شماره یازدهم و دوازدهم مجله صحنه در شهریور و مهر 1404 منتشر شد تا از نقد کتاب، نمایشنامه، اجرا و نکوداشت استاد خسرو خندان تبریزی بگوید.
میگویند نقد را باید از خود آغاز کرد. نقد حقیقی، از درون و خویشتن آگاهی آغاز میشود. پذیرش نقد خردمندانه شکست نیست، عین پیروزی است. چون نقدی که با بصیرت همراه باشد، باعث رشد است. این شماره از مجله صحنه به سراغ نقد میرود. با یادداشتی از محمدعلی رضی از تئاتر ایران میگوید و جستاری در باب تبارشناسی فکری حسن شیروانی ارائه میدهد. این مجلد به بررسی مجموعه جلد یکم تا ششم کتاب نمایشهای ایرانی به قلم صادق عاشورپور میپردازد و کتاب صحنههایی از زندگی من به قلم دکتر فریدون پارسانژاد را معرفی میکند.
تا اندکی با تئاتر، نمایش، منتقدان و اهالی سینما و تئاتر هم قدم شویم.
اصحاب رسانه، علاقهمندان به هنر هفتم و دانشجویان و بازیگران تئاتر مخاطبان این مجله هستند.
نجات نسلهای جوان از تأثیر مضر یادگیری در این شرکت های تجاری که شرکتهای تئاتر هستند و اهمیت ایجاد مدارسی که در آن استعداد فردی و آگاهی از منزلت یک هنرمند شکوفا شود ضروری است برای این منظور است که بازیگران - که کارگردان شده اند - استودیوها و مکانهای ممتازی را که امکان یادگیری مداوم را فراهم می سازد باز می کنند. اینجا منشأ آزمایشگاه های استانیسلاوسکی و میرهولد است جایی که عمل تمرینات ابداع و به کار گرفته شد. از نقطه نظر سنت نمایشی، این تمرین یک انحراف بود زیرا نمی توان فایده آن را برای یک بازیگر روی صحنه دید. پس چرا هنگام تمرکز بر تفسیر یک شخصیت و بی واسطه بودن تأثیری که بر تماشاگر به دست می آید، الگوهای پویایی ایجاد میکند که هیچ ارتباط مستقیمی با آنچه در طول تمرین اتفاق می افتد ندارند؟ چرا زمان زیادی را برای توسعه یادگیری و ترکیب یک تمرین تلف میکنیم؟ پشت این عمل چه چیزی نهفته است؟ زمانی که استانیسلاوسکی و میرهولد با همکاران خود تمرین هایی را برای آموزش بازیگر اختراع می کردند، یک داستان آموزشی به کار می بردند. تمرین های آنها این تصور را ایجاد میکرد که روی چیز مهمی تمرکز کرده اند ام اما این تمرینات هیچ شباهتی با دروس مدرسه های تئاتر، جایی که دانش آموزان شمشیر بازی باله و آواز تمرین می کردند و قطعات یا نمایش نامه های کاملی از رپرتوار را ارائه می دادند نداشت امروز متوجه می شویم که این تمرینات یکی از مهم ترین ماجراهای عصر طلایی قرن بیستم بودند.
نظرات