کتاب نامزد ترور به قلم معصومه محمدی زندگی شهید احمد اسکندری، قائم مقام لشکر 27 محمد رسول الله (ص) را روایت میکند. این اثر از پس ساعتها تحقیق و مصاحبه حاصل شده است و زندگی این شهید سرافراز دوران دفاع مقدس را در قالب یک مستند داستانی روایت میکند.
داستان زندگی شهید احمد اسکندری آنچنان پرفراز و نشیب است که قابلیت تبدیل شدن به چندین فیلم سینمایی را دارد. شهید اسکندری اردیبهشت سال 1359 به عضویت سپاه درمیآید. بعد از آموزش با تشکیل گردان، در شورای گردان 7 مشغول به خدمت میشود. این شهید سرافراز تشکیل گردان القارعه، عملیات پادگان ولیعصر (عج) و عملیات شهری و سرکوبی ضد انقلاب و منافقین را برعهده داشت. حضور در جبهههای سرپل ذهاب، سنگرهای دفاعی غرب، همراهی با شهید حسین چراغی و دیدار با آیت الله خامنهای در جریان جنگ برخی از لحظات ناب زندگی این شهید را رقم زده است. کتاب نامزد ترور زندگینامه شهید را از روزهایی قبل از خواستگاری تا روزهایی بعد از شهادت روایت میکند. این زندگی سراسر مخاطره را در نامزد ترور ورق بزنید و نیمی از داستان را از زبان خود شهید و نیمه دیگر را از زبان عاشقانه همسر شهید مرور کنید.
تا حس قرار گرفتن در لیست ترور منافقین را درک کنیم و با مرور تاریخ انقلاب و تاریخ جنگ از مجاهدت مردان خدا در مسیر تحقق ایران سرافراز آگاه شویم. این آگاهی به ما حس مسئولیت میبخشد و ما را در شهدا قرار میدهد.
علاقهمندان به ادبیات پایداری، سیره شهدا، تاریخ انقلاب و جنگ هشت ساله و افرادی که به زندگینامه علاقه دارند مخاطبان این کتاب هستند.
آرام بودم اشکم در نمیآمد. فکر کردند بهت زده شدهام و شوک بَرَم داشته. به روزهای پیش رو و بزرگ کردن بچهها فکر میکردم. وصیتهایش توی گوشم تکرار میشد. میتوانستم؟ نمیدانستم. فقط خوب میدانستم این سکینه خاطر، این صبر خدایی است. انگار آب از آب تکان نخورده. غذای بچهها را دادم و خوابیدیم. بعد از نماز صبح خوابم نبرد. انتظار شده بود خوره و جانم را می خورد. مانتوی طوسی رنگم را با روسری مشکی پوشیدم و چادر انداختم روی سرم. خانه پر شد. قرار بود احمدم را بیاورند خانه. حواسم به ساعت نبود. زمزمه این گل پرپر از کجا آمده مو بر تنم راست کرد. از توی حیاط کوچه را دیدم.
نظرات