کتاب مورچه انتحاری به قلم اکبر صحرایی روی دیگری از جبهه را نمایان میکند. جبهه و جنگ غیر از تیر و ترکش و خمپاره کارخانه آدمسازی بود و روح زندگی و لبخند و شیطنت در آن جریان داشت. مورچه انتحاری در قالب داستانهایی کوتاه این روی سکه را به مخاطب نوجوان نشان میدهد.
داستان مورچه انتحاری از مجیدی 15 ساله شروع میشود که برای رسیدن به جبهه باید شش خان رستم را بگذراند و خان هفتم را در جبهه تجربه کند. او که شیطنتهای مدامش خون به دل اهالی محل و البته والدینش، خشک کرده است با نوای بلبل جبهه، یعنی همان آقا صادق آهنگران، هوایی میشود. امضای پدر و مادر، پاچهخواری مسئول اعزام، رضایت امام جماعت مسجد محل و ... سد راه آقا مجید است. اما به هر کلکی است پای فتنه به جبهه میرسد و اصلاح خود را آغاز میکند. سیر تحول و زندگی سراسر لبخند آقا مجید را در مورچه انتحاری ورق بزنید.
تا ضمن آشنایی با معارف جنگ لبخند را به لب نوجوانها بیاوریم.
نوجوانهای 9 تا 15 ساله مخاطبان این داستانها هستند.
جون خودت مشتی! به این نژاد میگن مورچه فشنگی. گلولهزن هم بهش میگن. درد نیشش رو با اصابت گلوله مقایسه کردن.
نظرات