کتاب شریف صحیفه سجادیه یادگاری از امام سجاد (ع) است که زمزمههای عارفانه و عاشقانه امام با پروردگار جهانیان را به کالبد معنوی فرد و جامعه تزریق میکند. این اثر با ترجمه شیوای محمدمهدی رضایی آن دسته از نیایشهای عارفانه امام (ع) را که در صحیفه سجادیه نیامده است را جمعآوری نموده است.
برای شناخت این اثر که به نوعی صحیفه سجادیه دوم است باید نگاهی به روزگار سراسر خفقان امام سجاد (ع) انداخت. دورانی که امام سجاد (ع) در آن زندگی میکردند، همه ارزشهای دینی دستخوش تحریف و تغییر امویان قرار گرفته بود و احکام اسلامی بازیچه دست افرادی چون ابن زیاد، حجاج و عبدالملک مروان قرار گرفه بود. در سایه چنین حکومتی آشکار بود که تربیت دینی مردم تا چه اندازه تنزل کرده و ارزشهای جاهلی چگونه احیا شده است. در این شرایط سایه شوم فرهنگهای متنوع و بیگانه و خطر تجملپرستی همواره بر جامعه اسلامی چیره بود.
از این رو لازم بود در زمینه علمی کاری انجام شود تا مسلمانان به اصالت فکری و قانونگذاری ویژه خود که از کتاب و سنت در اسلام الهام میگیرد، واقف گردند. در این نقطه یک اقدام جهادی بسیار خودنمایی میکرد تا در چهارچوب تعالیم اسلامی، افق فکری مسلمانان گسترش یابد و بذر اجتهاد و تلاش در راه حق در دل آنها افشانده شود. این کاری بود که امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه بدان دست یافتند.
امام علی بن الحسین (ع) با نیایشهای خود ضمن تلاقی عمیق معارف ناب الهی با عمق اندیشه و روح الهی انسان از انحرافات فرد و جامعه جلوگیری میکنند و از روحیه رفاه طلبی و فساد سیاسی و اخلاقی و اجتماعی و حتی سیاسی برحذر میدارند. بنابراین امام سجاد (ع) توانستند از دعا برای بیان بخشی از عقاید خود استفاده کنند و بار دیگر تحرکی در جامعه برای توجه به معرفت و عبادت و بندگی ایجاد کنند.
نیایشهای امام مبارزه علیه جبت و طاغوت را وظیفهای حتمی بر دوش انسان مومن مسلمان میداند. حتی اگر همه امکانات مبارزه از او گرفته شود و تنها بماند، باز هم مسئولیت تلاش و کوشش از او سلب نمیگردد. صحیفه سجادیه دریچهای است به عمق معارف الهی، جهانبینی توحیدی، رسالتهای فردی و اجتماعی انسان مسلمان مبارز. این کتاب شریف آنچنان مورد توجه رهبر شهید انقلاب بوده است که درباره آن چنین میفرمایند:
«من به یکایکِ شما عزیزان توصیه میکنم تا آنجا که میتوانید، با صحیفه سجادیّه مأنوس شوید. کتاب بسیار عظیمی است. این که گفتهاند زبور آل محمّد، واقعاً همین طور است؛ پُر از نغمههای معنوی است، دعا و درس است؛ هم درس اخلاق است، هم درس علمالنّفس است، هم درس امور اجتماعی است. آنجا ملاحظه کنید: «الّلهم انی اعوذ بک من هیجان الحرص و سورة الغضب ... والحاح الشهوة». یعنی یکییکی این خصوصیات معنوی و اخلاقی و این ریشههای فاسدی را که در نفس ما هست، در زبان دعا به ما معرفی میکند.
شما باید علاج اینها را هم از خدا بخواهید. وقتی که با خدا راز و نیاز میکنید، از جمله چیزهایی که میخواهید، علاج همین مشکلات درونی و نفسانی است. آن جامعهای که حداقل مجموعه بزرگی از آن با این خصوصیات پرورش پیدا کند، همان جامعهای است که هیچ ترفندی در آن کارگر نخواهد شد.»
تا توحید را از زبان امام سجاد (ع) بیاموزیم، خدا را چنان که هست باور کنیم، اخلاق و سبک زندگی اسلامی را بیاموزیم، مسئولیت فردی و اجتماعی خویش در برابر حکومت و جامعه اسلامی را درک کنیم و ...
عموم مردم آزاده و حق طلب که چراغ فطرت را در وجود خویش خاموش نکردهاند مخاطبان این نوشتار هستند.
ابو حمزه ثمالی یک بار که دست فرزندم شکسته بود. او را نزد یحیى بن عبدالله شکسته بند بردم نگاهی کرد و گفت: این شکستگی بدی است. پس به بالاخانهاش رفت تا دستمال و وسایل کارش را بیاورد. همان لحظه به یاد دعایی افتادم که علی بن حسین (ع) به من آموخته بود. دست پسرم را گرفتم و دعا را بر آن خواندم روی شکستگی دست کشیم پس به اذن
خداوند بهبود یافت. یحیی بن عبدالله پائین آمد و اثری از شکستگی ندید. گفت: دست دیگرش را ببینم باز هم چیزی ندید گفت: سبحان الله مگر چند لحظه قبل نگفتم این دست بدجور شکسته است. پس کو؟ این از سحر و جادوی شما شیعیان بعید نیست. گفتم مادرت بر تو بگرید این سحر نیست. بلکه من دعایی را که از مولایم علی بن حسین آموخته بودم
خواندم و شکستگی زائل شد. گفت: آن را به من بیاموز گفتم: بعد از آن سخن که گفتی هرگز حرفی از آن را به تو یاد نخواهم داد. تو سزاوار آن نیستی.
نظرات