کتاب اخلاق در قرآن به قلم آیتالله محمدتقی مصباح یزدی در جلد دوم خود از اخلاق فردی میگوید. این اثر با غور در قرآن و تفاسیر آن مجموعهای از رهنمودهای اساسی را برای تغییر سبک زندگی فردی ارائه میدهد.
قرآن دریایی عمیق است که پایانی ندارد. برای هر روزگاری حرفی نو دارد. چشمه جوشانی است که خشکی ندارد. تعابیری از این دست را درباره قرآن، بسیار شنیدهایم. این دریای بیکران در زمینههای مختلفی راه از بیراهه مینمایاند و اسباب هدایت را فراروی مخاطب قرار میدهد. اخلاق فردی نیز کلید واژهای است که قرآن بارها پیرامون آن سخن رانده است. قرآن در آیه 199 سوره اعراف میفرماید:
« خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ؛ عفو و گذشت را پیشه کن، و به کار پسندیده فرمان ده، و از جاهلان روی گردان.»
این مجموعه از آیات سرمایه کتاب اخلاق در قرآن است.
از دیدگاه دین اسلام اگر انسان رابطه خود با خود، خدا و جهان را متعادل سازد به سعادت میرسد. از این رو مجموعه اخلاق در قرآن در جلد دوم خود انسان را در تناسب با خودش قرار داده است. فصل اول این مجموعه با سوال «رابطه انسان با خود یعنی چه؟» آغاز میشود و سپس به موضوعاتی چون حب بقاء، قدرتطلبی و حقیقتجوئی، غرائز، جمالدوستی، عواطف و تزاحم انگیزهها میپردازد.
أُولَئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ اینان کسانی هستند که خدا بر دل و گوش و چشمشان مُهر [شقاوت] زده، و اینان بی خبران واقعی اند.
این آیه شریفه آغاز فصل دوم را نوید میدهد. بر مبانی این آیه، آیتالله مصباح بیان میکند که: «آنچه موجب شد که خدای متعال بر دل آنان مهر بزند تا قوای ادراکیشان از مسیر صحیح منحرف شود و کارایی نداشته باشند، همان غفلت و بیتوجهی ایشان است. لذا فصل دوم بیداری از غفلت و توجه به حقیقت را محور فصل دوم خود قرار دادهاست. این فصل مخاطب را در برابر قدرتطلبی، ارزش قدرت در قرآن، زمینههای جهتدهی قدرت و میل به جاودانگی قرار میدهد.
از دریچه اندیشه آیتالله مصباح کسانی که به وجود آخرت اعتقاد ندارند، چه آنها که وجودش را انکار میکنند و چه آنها که در شک و تردید هستند، تنها و تنها بر زندگی دنیا تعلق و تمرکز خواهند یافت و از آنجا که محدوده زندگی مادیِ زوالپذیر نمیتواند ظرفیت و گنجایش اشباع میل به ابدیت را داشته باشد، احیانا فسادها و انفجارهایی را به بار میآورد. لذا جهت دهی به میل به جاودانگی از دیگر موضوعات فصل سوم است.
کتاب به تفصیل از لذت و سعادت انسان و عوامل لذتجویی او میگوید و در پایان عواطف و احساسات را دستمایه صفحات خویش قرار میدهد.
تا با اخلاق فردی قرآنی آشنا شویم و سبک زندگی فردی خویش را بر مبنای این آموزهها بنا کنیم.
طلاب و روحانیون، دانشجویان، جوانان و علاقهمندان به اخلاق و سبک زندگی اسلامی مخاطبان این نوشتار هستند.
در اینجا باید به این حقیقت توجه کنیم که تمرکز حواس فعل اختیاری نفس است که به صورت تجلی از آن صادر میشود؛ یعنی فعل اختیاری نفس منحصر به یک نوع خاصی نیست، بلکه اقسام و انواع مختلفی دارد و یکی از انواع آن همانست که به صورت تجلی از نفس صدور می یابد. برای توضیح این سخن اشاره میکنیم به تقسیمی که در فلسفه روی فاعلیت انجام گرفته و گفته میشود، فاعلیت اقسامی دارد و یکی از اقسام آن فاعلیت بالقصد است. منظور از فاعلیت بالقصد آنست که فاعل در آن نخست تصور و سپس مفید بودن آن را تصدیق میکند و بعد از انجام مقایسهها و سنجشهائی تصمیم میگیرد برای انجام کار و در نهایت اراده می کند و کار را به انجام می رساند.
نظرات