مجموعه پروا کن در جلد دوم خود، با عنوان دنیای میلهای، زندگی رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله سید علی خامنهای (ره) را در خلال سالهای 1337 تا 1347 روایت میکند. هانیه پارسائیان و زکیه دشتیپور با استفاده از داستانهایی کوتاه و تصاویری جذاب، ابعاد پنهانی از زندگی حضرت آقا را به نوجوانان ارائه میدهند.
داستان دنیای میلهای از روزگاری شروع میشود که آقا سید علی خامنهای، رویای شاگردی امام خمینی (ره) را در سر میپروراند. به همین خاطر به محض رسیدن به قم خود را به محضر امام میرساند. درس طلبگی در محضر امام بهانهای شد تا آقا سید علی با اندیشهها و سیاستهای ظلم ستیزانه امام آشنا شود. پاییز سال 1341 آقا روحالله انتشار اعلامیهها و نظر دادن در مورد موضوعات مربوط به کشور را شروع کردند. در اعتراض به سیاستهای شاه و حمایتش از اسرائیل امام خمینی (ره) اعلام کردند: امسال (سال 1342) ایرانیها عید ندارند! آقا سید علی هم که دیگر دست راست امام شده بود با پوشیدن لباس سیاه این حرف امام را تبلیغ میکرد. داستانهای این جلد از مقابله روحانیون و آقا سید علی خامنهای با جشن هنر شیراز و ولخرجیهای عجیب و غریب شاه میگویند و از برنامههای دینستیزی پهلوی رونمایی میکنند. قدم به قدم داستان به زلزله فردوس و حضور حضرت آقا در میانه آوارگان میرسد. اتفاق مهم این جلد قرار گرفتن آقای خامنهای پشت میلههای زندان ساواک و تبعیدهای متعدد است.
تا ضمن آشنایی با زندگی رهبر شهیدمان درک کنیم این انقلاب از رهگذر چه حوادث و سختیهای به دستمان رسیده است. آن وقت است که برای حفظ و سرافرازی آن از جان مایه میگذاریم.
همه نوجوانان ایران زمین یا بهتر بگوییم، هر نوجوانی فارسی زبان باید این کتاب را ورق بزند. این اثر گزینه مناسبی برای بسیاری از معلمان و مربیان است و در جمعخوانیها میتوانند از آن استفاده کنند.
کمیسیون امنیت سیستان و بلوچستان تصمیم گرفت سید علی را با هواپیما ببرند تهران. او فکر میکرد برسد تهران آزادش میکنند. با خودش دو دو تا چهارتا کرده بود، آنجا برود روی منبر و هرچه دلش خواست در مورد ساواک و رئیس شهربانی بگوید. سوار که شد مجلهای در جیب صندلی هواپیما پیدا کرد. شعر قشنگی داشت. یک دفترچه همیشه همراهش بود اسمش را گذاشته بود «سفینه غزل». از هر شعری که خوشش می آمد، فوراً توی دفترچهاش مینوشت. دو تا مأمور اینور و آنورش نشسته بودند. زیر چشمی نگاهش میکردند. پایین شعر نوشت: «این شعر را در هواپیما وقتی دو مأمور خوش اخلاق دو طرفم نشستهاند، نوشتم.»
نظرات