کتاب سیره تربیتی حضرت موسی(ع)، دوازدهمین دفتر از سلسله مباحث سمت خدا است که توسط حجتالاسلام محمدرضا عابدینی ایراد شده و توسط نشر معارف منتشر گردیده است.
قرآن کریم در سیره تربیتی خود علاوه بر بیان مفاهیم به بیان الگو و مصداق عینی و خارجی نیز میپردازد. از این رو در قرآن کریم بیش از دو هزار آیه درباره انبیای الهی آمده است. از طرفی همه انبیا، با اینکه به شرایط زمان، مکان و استعدادها توجه داشتهاند، ولی مخاطبشان نظام فطرت بوده است؛ نظامی که خدای متعال آن را در وجود همه انسانها قرار دادهاست. از این رو به تعبیر قرآن کریم زندگی امتهای انبیای پیشین، مثلی برای امت خاتم است: «فجعلناهم سَلَفاً و مثلا للآخرینَ». لذا سیره پیامبران الگویی نیکو و قرآنی در هدایت بشریت به سوی خدای واحد و احد است.
کتاب سیره تربیتی حضرت موسی (ع) در ابتدا به خصوصیتهای بارز قرآن میپردازد. کتاب قرآن را همواره زنده معرفی میکند و معتقد است قرآن همواره نو به نو میشود. پس از این موضوعاتی چون نسل توحیدی حضرت ابراهیم، نقش حضرت موسی در امت خاتم، نوع نگاه قرآن به تاریخ انبیا و پیوستگی سیره مبارزاتی انبیا به عنوان انسانی چند هزار ساله واکاوی میشوند.
پس از این کتاب در فصل نخست خود به دوران پیش از حضرت موسی (ع) اشاره میکند. یعقوب و بنی اسرائیل، وصیت حضرت یوسف (ع) به شیعیانش، دوران حاکمیت توحید در زمان حضرت یوسف، لازمه تشکیل حکومت برای پیادهسازی کامل توحید، جهاد و تلاش در فرهنگ انتظار و امیدآفرینی در جامعه توسط علما برخی از مهمترین مباحث مطرح شده در این فصل هستند.
کتاب در پنج فصل دیگر سیره حضرت موسی (ع) را از ولادت تا بعثت حلاجی میکند. رویه کار این است که حجتالاسلام عابدینی در هر مقطع اتفاقات مهم زندگی حضرت را برمیشمارند و پیامدهای اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و فردی آن رویداد را ذکر میکنند.
حضرات معصومین (ع) با بیان سنت الهی در تکرار وقایع، بالخصوص جریان بنیاسرائیل را از وقایعی میدانند که حوادث آن برای مسلمانان تکرار میشود که باید با اتکای به این تجربه تاریخی که خدای سبحان نقل میکند در جهت درست تاریخ بایستند تا در کنار رویشها و نه ریزشها قرار بگیرند. افزون بر اینها کتاب حاضر حضرت موسی را به عنوان نمونهای از یک انسان کامل معرفی میکند تا الگویی نیکو در مسیر زندگی بشر ارائه دهد.
علاقهمندان به سبک زندگی اسلامی، تربیت اسلامی، تاریخ انبیا و داستانهای مذهبی مخاطبان این نوشتار هستند.
بیان لحظه بعثت به نبوت در قرآن تنها اختصاص به حضرت موسی علیه السلام دارد و در مورد هیچ یک از انبیا، بیانی در توصیف لحظه بعثت ایشان نیامده است. این ویژگی مانند ویژگی منحصر به فرد حضرت آدم علیه السلام در بحث خلافت ایشان در زمین است.
اصل جریان خلقت آدم علیه السلام مخصوص آدم علیه السلام است و درباره شخص دیگری تکرار نشده است. اگرچه خلقت عیسی علیه السلام نیز مانند دیگران نبوده و نحوه ای از شباهت به حضرت آدم علیه السلام دارد که إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِنْدَ اللهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ من تراب این ماجرا با ماجرای حضرت آدم علیه السلام متفاوت است. نحوه خلقت آدم علیه السلام و سپس سجده ملائکه و تمرد شیطان و سپس ورود به بهشت و بعد از آن هبوط ایشان به زمین همگی اختصاص به ایشان دارد.
خصوصیت حضرت موسی علیه السلام نیز این بوده است که خداوند، وقایعی که منجر به رسالت ایشان شده است را یک به یک بیان میفرماید و لحظه بعثت ایشان را نیز به طور خاص و به گونه ای شرح میدهد که در مورد هیچ یک از انبیا نیامده است. در زندگی همه انبیا وقایع عظیمی وجود داشته که منجر به بعثت ایشان شده؛ اما میبینیم که مثلاً درباره لحظه بعثت حضرت آدم علیه السلام یا حضرت نوح علیه السلام یا حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام چیزی بیان نشده است.
نظرات