کتاب من پیغامرسانم نوشتهی مارکوس زوساک با ترجمه هما قناد رمانی متفاوت و الهامبخش در ژانر اجتماعی و معناگرا است که با زبانی ساده اما عمیق، به زندگی یک جوان معمولی میپردازد و نشان میدهد چگونه اتفاقات کوچک میتوانند مسیر یک زندگی را تغییر دهند.
داستان دربارهی «اد کندی» است؛ یک جوان معمولی با زندگیای نسبتاً بیهدف که روزهایش را با کار ساده، دوستان محدود و عادتهای تکراری میگذراند، اما ناگهان در پی یک اتفاق غیرمنتظره، کارتهایی مرموز به دستش میرسد که روی آنها نشانهها و آدرسهایی نوشته شده است؛ اد بهتدریج متوجه میشود که باید به سراغ این نشانهها برود و پیامهایی را به آدمهای مختلف برساند، پیامهایی که گاهی به شکل کمک، گاهی دلگرمی و گاهی تغییر در زندگی دیگران ظاهر میشوند، و همین مسیر او را وارد سفری درونی میکند که در آن با ترسها، ضعفها و معنای واقعی انسان بودن روبهرو میشود.
روایت ساده اما بسیار تأثیرگذار در کنار معنا بخشی به زندگی و اثربخشی این کتاب را شایسته مطالعه میکند. این کتاب مخاطب را به تامل و تغییر نگاه وامیدارد تا چشمها را بشوییم و جور دیگری بنگریم.
علاقهمندان به رمانهای انگیزشی و توسعه فردی مخاطبان این نوشتار هستند.
حالا به مارو اشاره میکنم و تا جایی که میتوانم جلوی آقای بوید صاف می ایستم دستانش آویزان می.شوند آنها کوتاه و عضلانی اند میگویم: «ممکنه باعث آبروریزی شده باشه و من میدونم به خاطر اون قضیه از شهر رفتین» دوباره نگاهی به مارو که خونین و مالین شده میاندازم ولی کاری که اون در مقابل تو کرد احترام بود. هیچ جا نمیتونی شرافت و غرورِ بیشتر از این پیدا کنی. مارو می لرزد و قلبی کوچک از خون خودش را پایین میدهد: «اون میدونست همچین اتفاقی میافته، ولی بازهم این جاست.»
حالا چشمهایم را به چشمهای او میدوزم: «اگه تو بودی، میتونستی این کار رو بکنی؟ حاضر میشدی با یه نفر مثل خودت روبه رو بشی؟»
صدای مرد آرام است.
نظرات