کتاب رو به راه به قلم سید محسن حسینی برداشتی آزاد از کتاب صراط استاد علی صفایی حائری (عین. صاد) است که با ادبیات نوجوان و جوان امروزی همسانسازی شده است.
آدمی مجموعهای از استعدادها، توانمندیها و غرایز است. برای او غایتی مشخص شده است و برای رسیدن به این غایت هادیان یسیاری با بهرهگیری از فطرت و عقل او را به راه میخوانند. کتاب رو به راه تلاشی است برای روشن کردن همین مسیر تا بر مبنای اندیشههای استاد حائری، چراغ اندیشه را در زندگی خود روشن سازیم و در بزنگاههای سخت زندگی از مدار خدا منحرف نشویم.
سیر محتوایی کتاب سفری است به سمت قله خدا خواهی که از نقطه آغازین انسان شناسی و شناخت ظرفیتهای بی نهایت وجودی آغاز میگردد، از بزنگاههای انتخاب میگذرد و تا قلههای ایمان به پروردگار، سلوک الى الله و رسیدن به مقام قرب الهی امتداد مییابد.
بنای این کتاب بر حرکتی تدریجی استوار است و ساختار آن به گونهای طراحی شده که مسیر را مرحله به مرحله پیش میبرد. از این رو بهرهمندی حقیقی از این محتوا نیازمند درنگ و تامل است. لذا کتاب رو به راه صرفا یک کتاب تئوری و نظری نیست، بلکه برنامهای عملی است که مخاطب خود، به ویژه جوان و نوجوان را به حرکت فرامیخواند.
کتاب با یک مثال ساده شروع میکند. چه میشود که عدهای خواب صبح جمعه را با کوهنوردی جابهجا میکنند؟ خوب همه ما عشق به ورزش و سلامتی در وجودمون هست، اما دلیلی برای حرکت پیدا نمیکنیم. حالا فرض کنید دکتر بهمون بگه شما یک بیماری قلبی دارید که فقط با کوهنوردی درمان میشه. علاوه بر اینها اگر بهتون اعلام بشه که نوک قله یک گنج است دیگه انگیزهمون دو برابر میشه. حالا اگر در مسیر صعود یک گله سگ ولگرد دنبالمون کنند که تا نوک قله بدو میریم. نکته اینجاست که باید یک دلیل مناسب پیدا کنیم؛ یه چیزی که ارزش مصرف کردن عشق و انرژی رو داشته باشه. ما عاشق آفریده شدیم. عشق را داریم. آنچه که جابهجا میشود، معشوقها و محبوبها هستند. اما امان از بیخبری، امان از بیخبری نسبت به اون گنجی که در اوج قله دلمون مخفی شده و ...
کتاب با مثالهایی اینچنینی و ارائه الگوهایی ملموس مطالب عمیق را به عمق جان مخاطب مینشاند. این کتاب امتداد کتاب رو به رشد است. لذا پیشنهاد میشود ابتدا این کتاب و سپس رو به راه مطالعه شود.
تا درک کنیم ما برای دنیا و مافیها آفریده نشدهایم. مقصد چیز دیگری و جای دیگری است. باید ظرفیتهای وجودی خویش را بشناسیم و آنها را در مسیر خدا صرف کنیم.
جوانان، نوجوانان و همه افرادی که روح پرسشگرشان آنها را به جستوجوی حقیقت میکشاند.
اصل کار رو بگم: راه و صراط ،رشد عبودیته؛ یعنی تمرکز روی حرف و خواست خدا نه خواست خودم نه خواست مردم نه خواست شیطان و نه خواست دنیا و اهل دنیا. عبودیت یعنی دنبال انجام خواست خدا بودن. البته عبودیت رو با عبادت اشتباه نگیر. نمیگم عبد، کسیه که مدام نماز میخونه. خود نماز هم باید با عبودیت همراه باشه. نمازی که از سر عادت باشه و رنگِ بندگی و چشم گفتن به خدا نداشته باشه، اثر چندانی نداره.
نماز واقعی نمازیه که روحش عبودیت باشه؛ یعنی با اختیار خودت به خدا اعلام کنی من اومدم بنده بشم. دنبال واسطه ها و خالیبازها نرم و خودم رو به تو محدود کنم. یله و رها نباشم و انرژیهام رو جز در این مسیر مصرف نکنم. پس اون عبادتی در مسیر درسته که رنگ و بوی عبودیت گرفته باشه.
نظرات