کتاب «بر جادههای آبی سرخ» یکی از آثار برجسته، حماسی و تحقیقی نادر ابراهیمی است که با نثری شاعرانه و در عین حال استوار نوشته شده. این رمانِ زندگینامهای، روایتگر زندگی و مبارزات میرمهنای دوغابی، سردار مبارز ایرانی در عصر کریمخان زند است که علیه استعمار هلندیها و انگلیسیها در خلیج فارس قیام کرد. نادر ابراهیمی برای نگارش این اثر، بیش از ده سال وقت صرف تحقیق و بررسی اسناد تاریخی کرده است تا بتواند چهرهای واقعی و ملموس از این قهرمان ملی ترسیم کند.
داستان کتاب حول محور زندگی «میرمهنا» میچرخد؛ جوانی باهوش، شجاع و وطنپرست از اهالی بندر ریگ. او که شاهد تجاوزات بیگانگان و استعمارگران به آبهای خلیج فارس و جزایر ایران (بهویژه جزیره خارک) است، آرام نمینشیند. میرمهنا ابتدا با تکیه بر ایمان، شجاعت و درایت خود، گروهی از یاران وفادار را گرد هم میآورد. او نه تنها با اشغالگران خارجی، بلکه با دسیسههای داخلی و خوانینِ دستنشانده که به منافع ملی پشت کرده بودند، نیز مبارزه میکند.
عنوان کتاب، نمادی از مبارزات خونین و بیوقفه میرمهنا در دریای جنوب است؛ «آبی» نشاندهنده دریا و «سرخ» نشاندهنده خونِ شهیدانی است که در راه استقلال میهن بر این آبها ریخته شده است.
ابراهیمی در این رمان فقط به جنبههای نظامی و مبارزاتی میرمهنا نپرداخته، بلکه بُعد انسانی، احساسی و پیچیدگیهای شخصیتی او را نیز به تصویر کشیده است. میرمهنا در این داستان در عین قاطعیت در برابر دشمن، انسانی است که با تردیدها، عشقها و دغدغههای شخصیاش دست و پنجه نرم میکند.
داستان در نهایت به بازخوانیِ این حقیقت میپردازد که چگونه استعمارگران با تفرقه و دسیسه، راه را برای شکست مبارزان هموار میکنند، اما میرمهنا به عنوان نمادی از مقاومت در حافظه تاریخی ملت ایران باقی میماند.
زبان نادر ابراهیمی در این کتاب بسیار فاخر، پرکشش و سرشار از توصیفات خیرهکننده از دریا و جنوب ایران است. کتاب برشی از تاریخِ کمتر دیدهشده ایران را روایت میکند که اهمیت استراتژیک خلیج فارس در آن دوران را به خوبی نشان میدهد.
میرمهنای ابراهیمی یک قهرمانِ بیعیب و نقصِ اسطورهای نیست، بلکه انسانی است زمینی که با اشتباهات و آرمانهای بزرگش، برای مخاطب بسیار باورپذیرتر است.
این کتاب بیش از آنکه یک رمان تاریخی ساده باشد، یک منشورِ وطندوستی است که تلاش میکند هویتِ مستقل ایرانی را در مواجهه با قدرتهای بزرگِ استعماریِ زمان خود بازتعریف کند.
علاقهمندان به تاریخ ایران، رمانهای قهرمان محور و حماسی، طرفداران ادبیات فاخر و نثر شاعرانه، نویسندگان و دانشجویان ادبیات، افرادی که به دنبال هویتجویی هستند و عموم دوستداران رمانهای بلند مخاطبان این نوشتار هستند.
میرمهنا، ایستاده بر عرشه، به دریا مینگریست؛ دریایی که برای او، تنها یک پهنهی آبیِ بیانتها نبود؛ میدانِ آزمونی بود برای مردانی که نمیخواستند تن به ذلتِ رکود دهند. او خوب میدانست که سکون، در فرهنگِ بیگانه، یعنی مرگِ تدریجیِ یک سرزمین. با خود اندیشید: “آیا این آبها، این جادههای فیروزهای که به جای تجارت، اکنون بوی باروت و خون میدهند، روزی آرام خواهند گرفت؟” و پاسخ، در تلاطمِ امواجی بود که بیقرار، خود را به دیوارههای سنگیِ جزیره میکوبیدند؛ پاسخی که در رگهای او میجوشید و او را به قیام، به ایستادن، و به سرخ کردنِ این آبیِ بیکران فرا میخواند.
نظرات