کتاب روش شناسی انتقادی حکمت صدرایی در واقع حاصل دغدغههای فکری نویسنده در یک دوره هشتساله (از ۸۰ تا ۸۸) است. مجموعهای از مقالهها، سرمقالهها و مصاحبههایی که همگی دورِ یک سوال اصلی میچرخند: «ما با چه عینکی باید به علوم سیاسی و اجتماعی نگاه کنیم؟»
نکته مهم اینجاست: درست است که بیشتر بحثها حولوحوش «سیاست» میچرخد، اما فرمولهایی که اینجا مطرح میشود، کلیدِ قفلهای جامعهشناسی و بقیه علوم انسانی هم هست. یعنی اگر دانشجو یا پژوهشگر علوم اجتماعی باشید، این مباحث دقیقاً به کارتان میآید.
در این کتاب چه چیزی منتظر شماست؟
۱. خشت اول (ماهیت علم): کتاب با بحثهای پایهای شروع میشود. اینکه اصلاً جنس «دانش» چیست؟ چون تا تکلیفمان با خودِ مفهوم علم و معرفت روشن نشود، هر ساختمانی که در علوم اجتماعی بسازیم، کج میرود.
۲. جعبهابزار (روششناسی): بعد وارد فاز عملی میشود؛ یعنی «روش». اینجا یاد میگیرید که چطور باید پدیدهها را تحلیل کرد. یک مثال خیلی جذاب هم دارد: مقاله دوازدهم. نویسنده در این مقاله، با استفاده از روش نقلی (یعنی رجوع به متون و روایات)، به یک سوالِ قدیمی و چالشی جواب میدهد: «آیا جامعه خودش یک موجود زنده و واقعی است، یا فقط جمعی از من و شماست؟» این بحث «هستی جامعه» یکی از آن گلوگاههای مهم علوم اجتماعی است.
۳. واقعیتِ میدان (مصاحبهها): بخش آخر کتاب، دوتا مصاحبه است که پای بحث را به فضای آکادمیک حوزههای علمیه میکشاند و وضعیت فلسفه و علوم سیاسی را در آنجا نقد و بررسی میکند.
چرا این اسم را رویش گذاشتهاند؟ اسم کتاب از یکی از مقالههای کلیدی مجموعه به نام «رئالیسم انتقادی حکمت صدرایی» برداشته شده. حرف حسابش هم این است: میخواهد حکمتِ ملاصدرا (که معمولاً فکر میکنیم فقط مالِ آسمانها و مجردات است) را بیاورد روی زمین و با آن مسائل کفِ جامعه و سیاست را حلوفصل کند.
اگر دنبال این هستید که پایههای فکریتان را در علوم انسانی محکم کنید و بدانید چطور میشود با نگاه بومی و اسلامی به مسائل مدرن اجتماعی نگاه کرد، این کتاب حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
نظرات