کتاب ما که خندان میرویم با پژوهش و نگارش گلعلی بابایی از کارنامه عملیاتی گردان مالک اشتر نخعی در لشکر 27 محمد رسولالله، در دوران هشت سال دفاع مقدس میگوید.
جنگ برای ما گنجی است که ستارههایی چون احمد متوسلیان، شهید بروجردی، شهید چمران و ... در آسمان آن درخشیدند. با این ستارهها میتوان راه را پیدا کرد و به قول رهبر شهیدمان « ... آن هشت سال جنگ میتواند تاریخ ملت ما را تغذیه کند.» کتاب حاضر با رویکرد یگان نویسی از این جنگ میگوید.
کتابهایی که با موضوع جنگ نگاشته شدهاند، عمدتا شخصیت محور هستند. از یک شهید سخن میگویند و یک قهرمان را روایت میکنند. امام کتاب حاضر توجه خود را نه به یک شخص و یک خانواده، بلکه به یک یگان معطوف ساخته است. این امر پدیدهای نوظهور است که در زمینه ادبیات مستند دفاع مقدس، به مجموعهای از رزمندگان درگیر در یک کنش نظام جمعی به مثابه کالبدی واحد مینگرد. قرعه کار اینبار به نام لشکر 27 محمد رسولالله درآمده است.
شاکله اصلی این یگان، طی اسفندماه سال 1360، به دستور سردار جاوید نشان احمد متوسلیان ریخته شد و با گردانی به نام مالکاشتر، به فرماندهی شهید علیرضا شهبازی مجاهدتهای خود را آغاز کرد. کتاب حاضر از حضور سراسر شجاعت و ایثار این یگان میگوید. کتاب ما که خندان میرویم از عملیات والفجر چهاری میگوید که به رزمندگان ثابت کرد در ارتفاعات کوهستانی نباید عملیات گسترده انجام داد، بلکه باید به صورت قله به قله عمل کرد، از حضور همت و رضایی و نوجوانان در عملیات والفجر 1 میگوید، از شکارچیان تانکها میگوید، از ... .
تا گنجینههای هشت سال دفاع مقدس را آشکار سازیم.
علاقهمندان به ادبیات پایداری، تاریخ جنگ، سیره شهدا و عموم مردمان ایران زمین مخاطبان این خاطرات هستند.
تجربه نبردهای گذشته ثابت کرده بود که حضور مبلغین روحانی در جمع رزمندگان؛ به ویژه به هنگام استقرارشان در اردوگاهها و پادگانهای دور از خط مقدم، بسیار مفید و کارساز بوده است ... آن روز حاج عباس از لزوم تحمل شرایط سخت برای بچههای گروهان ما سخن گفت و تاکید کرد: به امید خدا عملیات را انجام میدهیم و همین صبر شما، ضامن پیروزی ماست. این صحبتها بچهها را سر کیف آورد و همه تکبیر گفتند. چشمهای حاج عباس از بیخوابی مثل دو کاسه خون شده و بین پرسش و پاسخ رزمندگان خوابش میبرد، اما ...
نظرات