فصلنامه فرهنگ و اندیشه ترجمان در شماره چهارم خود با «ایده کنترل» در اینترنت آغاز میشود و به این سوال پاسخ میدهد که آیا میشود بدون پا گذاشتن به فضای مجازی از توهم دور ماند؟
این شماره در بخش نوشتار خود به سراغ دیو هیکی رفته است. او به سراغ موضوع عجیبی رفته است. از دیدگاه او بسکتبال استعارهای است از تلاش برای به چنگ آوردن آزادیِ در حصار قانون. مقاله دوم این شماره از موضع قدرت و آزادی سخن میگوید. کولین کوپمن از متفکر قدرت، میشل فوکو میگوید. فوکو در طول سالهای متمادی بسیار به قدرت اندیشید، تعریفهای قدیمی ما از این مفهوم را در هم شکست و شیوههای زیرکانه و بسیار پنهان عملکرد قدرت در جامعه را مرئی کرد. با آنکه سی سال از مرگ او میگذرد، اما این صورتبندیها امروز هم به همان اندازه تازه و کاربردیاند.
قوام آنتونی آپیا در مقاله بعدی این نوشتار فرهنگ و تمدن غرب را زیر ذرهبین انتقاد خویش قرار داده است. او معتقد است از فرهنگ دو تعبیر مختلف وجود دارد. یکی از آنها فرهنگ را ادبیات و فلسفه و موسیقی والا میداند و دیگری فرهنگ را در نحوه زندگی روزمره مردم میجوید. آنچه ما معمولا به عنوان فرهنگ یا تمدن غرب میشناسیم محصول تعبیر اول است، تعبیری که میگوید همه اندیشههای تراز اول بشری از یونان شروع شده و در اروپا به شکوفایی رسیده است. اما اگر تعبیر دوم را به میان آوریم، اوضاع خیلی فرق میکند.
این شماره در بخش گفتوگوی خود نیز از توهم معرفت سخن میگوید. استیون اسلومان بر مبنای پژوهشهای جدید یک دانشمند علوم شناختی روشن میسازد که چرا ما تظاهر به دانستن میکنیم. همچنین در این شماره میتوانیم درباره فوکو بخوانیم. دیگر سرفصلهای این شماره به قرار زیر هستند:
فصلنامه ترجمان، فصلنامهای با محوریت فرهنگ و اندیشه است. لذا این مجله نگاهی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی روانشناسانه به مخاطب عرضه میکند. این فصلنامه در هر شماره خود به نقد و بررسی کتب مختلف میپردازد و از من روانشناسان مطرح دنیا یک معضل اجتماعی را واکاوی میکند.
علاقهمندان به علوم سیاسی، اجتماعی و روانشناسی، دانشجویان، روشنفکران و همه افرادی که میخواهند نگاهی نقادانه به اجتماع، فرهنگ و اندیشهها داشته باشند.
اغراق نیست اگر بگوییم که دکمه لایک تا چه اندازه روانشناسی استفاده از فیس بوک را تغییر داده است. آنچه به عنوان روشی منفعل برای دنبال کردن زندگی دوستانتان آغاز شده بود، اکنون امری عمیقاً تعاملی بود و دقیقاً با همان نوع از بازخورد پیشبینیناپذیر که به کبوترهای زیلر انگیزه میبخشید. کاربران قمار می کردند، هر بار که یک عکس لینک یک سایت یا بهروزرسانی صفحه خود را به اشتراک می گذاشتند. یک پست بدون لایک تنها به طور خصوصی دردناک نبود، بلکه همچنین نوعی سرزنش عمومی بود یا شما به اندازه کافی دوستان آنلاین ندارید، یا بدتر از آن دوستان آنلاین شما تحت تأثیر قرار نگرفتهاند. ما همانند کبوترها هنگامی که بازخورد تضمین نشده باشد، بیشتر به جستوجوی آن تحریک می شویم. فیس بوک نخستین قدرت بزرگ در فضای شبکه های اجتماعی بود که دکمه لایک را معرفی کرد، اما اکنون دیگران نیز کارکردهایی مشابه را ارائه می دهند. شما می توانید توییتها را در توییتر تصاویر را در اینستاگرام، پستها را در گوگل پلاس ستونها را در لینکدین و ویدئوها را در یوتیوب لایک کنید و دوباره پست کنید.
نظرات