نادر ابراهیمی کرمانی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران بهدنیا آمد. پدرش عطاءالمُلک ابراهیمی، از نوادگانِ ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدارِ کرمان در عصر قاجار بود، که رضاشاه او را، ضمنِ خلعِ درجه از کرمان به مشکین شهر تبعید نمود. نادر ابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش، یعنی شهر تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکدهٔ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به درجهٔ لیسانس رسید.
آنچنان که خود نادر در کتابهای «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ذکر میکند، برشمردن شغلهایی که تجربه کردهاست تقریبا غیرممکن است! به هر حال او کارگری در یک تعمیرگاه سیار در ترکمن صحرا تا نویسندگی و فیلمسازی را تجربه کردهاست. او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه در زمینههای فیلمسازی، ترانهسرایی، ترجمه، و روزنامهنگاری نیز فعالیت کرده است و بیش از نود کتاب از او به یادگار مانده است.
نادر از ۱۳ سالگی به یک سازمان سیاسی پیوست که بارها دستگیری، بازجویی و زندان را برایش در پی داشت. پس از تبعید آیت الله خمینی به عراق در سال ۱۳۴۲ و شروع مبارزات سیاسی، بسیاری از بیانیهها و اطلاعیههای سیاسی علیه شاه با قلم نادر ابراهیمی نوشته میشد. جدا از متنهای سیاسی، او موفق شد نظر ناشران را برای چاپ دو داستان «دشنام» و «آسمان در تسخیر کلاغها»، که محور آنها لزوم مبارزه علیه نظام شاهنشاهی بود، جلب کند.
بسیاری از روشنفکران غربزده و خواصِ سیاستزده با چسباندن نادر ابراهیمی به خود او را در برابر جمهوری اسلامی ایران قرار میدهند، این در حالی است که نادر با نقد منصفانه خود از ادب، هنر و سینمای ایران زمینه رشد آنها را خواستار بود. لذا باید او را فردی انقلابی و روشنفکر مسلمان دانست، آنچنان که کتابهای «با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ» و «سه دیدار» گواهی بر این مدعا هستند. کتابهای «مردی در تبعید ابدی» و «یک عاشقانه آرام» از برترین کتابهای نادر بوده و هستند.