کتاب پرواز در ونکوور به قلم سرکار خانم الف حسینی و انتشارات تلاوت آرامش تهیه و تدوین شده است. این کتاب مجموعهای از خاطرات نویسنده در کانال «پَر» است که به همت موسسه فرهنگی هنری خیبر در قالب کتاب آمده است تا از زبان بانو حسینی، که مقیم کانادا است، پوچی جامعه غرب را در پس زرق و برق بیبدیلش روایت کند.
داستان بسیاری از ما این است که شیفته جامعه غرب هستیم. تحصیل در دانشگاههای اروپا و آمریکا که یک مدال افتخار است. انگار مرغ همسایه غاز است. انگار فرنگ رفتهها به حد کمال رسیدهاند و آب کانادا و آمریکا و اروپا همچون آب حیات است. فارغ از آنکه آسمان آنجا هم مثل ایران خودمان آبی است منتهی با این تفاوت که نفس کشیدن در آسمانی که از گلدستههای مسجدش نام علی (ع) به گوش میرسد، میچربد با هوای مسموم از گناه غرب. روایت داستان پرواز در ونکوور همین است. داستان حرکت از تاریکیها به سوی نور.
خانم حسینی، بانویی خراسانی و متولد سال 1367 است. در سال 1385 به تهران میآید تا در دانشگاه الزهراء (س) در رشته فیزیک تحصیل کند. اما تهران تغییرات بسیاری در او ایجاد میکند. او دیگر پایههای اعتقاداتش سست شده است و حتی حجاب را کاملا کنار میگذارد. او پس از ازدواج با یکی از همدانشگاهیان خود در سال 1394 به کشور آرزوهایش یعنی کانادا میرود و مجذوب نظم و قانون و برنامهریزیهای آنجا میشود. اما دیری نمیپاید که مادیات بدون الهیات او را خسته میکند و از دیده دل به پس پرده رنگین جامعه غرب مینگرد. این تلنگر او را به سوی اهداف و سبک زندگی جدیدی هدایت میکند که نور ایمان از دست رفته در دلش زنده میکند. چند و چون این پرواز را در «پرواز در ونکوور» مرور میکنیم.
تا از پوچی جامعه خوش رنگ و لعاب غرب آگاه شویم و درک کنیم که حجاب و پایبندی به اصول مذهبی راه سعادت است. تا درک کنیم «دنیای بدون آخرت؛ یعنی جامعه غرب»
بانوان، دانشجویان، دختران جوان، اساتید دانشگاه و علاقهمندان به داستانهای مذهبی مخاطبان این خاطرات هستند.
حواسمان باشد شیطان از دریچهی خوب جلوه دادن زشتیهایمان میآید. از همین دریچه که درد دل کردن با غیبت فرق دارد. نگذاریم گوشهایمان شنوای غیبتهای درد دلانه باشد. بایستیم و نگذاریم هم خودمان و هم مخاطبمان آلوده به گناه بدتر از زنا شویم. حرفهایمان را فقط و فقط بگذاریم برای خودش برای سحرهایی که با او تنها هستیم.
نظرات