بیان احساسات و عواطف و نازک خیالیهای او آنچنان با زبانی ساده و روان بیان شده که همگان را سیراب میکند.
کلیات وحشی متجاوز از نُه هزار بیت و شامل قصیده، ترکیب بند و ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی است. وحشی دو منظومهٔ عاشقانه دارد. یکی ناظر و منظور و دیگری فرهاد و شیرین یا شیرین و فرهاد با اقتباس از خسرو و شیرین نظامی گنجهای.
کتاب حاضر گزیدهای از اشعار وحشی را به مخاطب عرضه میکند.
تا ضمن آشنایی با ادبیات کهن ایران درسهای اخلاقی، عرفانی و اجتماعی این شاعر توانا را به کار بندیم، عشقبازی را بیاموزیم و بر بال واژگان پرستوی خیال را به آسمان هفتم لذت برسانیم.
عموم علاقهمندان به ادبیات کلاسیک ایران و اشعار عارفانه، دانشجویان رشته ادبیات و همه فارسی زبانها مخاطبان این نوشتار هستند.
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بیهنگام کردم مبتلا خود را
نه دستی داشتم بر سر نه پایی داشتم در گل
به دست خویش کردم اینچنین بیدست و پا خود را
چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم
که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را
گر این وضع است میترسم که با چندین وفاداری
شود لازم که پیشت وانمایم بیوفا خود را
چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه میداری
نمیبایست کرد اول به این حرف آشنا خود را
ببین وحشی که در خوناب حسرت ماند پا در گل
کسی کو بگذراندی تشنه از آب بقا خود را
نظرات