کتاب رازهای دو عصا به قلم محسن بغلانی و و تصویرگری محمدحسین صلواتیان از زبان دو عصا تاریخ مواجهه شهید مدرس با رضا شاه را با ادبیاتی ساده و در قالب داستانهایی کوتاه، برای نوجوانان بازگو میکند.
عصاهای مختلفی در دنیا داریم. مثل عصای فرعون که از چوبی ساده ساخته شده بود اما معجزه میکرد و نیل میشکافت و تبدیل به اژدها میشد یا حتی گوسفندان را هدایت میکرد. عصای دیگری هم داریم مثل عصای فرعون که با زر ناب و هزار نقش و نگار ساخته شده بود و جز تکبر و فخرفروشی کار دیگری نداشت. این عصا فقط عذاب برای صاحبش میخرید و اثری از او نیست. کتاب حاضر هم داستانی این چنینی است؛ از زبان عصای رضا شاه که در غربت مرد و عصای شهید مدرس که در موزه نام نیک صاحبش را فریاد میزند. کتاب از حضور شهید مدرس در بین مردم در کمال تواضع میگوید و از اوج اقتدار این شهید در برابر تصمیمات شوم رضا شاه.
این کتاب گریزی به تاریخ میزند و حقیقت استبدادی رضا شاه و ردپای شوم اجنبیها در ایران را آشکار میسازد، تا مخاطب را بدین نقطه برساند که استعمار چه از نوع انگلیسیاش و چه از نوع آمریکاییاش حال خوش ایران را نمیخواهد. افزون بر اینها لمس شیرین داستانهای تاریخی کتاب حاضر روحیه وطن پرستی، شجاعت و اعتماد ملی را در نوجوان تقویت میکند.
تمامی نوجوانان بالای ۹ سال مخاطبان این اثر ارزشمند هستند.
یک روز از طرف شاه برای مدرس پیغام آوردند که شاه میگوید: شما از ایران به هر جا از جمله عتبات عراق بخواهید بروید من وسائلش را فراهم میکنم. اربابم جواب داده بود که: «اینجا برای من خوب است. من در کشور خودم و میان مردم خودم میمانم اگرچه کشته شوم. ولی تو این را بدان که دولت انگلیس آخر تو را بیرون میاندازد و در جایی غریب و تنها میمیری!»
نظرات