کتاب انجمن عقابها به قلم سعید زارع بیدکی داستانی هیجان انگیز است از تلاش چند نوجوان برای انتقام از یک نارفیق دیرینه. پوریا در روزگار تحقق انقلاب ایران میخواهد به کمک دوستانش از یک رفیق خائن انتقام بگیرد. این تلاشها پای بسیاری از معلمان و حتی یک جنگیر را به ماجرا باز میکند. پوریا در این مسیر پر افت و خیز با قهرمانان واقعی، یعنی شهدای دانشآموز، آشنا میشود.
این داستان در کنار طراحی شخصیت شهید دانشآموز، داوود فروزنده، زندگی شهدای دیگری چون عبدالرضا ویسی و رضا میرزایی را بازسازی میکند. شهید داوود فروزنده، یک نوجوان مبارز قبل از انقلاب است که پس از پیروزی انقلاب بهعنوان مسئول انجمن اسلامی مدرسه، نقشی کلیدی در مسیر تحولات اجتماعی ایفا میکند. در این مسیر، پوریا و دوستانش علاوه بر شناخت این قهرمان، با مفاهیم مهمی همچون فعالیت تشکیلاتی، اتحاد و مسئولیتپذیری اجتماعی آشنا میشوند.
کتاب انجمن عقابها توانسته نشان رشد را کسب کند و با خلق داستانی مرموز زندگی چند شهید دانشآموز را در یک داستان روایت کند.
برخی از دستاوردهای این کتاب عبارتند از: تقویت مهارتهای فردی، تجربه زودباوری، افزایش اعتماد به نفس، همدلی و نوع دوستی، آشنایی با شهدا و خانوادههایشان، تقویت مهارتهای اجتماعی و ارتباطی، لمس ارزش صداقت و ... .
نوجوانها، معلمان و مربیان و همه افرادی که به نوعی با دانشآموزان سروکار دارند.
کتابدار ازش دلیل خواست. فولادی گفت: «مدرسه از نظم خودش اومده بیرون. وقتی ریشه این بی نظمیها رو دنبال میکنم میبینم از کتابهای این مخزن و حرفهای جنابعالی سرچشمه گرفته». کتابدار جواب داد: نظمی که داری ازش حرف میزنی داره به قیمت خشکیدن انگیزه و استعداد بچهها تموم میشه. بعد این حرف بگومگوی فولادی و کتابدار بالا کشید. آخرش که آقای آرمانپور دید فولادی از خر شیطون پایین نمیاد بهش گفت: «اگه قراره فردا بیرونم کنین همین الان خودم مخزن رو جمع میکنم و میرم.» فولادی اصرار کرد تا موقع اومدن مسئولا به مخزن دست نزنه. گفت که مدیر میخواد اینجا رو بهشون نشون بده ولی فکر کنم کتابدار زیر بار نرفته آخه الان داره مخزن رو جمع میکنه.
نظرات