کتاب مهمان صخرهها به قلم راحله صبوری خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی را روایت میکند و مخاطب را به پرواز بر فراز گلولهها میرساند.
خلبانان جنگنده با اینکه کمتر روی زمین دیده میشوند، اما بیشتر در دل آتشند. جنگ برای آنها زمان و مکان نمیشناسد و با علم به اینکه میدانند به سفری میروند که امکان بازگشت ندارد، مشتاقانه لباس پرواز میپوشند. زندگی یک خلبان جنگنده ترکیبی از تاکتیک، دانش، شجاعت و دقت است که در اوج هیجان به قله آسمان میرسد. طعمی از این هیجان و رشادت را در مهمان صخرهها به نظاره بنشینید.
تا بدانیم میراثدار چه نیکمردانی هستیم و ایران امروز از خون چه مردانی آبیاری شدهاست، تا از این میراث نیکو حفاظت کنیم.
علاقهمندان به ادبیات پایداری، تاریخ دفاع مقدس و خاطرات خلبانان جنگندهها مخاطبان این نوشتار هستند.
گفتم: «نه، من باید برگردم ایران من خانواده دارم و نمیتوانم اینجا بمانم. شاید اینجا از لحاظ زندگی و کار بهتر باشد، ولی من به مملکتم و خانواده ام بیشتر وابسته ام تا کار و درآمد این یک حس درونی و یک تصمیم شخصی است و بستگی به خود آدم دارد. من همیشه و هر لحظه نگران پدر و مادرم هستم در ضمن اگر من توانستم به آمریکا بیایم و خلبان بشوم با پول این ملت بوده نمیشود این همه هزینه صرف من بشود و آخر کار فرار کنم و تو مملکت دیگری خدمت کنم. این کار منطقی و در مرام و اخلاق من نیست.»
نظرات